تبليغاتX
اخبار خوزستان - اخبار و تحلیل سیاسی وقایع ایران و جهان

ناتو در رؤياي سلطه بر جهان

باخبرهاي اخيري كه در رابطه با پيوستن سربازاني از كشورهاي كلمبيا، مغولستان، ارمنستان، ژاپن، كره جنوبي، اوكراين و مونته نگرو به 45 كشور ديگر تحت رهبري «سازمان پيمان آتلانتيك شمالي» (ناتو) به گوش مي رسد، به زودي نيروهاي نظامي 50 كشور مختلف از پنج قاره، تحت يك ساختار فرماندهي متحد در خاورميانه حضور خواهند يافت. اين در حالي است كه تاكنون سابقه نداشته است سربازان زيادي از كشورهاي مختلف در يك جنگ واحد حاضر شوند. حتي اگر جنگ افغانستان را با عراق مقايسه كنيم، خواهيم ديد كه نيروهاي ائتلافي حاضر در عراق در سال 2006، تعداد 26 كشور بوده اند.
ناتو تنها بلوك نظامي دوران پس از جنگ سرد است كه توسعه يافته و برخي كشورهاي عضو پيمان ورشو سابق، يعني جمهوري چك، مجارستان و لهستان را در جريان اولين جنگ ناتو كه عبارت بود از 78 روز بمباران بيرحمانه يوگسلاوي، به خود جلب كرد. با گذشت زمان و دو سال بعد از حملات 11 سپتامبر، كشورهاي عضو ناتو براي اولين بار بند پنجم اين پيمان را فعال كردند: «كشورهاي عضو توافق مي كنند كه حمله مسلحانه به يكي يا بيشتر از يكي از كشورهاي عضو در اروپا و يا آمريكاي شمالي، به عنوان حمله عليه تمامي آنها تلقي مي شود»؛ از آن پس، اين كشورها، عمليات گوناگوني از استقرار سامانه رادار «آواكس» براي پاسداري از خليج آتلانتيك، تا «عمليات كوشش موثر» كه يك برنامه تجسس دريايي در درياي مديترانه است را آغاز كرده اند كه تا امروز نيز ادامه دارد. اما هدف اصلي از فعال كردن بند پنجم پيمان ناتو، اين بود كه سازمان مذكور 19 عضو اين بلوك نظامي (در آن زمان) را جمع كرده و با يورش به افغانستان، آن كشور را اشغال و سربازان، هواپيماها و پايگاه هاي نظامي را در جنوب و مركز آسيا از جمله قرقيزستان، پاكستان، تاجيكستان و ازبكستان، مستقر كند. در همين راستا، اجازه پرواز هوايي بر فراز قزاقستان و تركمنستان به دست آمد و پايگاه هاي هوايي تازه، تاسيس شد و بلغارستان و روماني نيز براي انتقال سربازان و تسليحات نظامي به منطقه جنگي افغانستان، مورد استفاده قرار گرفتند.
اگر جنگ يوگسلاوي در سال 1999، اولين عمليات «خارج از منطقه» ناتو بوده است، جنگ افغانستان نشانگر تغيير شكل ناتو به يك ماشين جنگنده جهاني است، به طوري كه طي سال هاي 2001 تاكنون، مقامات ناتو و حاميانشان از عباراتي نظير ناتوي قرن 21 استفاده كرده اند، و افغانستان اين فرصت را به اتحاد ناتو داد تا دامنه حضور خود را بيافزايد، به طوريكه با انجام اين عمليات نظامي، ناتو كوشيد تا خود را به عنوان اولين ارتش بين المللي دنيا معرفي كند. در همين رابطه، «كورت ولكر» دستيار معاون وزارت خارجه آمريكا در امور اروپا، سال 2006 گفت: ناتو در سال 1994اتحادي از 16 كشور بود و هيچ شريكي نداشت و هيچ عمليات نظامي را هدايت نكرده بود. در سال 2005، ناتو تبديل به اتحادي متشكل از 26 كشور شد و به طور همزمان، در هشت عمليات مختلف در چهار قاره و با كمك 20 شريك در اروپا و آسيا، هشت شريك مديترانه اي و چهار كشور شريك در خليج فارس، شركت داشت. از سال 1999 تاكنون، ناتو 12 عضو جديد پيدا كرده است كه عبارتند از: آلباني، بلغارستان، كرواسي، جمهوري چك، استوني، مجارستان، لتوني، ليتواني، لهستان، روماني، اسلواكي و اسلووني كه همه آنها در اروپاي شرقي قرار دارند و 9 كشور نيز عضو سابق پيمان ورشو، سه كشور از كشورهاي درون اتحاد شوروي سابق و دو كشور نيز از جمهوري هاي سابق يوگسلاوي بوده اند. تمامي اعضاي جديد آماده پيوستن كامل به ناتو تحت برنامه «مشاركت براي صلح» بودند كه اولين لازمه هاي آن همكاري هاي تسليحاتي، افزايش دو درصدي بودجه نظامي اعضاي جديد، پاكسازي كاركنان ارتش و ديگر پست هاي امنيتي و دفاعي كه از لحاظ سياسي قابل اعتماد نيستند، آموزش در دانشگاه هاي نظامي ناتو، ميزباني تمرينات نظامي مشترك با آمريكا و ساخت نيروي پليسي با زبان مشترك انگليسي براي پيوستن به عمليات خارجي بود. اين چنين است كه در نتيجه برنامه مشاركت براي صلح، هم اكنون تمامي اعضاي ناتو نيروهاي خود را در افغانستان مستقر كرده اند و در همين حال، اين مشاركت شامل تمامي كشورهاي عضو شوروي سابق (به جز روسيه) كه عضو ناتو نيستند نيز مي شود. اين كشورها عبارتند از: ارمنستان، آذربايجان، بلاروس، گرجستان، قزاقستان، قرقيزستان، مولداوي، تاجيكستان، تركمنستان، اوكراين و ازبكستان و ده كشور اروپايي، اتريش، بوسني، فنلاند، جمهوري ايرلند، مقدونيه، مالت، مونتنگرو، صربستان، سوئد و سوئيس كه تا پيش از اين هيچ گاه عضو اين بلوك نظامي نبوده اند هم اكنون سربازان تمامي اين كشورهاي اروپايي به جز مالت و صربستان، به همراه تمامي 28 كشور عضو ناتو در افغانستان حضور دارند. در رابطه با كشورهاي عضو شوروي سابق نيز، سربازاني از ارمنستان، آذربايجان، استوني، گرجستان، قزاقستان، لتوني، ليتواني، مولداوي و اوكراين تحت برنامه مشاركت براي صلح، در عراق حضور داشته اند، به طوريكه در زمان جنگ اوت گذشته در قفقاز جنوبي، گرجستان با استقرار 2000 تن از سربازانش در نزديكي مرزهاي ايران، سومين حضور بزرگ نظامي در عراق را داشت. ناتو همچنين، گفت وگوهاي مديترانه اي خود را نيز ارتقا داده است، گفت وگوهايي كه كشورهاي الجزاير، مصر، اسرائيل، اردن، موريتاني، مراكش و تونس را شامل مي شود. اين اقدام در جريان ديدار سال 2004 اعضاي ناتو در اسلامبول صورت عملي به خود گرفت، كه تحت عنوان «ابتكار همكاري استانبول» شناخته مي شود. در همين اجلاس بود كه طرح تركيب نظامي شش كشور عضو شوراي همكاري هاي خليج فارس يعني بحرين، كويت، عمان، قطر، عربستان سعودي و امارات متحده عربي نيز آماده شد. اين در حالي است كه امارات متحده عربي، تاكنون تنها كشور عربي است كه سربازانش را در افغانستان مستقر كرده است. ناتو همچنين با افغانستان و پاكستان، يك كميسيون سه جانبه تشكيل داده است كه به بررسي توسعه خطرناك جنگ در آسياي جنوبي مي پردازد. به طوري كه سران نظامي، دفاعي و سياسي پاكستان و افغانستان به طور منظم براي ديدار و كسب دستورات، به مقر ناتو در بلژيك احضار مي شوند. علاوه بر آن، سربازان افغانستان و پاكستان نيز در پايگاه هاي ناتو در اروپا آموزش داده مي شوند.
مؤلفه ديگر، تصميم سال 2001 ناتو براي فعال سازي بند پنجم اين پيمان، استقرار نيروهاي ناتو در شاخ آفريقا بود، كه اين امر به طور مقدماتي در «كمپ لمونير» واقع در جمهوري جيبوتي انجام شد و نيروهاي ناتو در آنجا اقدام به تجسس دريايي و عمليات انتقال نيرو كردند و در نهايت، پاييز سال گذشته، ناتو اولين نيروي عملياتي دريايي خود را در خليج سومالي مستقر كرد و نفوذ خود را در آفريقا افزايش داد.
علاوه بر پنج كشور آفريقايي كه در گفت وگوهاي مديترانه اي حضور داشتند، ناتو نفوذ خود در اين قاره را طي هشت سال گذشته توسعه بخشيده است، بطوري كه يك گروه دريايي از ناتو در كنيا نيز مستقر شده است. اعضاي ناتو همچنين، مانورهاي نظامي مختلفي را در آفريقايي جنوبي انجام داده اند و حتي ليبي همكاري هاي خود با ناتو را شروع كرده است. در اينجا لازم است به تشكيل آفريكام توسط پنتاگون در سال گذشته اشاره شود؛ آفريكام در واقع پروژه شخصي ژنرال «جيمز جوتر» آمريكايي است كه از سال 2003 تا 2006 فرمانده ارشد نظامي ناتو بوده است. به هر حال، با تشكيل آفريكام، تمايز بين عمليات ناتو و پنتاگون در آفريقا بسيار ناچيز شده است و تمامي 53 كشور آفريقايي به جزاريتره، سودان و زيمباوه، شركاي بالقوه ناتو خواهند بود. هم اكنون تمركز اصلي طرح هاي جهاني ناتو بر افغانستان و كشورهاي همسايه آن است؛ 9سال جنگ در افغانستان، اين كشور را به محلي براي آزمايش تسليحات و ايجاد پايگاه هاي هوايي كرد، منطقه اي كه منافع ايران، هند، چين و روسيه را تحت تأثير قرار مي دهد. افغانستان همچنين يك اردوگاه آموزشي براي آموزش اعضاي جديد ناتو است. هم اكنون بيش از 100هزار سرباز تحت فرمان آمريكا و ناتو در افغانستان حضور دارند كه بيشتر آنها نيروهاي ويژه، سربازان هوابرد و كوهستاني و ديگر واحدهايي هستند كه از كشورهاي عضو تحت امر ناتو درآمده اند. هفتم اوت «آندرس راسموسن»، دبيركل ناتو، خواستار اعزام نيروهاي بيشتري شده بود.از سوي ديگر، راسموسن تنها دو روز پس از انتصابش به سمت دبيركلي ناتو اظهار داشت كه تنظيم يك ضرب الاجل براي خروج نيروهاي بين المللي از افغانستان ممكن نيست و كشورهاي غربي تا زماني كه نياز باشد، در افغانستان حضور خواهند داشت.
در همين حال، ژنرال انگليسي «ديويد ريچاردز»، رئيس ستاد كل ارتش نيز هفتم اوت (16مرداد) تأكيد كرد كه احتمال خروج نيروهاي ناتو افغانستان وجود ندارد و حضور انگليس در اين كشور ممكن است 30الي 40سال ادامه داشته باشد. هشت روز قبل از آنكه ريچاردز چنين اظهاراتي بكند، «سرنيگل شينوالد» سفير انگليس در آمريكا، نيز طي اظهارات مشابهي گفته بود؛ انگليس و ناتو در آسياي جنوبي و مركزي ايفاي نقش مي كنند، و اين امر، دهه ها ادامه خواهد يافت. سفير افغانستان در آمريكا نيز تابستان گذشته اعلام كرده بود، اميدي براي كاهش وسعت جنگ در كشورش وجود ندارد و كشورهاي ناتو قصد دارند تا هشت الي 10هزار سرباز اضافي به افغانستان اعزام كنند. علاوه بر آن، آمريكا هم بيش از 40 هزار نيروي جديد به اين كشور مي فرستد.توجيهات رسمي افزايش نيروهاي ناتو و آمريكايي در افغانستان اين است كه افزايش نيرو، تلاشي مقطعي براي اطمينان حاصل كردن از امنيت انتخابات افغانستان است.
يك روز قبل از آنكه سفير انگليس در ايالات متحده از طرح انگليس براي حضور چند دهه اي در افغانستان خبر دهد، «ديويد ميليبند»، وزيرخارجه انگليس كنفرانس خبري مشتركي با «هيلاري كلينتون» همتاي آمريكايي خود در واشنگتن برگزار كرد. او در اين كنفرانس با اشاره به نظرسنجي هايي كه هم در آمريكا و هم در انگليس صورت گرفته است، گفت اكثر مردم اين دو كشور با استمرار جنگ در افغانستان مخالف هستند. ميليبند اظهار داشت: من به وضوح مي گويم كه ما (انگليس و آمريكا)، با هم وارد جنگ افغانستان شديم، و با هم اين جنگ را ادامه خواهيم داد. زيرا ما با همديگر قدرتمندتر هستيم.
ناتو و پنتاگون در واكنش به وخيم تر شدن اوضاع امنيتي در افغانستان، اقدام به برگزاري يك جلسه محرمانه فوري در پايگاه هوايي آمريكا در نزديكي مقر ناتو در بلژيك كردند. شركت كنندگان در اين جلسه «رابرت گيتس»، وزير دفاع آمريكا، «مايك موليتز»، رئيس ستاد مشترك، ژنرال «استنلي مك كريستال»، فرمانده ناتو و نيروهاي آمريكايي حاضر در افغانستان، ژنرال «ديويد رودريگرز»، جانشين فرمانده نيروهاي آمريكايي حاضر در افغانستان، «جيمز استاوريديس»، فرماندهي عالي ناتو و «ديويد پترائوس»، فرمانده قرارگاه مركزي نيروهاي آمريكايي بودند. دو روز پس از برگزاري اين جلسه «شوراي آتلانتيك شمالي» به عنوان هيئت حاكمه ناتو، اعلام كرد كه به دنبال تشكيل فرماندهي جديد ناتو در افغانستان است و اين فرماندهي نيز «فرماندهي مشترك مياني» ناميده خواهد شد و ژنرال رودريگرز آلماني نيز آن را فرماندهي مي كند. اين تصميم ناتو در واقع، مشابه مدلي است كه در عراق از آن استفاده شد و طبق آن، فرماندهي كلي نيروهاي چند مليتي در اختيار يك ژنرال چهار ستاره آمريكايي بوده است و همزمان يك ژنرال سه ستاره نيز عمليات هاي روزانه را فرماندهي مي كرد. البته، افغانستان فقط براي ناتو ميدان جنگ در آسياي جنوبي نيست از 20 تا 24 جولاي (29تير تا 2مرداد) فرماندهان ارشد نيروهاي مسلح آمريكا و پاكستان، در گرجستان و در جريان سمينار مبارزه با شورش، با يكديگر ديدار كردند. سرهنگ «ديويد راپر» رئيس مركز مبارزه با شورش ارتش و نيروي دريايي آمريكا در تشريح مذاكرات صورت گرفته در سمينار گرجستان گفت: اين هفته ما درس هائي از مبارزه با شورش را ارايه كرديم. ما از آن درس ها، براي شروع گفتگوها استفاده كرديم و با برگرفتن تجربه هاي قبلي در عراق، آنها را براي موقعيت كنوني خود به كار برديم. ما همچنين، نقطه نظرات خود در رابطه با چالش هاي افغانستان، پاكستان و به طور كلي آسياي جنوبي، رد و بدل كرديم.البته، آسياي جنوبي تنها شامل افغانستان و پاكستان نيست بلكه، شامل هند، نپال، بنگلادش، و سريلانكا نيز مي شود. يك مقام نظامي ديگر آمريكايي نيزكه درسمينار چهار روزه گرجستان حضور داشت، گفت: پاكستان كشور محوري در عمليات كنوني ماست. فرمانده ارتش پاكستان درحقيقت، از ميانه مبارزه با شورش به اينجا آمده است تا اطلاعاتش را به ما بدهد و ما نيز آمده ايم تا درباره فعاليت هايي كه هم درگذشته و هم اخيراً درعراق و افغانستان انجام داده ايم، صحبت كنيم. درهمين حال، اوايل ماه اوت (اواخر تير) مك كريستال (فرمانده سربازان آمريكايي و ناتو در افغانستان) و «ريچارد هالبروك. نماينده ويژه آمريكا در افغانستان و پاكستان، با «استنلي كارنو» محقق و پژوهشگر جنگ ويتنام، گفت وگو كردند تا ازدرس هاي اين جنگ براي مبارزه عليه طالبان استفاده كنند. درهمين رابطه، هالبروك درگفت وگو با خبرگزاري «آسوشيتدپرس» با تاييد اين خبر، شرح داد كه با كارنو در رابطه با شباهت هاي بين دو جنگ ويتنام و افغانستان صحبت شده است. «آسياي جنوبي بزرگ» تنها منطقه اي نيست كه جنگ بزرگتر غرب در افغانستان را شامل مي شود، بلكه آسياي مركزي و حوزه درياي خزر هم شامل اين جنگ مي شود. به طوري كه كشورهاي حاضر در اين مناطق پايگاه هاي نيروهاي ناتو و آمريكا را تأمين كرده اند (قرقيزستان، تاجيكستان، ازبكستان). كشورهايي هم كه اقدام به تامين سرباز و خدمات كمكي به ناتو كرده اند، به طور گسترده تري وارد شبكه ناتو مي شوند. در ژانويه گذشته، ژنرال «ديويد پـترائوس» از قزاقستان ديدار كرده و از اين كشور خواسته بود پايگاه هاي هوائي اش را به منظور عبور هواپيماهاي آمريكايي به افغانستان، بازكند. بعدها نيز فاش شد كه مذاكرات پترائوس با مقامات قزاقستاني، شامل به كارگيري سربازان قزاق براي حضوردر جبهه افغانستان نيز مي شده است. اين درحالي است كه قزاقستان عضو «سازمان پيمان امنيت جمعي» به رهبري روسيه و همچنين عضو «سازمان همكاري هاي شانگهاي» است كه سه كشور همسايه اش يعني قرقيزستان، تاجيكستان و ازبكستان نيز به همراه روسيه وچين، دراين سازمان حضور دارند. اين كشور همچنين از جمله كشورهاي حاشيه درياي خزر است كه داراي ذخاير عظيم نفتي وگازي بوده و به عنوان يك كشور كليدي درطرح هاي غرب براي دراختيار گرفتن حمل و نقل هيدروكربن ها به اروپا و آسيا، مطرح است. نفوذ پنتاگون و ناتو به قزاقستان كه يكي از اعضاي برنامه مشاركت براي صلح ناتو است، به طور همزمان موجب حضور حمله خصمانه ارتش غرب درمرزهاي روسيه و چين خواهد شد و موجوديت سازمان همكاري هاي شانگهاي و سازمان پيمان امنيت جمعي را تضعيف مي كند. درواقع بخشي از اهداف جنگ افغانستان كه تنها چهار ماه پس از پيدايش سازمان همكاري هاي شانگهاي در ژوئن سال 2001، آغاز شد، به صراحت مستقر كردن نيروهاي نظامي آمريكا و ناتو در آسياي مركزي، با هدف بي اثر كردن تلاش هاي چين و روسيه براي توسعه امنيت، انرژي، حمل و نقل و ديگر پروژه هاي مشترك، اعلام شده است. هفتم اوت سال جاري (16 مرداد) «ريچارد هواگلند» سفير آمريكا در قزاقستان با وزير دفاع اين كشور ديدار كرد تا همكاري هاي نظامي دو جانبه را گسترش دهد. وي طي ديدار با «ژاكسيبكوف» وزير دفاع قزاقستان به تجربيات ارتش آمريكا و تبادل اين تجربيات اشاره كرد كه اين به شركت بيش از 320 نظامي قزاق، در برنامه آموزش نظامي مراكز آموزشي ارتش آمريكا انجاميد. همچنين، «رابرت گيتس» وزير دفاع آمريكا، هفتم اوت با اشاره به اينكه قرقيزستان اوايل سال جاري ميلادي اقدام به اخراج نيروهاي ناتو و آمريكا از پايگاه هوايي «ماناس» كرده بود، از اينكه قرقيزستان بار ديگر به نيروهاي آمريكايي اجازه داده است تا از همان پايگاه هوايي استفاده كنند، ابراز خوشنودي كرد و اظهارداشت كه توافقنامه جديد، آمريكا و قرقيزستان را قادر مي سازد تا به «روابط نظامي بسيار سازنده اي كه پيش از اين ايجاد شده بود، ادامه دهند.» شايان ذكر است كه قرقيزستان نيز همچون قزاقستان، عضو سازمان پيمان امنيت جمعي و سازمان همكاري هاي شانگهاي است.دراين ميان، تلاش هاي آمريكا براي فعال شدن در تركمنستان نيز قابل ذكر است؛ در پايان ماه جولاي «ويليام برنز» معاون وزير خارجه آمريكا در امور سياسي، از طرح ايجاد يك كميسيون بين دولتي خبر داد كه براي همفكري هاي منظم با تركمنستان ايجاد شده است و به افزايش ثبات در افغانستان و منطقه كمك مي كند. اين درحالي است كه يك گزارش فاش كرد: تركمنستان به آهستگي درحال تبديل شدن به قطب عظيم شبكه تامين محموله هاي غيركشنده نيروهاي ناتو و آمريكايي در افغانستان است. علاوه بر آن، پنتاگون نيز تاييد كرده است كه يك گروه كوچك از كاركنان نظامي آمريكايي هم اكنون در عشق آباد فعاليت مي كنند تا به سوخت گيري مجدد عمليات كمك كنند.علاوه بر آن، اقدامات مشابهي نيز در گوشه غربي درياي خزر و آذربايجان و همسايگانش در جنوب قفقاز در حال انجام است. به طوري كه اين كشورها نيز با افزايش وسيع سربازان و تجهيزات و گسترش عمليات رزمي در افغانستان، حريم هوايي و پايگاههاي هوايي خود را هم براي عبور سربازان، تسليحات و ملزومات آماده كنند. همچنين طرح هايي در راه هستند كه در چارچوب آنها پايگاههاي هوايي بلغارستان و روماني توسط آمريكا و ناتو به كار گرفته مي شوند تا به پايگاههاي حاضر در گرجستان و آذربايجان و از آنجا به آسياي مركزي و افغانستان متصل شوند.در همين راستا، ماه گذشته اولين پايگاه ترابري هوايي استراتژيك جهاني، در پايگاه هوايي «پاپا» در مجارستان، كه از آن به عنوان بزرگترين پروژه ناتو طي 40 سال اخير ياد مي شود عملياتي شد تا در جنگ آسياي جنوبي و درگيري هاي شرق مورد استفاده قرار بگيرد. 12كشور مشاركت كننده دراين پايگاه بلغارستان، روماني، اسلوني، لهستان، مجارستان، لتوني، ليتواني، هلند، نروژ و آمريكا و همچنين دوعضو برنامه مشاركت براي صلح يعني فنلاند و سوئد هستند. پس ازديدار ماه گذشته روساي جمهور روسيه و آمريكا در مسكو، روسيه توافق كرد سالانه به 4500 پرواز پنتاگون اجازه دهد به طور رايگان از حريم هوايي روسيه عبور كنند كه اين امر موجب مي شود تا آمريكا سالانه به ميزان 133 ميليون دلار در هزينه هاي كلي ترانزيت، صرفه جويي كند. «آلفرد راس» نويسنده آمريكايي در رابطه با موافقت روسيه با طرح هاي جنگي آمريكا در آسياي جنوبي هشدار داد و نوشت: آمريكا، تحت حكومت «باراك اوباما» با آهنگ شديدي درحال پيش بردن حضور نظامي خود درهمسايگي روسيه در آسياي مركزي است؛ انتصاب هالبروك، نماينده سابق ناتو كه حمله ناتو به يوگسلاوي را هماهنگ كرده بود، به عنوان نماينده آمريكا در منطقه، در واقع پرده از اهداف و مقاصد اوباما برمي دارد. هيچ منطقه اي از لحاظ استراتژيكي مهمتر از «افغانستان- پاكستان» نيست، منطقه اي كه نيروهاي آمريكايي را در نزديكي ايران، چين و بخش آسياي مركزي روسيه مستقر مي كند. در رويكرد نامنظم جنگي جديد آمريكا اين توانايي وجود دارد كه مناطق كوچك را نقشه برداري كند، الگوهاي عبور و مرور شهروندان را تحليل نمايد و سيستم هاي رادار محلي را بخواند؛ مواردي كه امري كليدي براي دور بعدي عمليات آمريكا در حيطه جنوبي روسيه، از «كريمه» تا قرقيزستان، خواهد بود. كشور مغولستان نيز كه در همسايگي روسيه و چين قراردارد، مقدمتا اقدام به ارسال 130 سرباز براي حضور در افغانستان، تحت فرمان ناتو، كرده است. اين مشاركت مغولستان در افغانستان (و حتي عراق) به تحكيم اتحاد اين كشور با ايالات متحده كمك كرده است و همين امر موجب تسهيل اجراي سياست «همسايه ثالث» براي اين كشور به منظور «به دست آوردن متحدان ديگري به غير از روسيه و چين»، مي شود. آمريكا و ناتو از قزاقستان، ازبكستان، قرقيزستان، تاجيكستان و تركمنستان جهت محاصره چين و روسيه استفاده مي كند كره جنوبي نيز، باز گرداندن سربازانش به افغانستان را تحت بررسي دارد و سنگاپور هم داراي يك واحد نظامي در ناتو است.
جنگ افغانستان همچنين به غرب اجازه داد تا يك ناتوي آسيايي را شكل بدهد، ناتويي كه نيروهاي مسلح كشورهاي ياد شده به همراه نيروهاي استراليا و نيوزيلند را شامل مي شود.
در قفقاز جنوبي، ارمنستان نيز اعلام كرده است كه در نظر دارد سربازان بيشتري را در پايان سال جاري ميلادي به افغانستان اعزام كند. ارمنستان همانند تمام كشورهاي شوروي سابق (به جز تركمنستان) عضو «سازمان پيمان امنيت جمعي» است و همانندچهار كشور ديگر اين منطقه، توسط غرب فريفته شده است تا وفاداري خود را به سمت ناتو تغيير دهد. گرجستان نيز اعلام كرده است يك گردان از سربازاني كه توسط آمريكايي ها آموزش ديده اند را به افغانستان فرستاده است. گرجستان قبلاً هم به همراه آمريكا و ديگر اعضاي ناتو، 9 سال در عمليات ناتو در بالكان و پنج سال در عراق مشاركت داشته و وفاداري خود به غرب را با اقداماتش از سال 1999 تاكنون نشان داده است. اين كشور تجربه جنگي خود را سال گذشته و در جنگ پنج روزه با روسيه مورد استفاده قرار داد. به همين خاطر بود «جورجي كاندلاكي» معاون رئيس كميته امور خارجه پارلمان گرجستان، اخيراً به خبرنگاران گفت كه كشورش از اعزام سربازانش به افغانستان، دو منفعت بزرگ كسب كرده است؛ اول ارتش گرجستان با حضور در عمليات رزمي واقعي، تجربيات ارزشمندي را به دست آورده است و دوم اينكه اين اقدام عامل مهمي براي حمايت از خواست گرجستان جهت پيوستن به ناتو خواهد بود. كسب تجربيات جنگي در افغانستان و به كار بردن آن در مرزهاي روسيه، تنها مختص گرجستان نيست؛ يكي از فرماندهان سابق ارتش فنلاند در رابطه با پيوستن اين كشور به عمليات رزمي شمال افغانستان گفت: اين فرصت منحصر به فردي است و به واسطه آن، ما مي توانيم تمام واحدهاي جنگي خود را آموزش دهيم و اين واحدها در شرايط كاملاً جنگي، آموزش مي بينند.
فنلاند داراي 1300 كيلومتر مرز مشترك با روسيه است و علي رغم مخالفت اكثريت مردم اين كشور، دولت آن درحال پيوستن كامل به ناتو است.
درواقع ناتو از هر سو در حال دست اندازي به مرزهاي روسيه است و در اين ميان، جنگ افغانستان نيز موجب آموزش ديدن ارتش هاي عضو ناتو مي شود؛ ارتش هايي كه در همسايگي روسيه قرار دارند و ممكن است روزي وارد جنگ با اين كشور شوند. جنگ در افغانستان و پاكستان به بالاترين شدت و سختي خود تا به امروز رسيده است، به طوري كه آمار كشته شدگان غيرنظامي افغان در سال جاري بيش از 1000 نفر بوده است و ناتو و آمريكا نيز بالاترين ميزان تلفات خود را طي هشت سال گذشته، تجربه مي كنند. انگليس اعلام كرده است 2000 سرباز جديد را به همراه هواپيماهاي شكاري، هليكوپترهاي «شنوك» و «مرلين» و وسايل نقليه اضافي به افغانستان اعزام مي كند. هم اكنون ايتاليا، فرانسه، آلمان، روماني، تركيه، پرتغال،اسپانيا و اعضاي جديد ناتو مثل آلباني و كروواسي و كشورهاي مرتبط مثل استراليا و نيوزيلند نيروهاي خود را در افغانستان مستقر كرده اند و براي اعزام سربازان بيشتر و واحدهاي نيروهاي ويژه، هواپيماهاي جنگي، هليكوپترهاي هجومي و ديگر ادوات زرهي تحت فشار قرار دارند.
جنگ افغانستان تبديل به نبردي شده است كه نظاميان 50 كشور جهان در آن وارد شده اند، جنگي كه نيروهاي نظامي بين المللي در آن پخته شده و مي توانند در آينده هرجاي ديگري كه آمريكا و ناتو بخواهند، مورداستفاده قرار بگيرند. در حقيقت جنگ افغانستان يك جنگ عادي نيست، بلكه اين جنگ، اولين جنگ آمريكا در آسيا و طولاني ترين جنگ اين كشور از زمان جنگ ويتنام است؛ جنگ افغانستان اولين جنگ زميني ناتو و اولين عمليات نظامي آن در آسيا است؛ به خاطر جنگ افغانستان، ارتش آلمان از زمان شكست رايش سوم در سال 1945، وارد اولين عمليات جنگي خود شد؛ سربازان فنلاندي اززمان جنگ جهاني دوم تاكنون، اولين جنگ خود را تجربه كردند و نيروهاي سوئدي نيز اولين جنگ خود را طي 200 سال گذشته تجربه كردند؛ كانادا از زمان جنگ كره، اولين بار است كه سربازان خود را در جنگ ازدست مي دهد؛ استراليا نيز اولين مرگ سربازانش را از زمان جنگ ويتنام ثبت مي كند و بالاخره اينكه، تعداد كشته شدگان سربازان انگليسي از زمان جنگ فالكلند (مالويناس) در سال 1982، به بيشترين ميزان خود رسيده است.

العالم در برابر جنگ رسانه اي سعودي

"طي روزهاي گذشته از طريق پيگيري هاي سطحي كه نسبت، به هجوم برنامه ريزي شده شبكه العالم عليه كشور عزيزمان داشته ام. خداي سبحان را به خاطر اين نعمت بزرگ شكر مي كنم ".
اين جمله را محمد بن سعود الجدلاني، نويسنده عربستاني در مقاله اي به نام تشكر از شبكه العالم در نشريه الكترونيكي الاقتصاديه به كار مي برد.( الاقتصاد الالكترونيه28/9/2009)
عنوان اين مقاله در ظاهر طرفداري از شبكه العالم است ولي اين مقاله در ادامه شديد ترين و هتاكانه ترين كلمات و عبارات را عليه شبكه العالم به كار مي برد. اين يك نمونه از حملات رسانه اي عليه شبكه العالم مي باشد كه تقريبا هر روزه رسانه هاي عربي وابسته به عربستان سعودي عليه شبكه العالم منتشر مي كنند.
در ماههاي اخير اين حملات در قالب خبر و گزارش در شبكه هاي ماهواره اي، انتشار مقاله در سايت هاي اينترنتي و برخي روزنامه هاي منطقه نمود بيشتري داشته است. شبكه تلويزيوني العالم با توجه به برجسته بودن جايگاه آن نزد افكار عمومي كشورهاي عرب منطقه و حضور جدي در عرصه هاي خبري عراق، فلسطين، لبنان در خصوص مسايل اصلي و اساسي منطقه، مورد هجوم گسترده اي قرار گرفته است.
از اين رو مي توان خشم رسانه هايي چون العربيه از شبكه العالم را در نتيجه عملكرد شفاف آن و حضور چشمگير آن درصحنه هاي اصلي خبري بين المللي دانست. چنين نگرشي درباره اثر بخشي العالم به خصوص از آن جهت برجستگي بيشتري پيدا مي كند كه عملكرد حمايتي اين شبكه از مقاومت در جريان جنگ 22 روزه با فعاليت هاي مخرب العربيه عليه مقاومت مردمي مقايسه مي شود.( ايرنا، 15/7/88)
جنگ رسانه اي بين ايران و عربستان از سال 2006 در پي حمله اسرائيل به جنوب لبنان شروع شد. اين جنگ بر سر مسايل لبنان به تدريج بين ايران و عربستان جنبه دسته بندي و يارگيري به خود گرفت. به اين ترتيب مصر، كشورهاي عرب حوزه خليج فارس، اردن و كشورهاي مغرب عربي به عربستان ملحق شدند و اين مجموعه بلوك سازش ناميده شدند و در مقابل سوريه، يمن،سودان و ليبي به جبهه ايران پيوستند و گروه مقاومت خوانده شدند. (روزنامه فلسطين،8/10/2009)
محمد القاسمي، نويسنده و روزنامه نگار مغربي در مقاله تحليلي با عنوان " شبكه هاي عربي العالم و العربيه عبري: رسانه مردم و رسانه صهيونيست ها " در خصوص چگونگي اين صف بندي رسانه اي در منطقه مي نويسد: رسانه هاي ديداري عربي در دو اردوگاه تقسيم شده اند، اردوگاهي رسانه اي كه به قضايا و مسائل مردم پرداخته و ياور ستمديدگان است و اردوگاهي كه انعكاس دهنده مطالبات دولت آمريكا و كشورهاي اروپايي است و در صدد كاهش مقاومت جنبش هاي آزاديبخش در فلسطين، لبنان، عراق و سومالي مي باشد. بارزترين مصداق براي اين تقسيم بندي، شبكه عربي العالم و شبكه عبري "العربيه " مي باشد. ننگ آور است كه شبكه العربيه چنين نامي دارد و همچنين ذلت آور است كه در برابر آن سكوت شود . اين شبكه با توجه به ماموريت حقير و ننگ آورش، به سمت گمراه كردن تدريجي افكار عمومي و تخريب مواضع بزرگان جهان اسلام حركت مي كند. وي سپس ادامه مي دهد شبكه ايراني عرب زبان العالم پيوسته در جبهه شبكه هاي عربي بارزي بوده كه با كلمه، تصوير، برنامه و برنامه هاي مستند پيرامون حق فلسطينيان خوش درخشيده است. اين شبكه هر روز، ضرورت حمايت ملتهاي عرب و مسلمان از مقاومت فلسطين را يادآوري كرده و پرچمدار قدس شريف شده است و در همين رابطه، برنامه هايي به منظور يادآوري خطراتي كه متوجه مسجد الاقصي مي باشد ارائه مي نمايد. شبكه بدور از ابهام و دوپهلوگويي ، حقايق را اطلاع رساني مي كند، رژيم اسرائيل، رژيمي اشغالگر و صهيونيستي است و اين شبكه ،حتي در زمينه اصطلاحات بكار گرفته شده در اخبار و برنامه ها، از مسئاله فلسطين دفاع مي كند. اين شبكه از نظر قلبي و محتوايي همراه فلسطين و حامي آن مي باشد و تحليلگران و كارشناسان اسرائيلي هرگز در اين برنامه جايي ندارند چون العالم آن را گام بزرگي در مقابل مسئله عادي سازي روابط با اين رژيم بشمار مي آورد. القاسمي همچنين با لحن تند تري در انتقاد از شبكه العربه مي گويد: شبكه العربيه وابسته به رژيم حاكم آل سعود ، با اشاره و توجيهات سرويس اطلاعاتي عربستان، اسلحه توانمندي در دستان آمريكا و رژيم صهيونيستي براي تخريب مسئله فلسطين و كاهش حجم مقاومت هاي فلسطينيان و ملت لبنان شناخته مي شود. طرفداري شبكه به ظاهر عربي العربيه از رژيم صهيونيستي منجر به اخذ امتيازي براي اين شبكه يعني عنوان العبريه شد. معيارهاي رسانه اي و سياسي العربيه مغايرتي با معيارهاي شبكه ده صهيونيست ها يا فاكس نيوز صهيونيستي امريكا ندارد. علاوه بر آن اين شبكه در مورد سايت هاي مقاومت فلسطيني جاسوسي كرده و در خدمت دشمنان تاريخي ملت عرب و مسلمانان است.
العربيه بازوان خود را به سوي تمامي دشمنان عرب مانند ليبرال هاي ضد قوميت عربي و اسلامي گشود. العالم و العربيه، در برابر مردم به دو رسانه متفاوت تبديل شده اند، رسانه هايي كه صادقانه ، در امتداد جريان آزادسازي فلسطين و حمايت از خط مقاومت حركت مي كنند كه نمونه عيني آن شبكه عربزبان العالم مي باشد و شبكه عبري العربيه نمونه رسانه منافق جيره خوار و بي ارزشي است كه براي خنثي و بي بها كردن مقاومتهاي انجام شده در مسير آزادي فلسطين تلاش مي كند. به تعبيري، شبكه العالم پرچمدار محور ممانعت و مقاومت بوده و شبكه عبري العربيه طلايه دارمحور اعتدال، تسليم وكرنش در برابر صهيونيست ها و آمريكاييهاست.(الجزاير تايمز،30 سپتامبر 2009)

جنگ رسانه اي سعوديها
ناصر عنقاوي نويسنده عربستاني در مقاله اي در سايت مركز الحرمين مي نويسد: در خصوص رابطه با ايران ، عربستان خيلي به اين رابطه تمايل ندارد و به جاي تفاهم به مقابله با ايران گرايش دارد يعني ايجاد تنش به جاي تنش زدايي كه طي دهه اخير شاهد روابط آن با تهران بوده ايم. عربستان همسو با تشديد موضعگيري كشورهاي غربي عليه ايران، به شدت موضع خود افزوده است چنانچه رسانه هاي سعودي در هجوم رسانه اي و تبليغاتي عليه ايران گوي سبقت را ربوده اند و مي بينيم شبكه العربيه از زمان انتخابات رياست جمهوري ايران تاكنون به چنين اقدامي دست زده است.
وي سپس در تحليل علت ناراحتي عربستان از ايران مي گويد: نفوذ عربستان در منطقه به علت كاهش رقابت رقابت آن شده است و عربستانيها از يك رقابت سالم ناتوان هستند لذا از طريق جنگ رسانه اي در پي جبران آن هستند. عربستان شبكه
mbc فارسي، راديو به زبان فارسي و العربيه نت فارسي را راه اندازي كرده است. شبكه العربيه ، روزنامه الشرق الاوسط و سايت ايلاف از سه سال پيش حملات خود را عليه ايران براه انداخته اند، اما پس از انتخابات اخير ايران، اين روند تشديد گرديد.رسانه هاي سعودي و مزدوران آنها در لبنان تبليغ مستمر خود عليه ايران را با اين فرض كه ايران دشمن نخست عربها و حتي خطرناك تر از اسرائيل است ، ادامه دادند . ( سايت مركز الحرمين،2009-08-22)
شبكه العربيه تقريبا هرشب برنامه گفتگويي يا پنلي را با موضوع ضد احمدي نژاد پخش مي كند. اين تنها بوي جنگ رسانه اي نيست. العربيه هيچ جاي ترديدي به جاي نگذاشته است. و قصد دارد طي ماههاي آينده اين روندد را داغ تر كند. اين جنگ پس از انتخابات ايران مستقيما بين شبكه العربيه و العالم شروع شده است. (
www.shiachat.com، 22/8/2009)
روزنامه هاي عربستاني اين روزها از نبرد ميان ( العربيه ) و (العالم ) سخن مي گويند و نظرات كاربران در اينترنت هم اميدوار كننده است كه حقايقي هم از عربستان در بحبوحه اين تنش سياسي ميان اين دو كشور بر ملا گردد. ملاحظه مي شود كه بيشتر تحليلگران مي گويند كه ( العربيه / عربستان ) خود آغازگر هجوم عليه ايران بوده اند . شايد مصطفي العاني پژوهشگر بعثي بارز كه از سوي عربستان حمايت مي شود و مركز مطالعات رسانه اي اختصاصي براي حمايت از آل سعود را تأسيس كرده است تنها كسي است كه در اظهاراتي به
CNN گفته است : رسانه هاي ايراني خود هجوم عليه عربستان را آغاز كرده و عربستان خود قرباني تروريست است نه صادر كننده آن . ( سايت مركز الحرمين،2009-08-22)

حمله به العالم
نشريه " الراي عربستان " در مقاله اي با لحني تند به شبكه العالم حمله كرده و اين شبكه را متهم مي كند كه به صورت غير مستقيم در اثنا برنامه هاي خود اهداف سياست خارجي ايران را تبليغ و دنبال مي كند. ( جريده الراي،30/7/2009)
سايت "السياسي " در مقاله اي به قلم الرءووف مدلل، شبكه العالم را تهديدي آشكار عليه عربستان ، العربيه و شرق الاوسط اعلام مي كند.( جريده السياسي الالكتروني،3/8/2009)
روزنامه " الوطن عربستان " نيز در مقاله اي به قلم محمد السحيمي از عملكرد شبكه العالم در دفاع از نظام جمهوري اسلامي در جريان انتخابات ايران انتقاد مي نمايد.( الوطن،15/72009)
همچنين "روزنامه الملف "در مطلبي شبكه العالم را مورد حمله قرار مي دهد كه چرا اين شبكه ادعا مي كند تشكيلات القاعده وابسته به عربستان است و چرا از اظهارات ضد شيعي علماي وهابيت انتقاد مي كند و اينكه با دعوت از كارشناسان با العبريه خواندن شبكه العربيه همسويي آنرا با رژيم صهيونيستي عنوان مي نمايد. ( الملف،26/9/2009)
دكتر مطلق سعود المطيري در مقاله اي با عنوان " سگ اصفهان " در روزنامه " الرياض " مي نويسد: " در اينجا به نظر يك استراتزيست عربي اشاره مي كنم كهمي گويد همانطور كه ايران شبكه العالم را تاسيس نموده است شبكه اي فارسي زبان را پيشنهاد مي دهم. ما بايد از فرقه گرايي دست برداريم و در مقابل دشمن خارجي و رسانه هاي آن متحد شويم ".(الرياض 7/9/2009)
ارجاعات فوق تنها بخش كوچكي از حملات رسانه اي ، رسانه هاي وابسته و تطميع شده توسط عربستان سعودي عليه شبكه العالم مي باشد كه هر روزه در سايت ها، خبرگزاريها و روزنامه ها ي عربي درج مي گردد. در واقع به گفته صادق راضي العلي در مقاله خود در سايت التوافق : شرارت رسانه اي شبكه العربيه،الشرق الاوسط و ديگر رسانه هاي وابسته به عربستان عليه جمهوري اسلامي ايران از زمان جنگ رژيم صهيونيستي عليه لبنان در سال 2006 و آشكار شدن حمايت ايران از حزب الله ، آغاز گرديد ، حمايت ايران از حزب الله لبنان به مذاق اين رسانه ها به ويزه شبكه العربيه خوش نيامد، زيرا آن را مزاحم نفوذ بعضي از كشورهاي منطقه خليج فارس و به خصوص عربستان در مقابل كشورهاي مورد حمايت ايران و آنچه كه باعث تقويت نفوذ ايران و لبنان و كاهش نفوذ كشورهاي عربي در اين كشور مي داند. (سايت التوافق،8/10/2009 )
عبد الباقي صلاي نويسنده الجزايري در خصوص علت موفقيت العالم مي نويسد: شبكه العالم با وجود اين فرضيه كه شبكه اي شيعي است و مي خواهد نگرش عقيدتي خودرا تحميل كند،توانسته است مخاطب عربي و اسلامي را به خود جذب نمايد و بايد اعتراف كرد كه جهان عرب و اسلام آنقدر كه به نگرش متمدنانه و فرهنگي و فعاليت كاملا حرفه اي اين شبكه اهتمام مي ورزد به آنچه درباره آن گفته مي شود توجه ندارد.
اين افتخار براي شبكه العالم كافي است كه با برنامه هاي پيشرفته خود از امت مستضعف عرب بويژه فلسطيني ها دفاع مي نمايد . همچنين اين فخر براي شبكه العالم كافي است كه توانسته است در زماني بسيار كوتاه اين همه رواج يابد و هر آنچه براي امت اسلام مفيد است ارائه كند.طبيعي است كه در صدد برشمردن لشكر مطبوعاتي و رسانه اي با تجربه اي كه باعث موفقيت اين شبكه شده اند نيستيم كافي است به يحيا ابو زكريا چهره درخشان رسانه اي الجزايري اشاره كنيم كه آوازه او به سراسر جهان كشيده شده و چشمها و گوشها را پركرده و به اين شبكه اضافه شده است.(الجزاير تايمز/10/2009)

پاسخ العالم
"هر كسي كه دري را بكوبد ، جواب مي شنود ! " اين پاسخ يكي از مسئولان شبكه "العالم " در پاسخ به اين سئوال است كه علت هجوم مستقيم و قاطع شبكه "العالم " طي هفته هاي گذشته عليه عربستان سعودي چيست؟ (السفير 7/10/2009)
چنين وقايعي كه شبكه العربيه در هجوم آشكارش عليه دولت ايران و سران اين كشور پنهان مي كند جهت دخالت در جنگ رسانه اي ضد سياست هاي شبكه العربيه است، تا بيننده دريابد كه شبكه بين المللي العالم، عربستان را با همه توان و پرونده سازي زير ذره بين قرار داده تا سياست عربستان سعودي و حقيقت فساد اداري و وضعيت فقر و تنگدستي كه بعضي از شهروندان عربستان در نتيجه شرايط ناگوار انساني و حمايتهاي دولت عربستان از مصيبت زدگان و فقرا در ديگر كشورها از آن رنج مي برند را آشكار سازد.
مثلاً در مقدمه برنامه "تحت الرماد " كه هفته گذشته از "العالم " پخش شد مي گويد، رسانه ها در عربستان ظاهر و باطني دارند ، در داخل و خارج معيار معيني دارند. در داخل بر قاعده "آرام كن و در امان باش " و در خارج بر اساس قاعده: "بگذار آزاد باشد ، بگذار حمله كند ". اين پيام اساس كار است كه در رسانه هاي تابع عربستان از جمله: "العربيه " ، "الشرق الاوسط " ، "الحيات " ، "ام بي سي " ، و غيره و بر زبان مهمانان برنامه هاي آن جاري مي شود و همين رسانه ها در مورد عراق مروج انهدام روح مقاومت مي شوند. ( السفير ،7/10/2009)
العالم در برنامه تحت الضوء به بركنار نمودن شيخ الشتري از هيات علماي ارشد عربستان توسط پادشاه اين كشور به دليل انتقاد از مختلط بودن دختران و پسران دانشگاه تازه تاسيس علوم و فناوري كه به شكاف بين نهاد دين و حكومت در عربستان انجاميده، مي پردازد.
اين شبكه همچنين به موضوع دخالت مستقيم عربستان در جنگ داخلي دولت يمن عليه شيعيان منطقه صعده( حوثي ها) از طريق بمباران مواضع آنان در گزارشها و برنامه هاي خبري خود اشاره مي كند.
فشار دولت عربستان بر شيعيان شهر الخبر و احساء در برپايي نماز جماعت و مناسك مذهبي و بستن مساجد شيعيان در اين شهرها و بازداشت وسيع شيعيان اين منطقه محور ديگري است كه العالم بدان مي پردازد. حمايت و پشتيباني عربستان سعودي از گروههاي تروريستي همانند القاعده و لشگر طيبه و عدم توانايي دولت عربستان براي ممانعت از اين امر عنوان گزارشي تحليلي از شبكه العالم به نقل از پايگاه اطلاع رساني عربي " الخبر " در مورد كمك هاي داخل خاك عربستان به گروههاي تروريستي به صورت نقدي است. آشكار شدن برخي اختلافات بين عربستان و امارات متحده عربي در پي لغو يك طرفه توافق تردد با كارت شناسايي اتباع دو كشور براي ورود به خاك يكديگر توسط عربستان كه اين موضوع به دنبال كنار كشيدن امارات متحده عربي از طرح پول واحد كشورهاي عربي عضو شوراي همكاري خليج فارس و عصباينيت عربستان روي داده است كه العالم در گزارشي به اين موضوع پرداخت است.
شكاف در خاندان سلطنتي موضوع يكي ديگر از گزارشهاي شبكه العالم بود كه به اختلافات ملك عبدالله و شاهزاده بندر بن سلطان وارث تخت سعودي و برخي ديگر از افراد خانواده سلطنتي عربستان بر سر جانشيني ملك عبدالله مي پردازد. در اين گزارش به ترور محمد بن نايف معاون وزير كشور عربستان و فرزند شاهزاده نايف بن عبد العزيز از كانديداهاي احتمالي پادشاهي آينده عربستان اشاره مي كند.
شبكه العالم همچنين در برنامه هاي پر بيننده اي چون مع الحدث، تحت الضوء، تحت الرماد، الحقيقه اين، و آمريكا و العالم به طرح موضوعاتي چون اصلاحات در عربستان ، اختلافات و كشمكش هاي دروني خاندان سعودي، تشديد فشار بر شيعيان عربستان ،دخالت در جنگ داخلي يمن، روابط اسرائيل و عربستان، آزادي بيان ، حقوق بشر و آزادي ديني در اين كشور، تنش ديپلماتيك بين عربستان و عراق، حمايت مالي عربستان و انتخابات لبنان، حميات عربستان از گروههاي تروريستي، رسانه هاي عربستان و آزادي رسانه اي در اين كشور و ... علاوه بر پخش اخبار وگزارشهاي خبري به نقد و بررسي وضعيت سياسي، اقتصادي و اجتماعي عربستان پرداخت. اين شبكه همچنين بخشي به نام "المملكه تحت المجهر " در سايت خود تعبيه كرده است كه وقايع عربستان را زير ذره بين قرار مي دهد.
روشنگري العالم در خصوص مسايل سياسي، اجتماعي عربستان كه به نوعي پاسخ گويي به جنگ رواني رسانه هاي عربستاني عليه ج. ا. ايران و شبكه العالمنيز مي باشد دركل موفقيت آميز بوده است به گونه اي كه رسانه هاي طرفدار سعودي را مجبور به لفاظي و هتاكي هاي خشم آلود عليه العالم نموده است. در واقع العالم توانست به تنهايي در برابر ماشين تبليغاتي سعودي بايستد و آنرا زمين گير كند.

منبع: تابناك

خواهشمند است انتقادات و نظرات خود را در باره محتوای اخبار جمع آوری شده منعکس فرمایید

موفق باشید

+ نوشته شده توسط امیر رحمانی در دوشنبه هجدهم آبان 1388 و ساعت 14:19 |


Powered By
BLOGFA.COM