اخبار خوزستان

خبری-تحلیلی

یک تصویر یک دنیا پیام

 

کد خبر: ۳۴۶۰۷۲
تاریخ انتشار: ۲۹ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۸:۵۷
سایت روز نو نوشت:

نه آن پاس گل زیبا، نه آن شوت ویران کننده، نه آن دوندگی های بی پایان و نه آن دست زخمی، هیچکدام به اندازه لحظه ای که توجه تک عکاس ایرانی حاضر در ورزشگاه بوریرام را به خود جلب کرد، ارزشی نداشت.

ثانیه‌ای که عشق را میان دستانش به فوتبال ایران یادآور شد. پروانه‌ای که از بخت شوم به زمین چمن آنجا رسیده بود و هر استوکی می‌توانست عمر کوتاهش را تمام کند و دستان خسته آندو او را به گوشه‌ای دیگر از دنیا برد.

این صحنه ماندگار و رفتار انسانی پسر نیک ایران، بسان لبخندیست به این فوتبال پر حرص و طمع که برای ریالی بیشتر به هیچ اخلاقی پایبند نیست. به شعارهای پر از خالی و دعواهای زرگری، به شنیده می‌شود های بی اساس، به بی‌رحمی‌های بی‌پایان، به ریختن آبروی هر انسان!

رفتار آندوی عزیز، بهترین پیام برای شعار جوانمردانه فیفا بود، به شیطنت تایلندی ها و به خودمان که عشق را میان این هیاهو به خاک سپرده ایم. خسته نباشی برادر « مسیحی »
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1392ساعت 13:37  توسط امیر رحمانی  | 

تصاویر روز رسانه ها

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1392ساعت 10:59  توسط امیر رحمانی  | 

حدیث روز

 

امام سجاد(ع): اما هيچ روزی همانند روز حسين عليه‌السلام نيست كه سی هزار مرد جنگاور بر او روی آوردند و می‌پنداشتند كه از اين امت هستند و همگی آنان با ريختن خون او به خدای عزوجل تقرب می‌جستند.
مشرق-حضرت زین‌العابدین امام سجاد عليه السلام فرمودند : سخت ترين روزی كه بر رسول خدا صلي الله عليه و آله گذشت روز غزوه احد بود كه در آن عمويش حمزه بن عبدالمطلب – كه شير خدا و شير پيامبرش بود– كشته شد و پس از آن روز جنگ موته بود كه در آن پسر عمويش جعفر بن ابی طالب كشته شد.
سپس فرمود : ‌اما هيچ روزی همانند روز حسين عليه‌السلام نيست.
كه سی هزار مرد جنگاور بر او روی آوردند و می‌پنداشتند كه از اين امت هستند و همگی آنان با ريختن خون او به خدای عزوجل تقرب می‌جستند، در حالی كه او خدا را به ياد آنان می آورد اما آنان پند پذير نبودند تا اينكه او را به ظلم و ستم و دشمنی كشتند...


متن حدیث:

قال الامام سجاد عليه السلام: ما مِنْ يَوْمٍ اَشَدُّ عَلي رَسولِ اللهِ صَلّي اللهِ عَلَيه وَ آلهِ وَ سَلَّمْ مِنْ يَوْمٍ اُحُدٍ قُتِلَ فيهِ عَمُّهُ حَمْزَةٍ بْنِ عَبدالمطلَبٍ اَسَدُ اللهِ وَ اَسَدُ رَسولِِهِ وَ بَعْدَهُ يَوْمَ مُوْتَةِ قُتِلَ ابْنُ عَمَّهُ جَعفر بنُ ابي طالبٍ. ثُمّ قال عليهِ السّلام :‌ وَ لا يَومِ كَيومِ الْحُسَينِ عليه السلام اَزْدَلَفٍ عَليهِ ثلاثونَ اَلْفٍ رَجُلٍ يَزْعُمونَ اَنّهمْ مِن هذهِ الْاُمّةٍ كُلُّ يَتَقََرّبُ اِلَي اللهِ عَزّوجلّ بِدَمَهِ وَ هُوَ بِاللهِ يُذَكّرهُمْ فَلا يَتّعِظونَ حَتّي قَتَلوهُ بَغْياً وَ ظُلْماً وَ عُدْواناً ...


«امالی صدوق،صفحه 374»
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1392ساعت 10:58  توسط امیر رحمانی  | 

اخبار سیاسی و اقتصادی و تحلیل

 

 

 

 

 

نه" به باج‌خواهی روس، چين، هند و ...فرا رسيد

ایران از گوشه رینگ سیاست جهانی خارج مي‌شود
 
 
گروه سياسي: در سیاست خارجی دولت‌هاي نهم و دهم، احمدی‌نژاد سياستي كه آن را «دیپلماسی تهاجمی» مي‌نامید، پيشه ساخته بود كه در آن، اکثر کشورها به ویژه جهان غرب، دشمن به حساب مي‌آمدند و قاعدتاً در برابر دشمن بهترین دفاع مي‌تواند حمله باشد.
 
اشکان بنکدارجهرمی

هر گونه نرمش و حتی تعامل در چنین رویکردی نوعی سازشکاری، عدول از اصول انقلابی گری و حتی خیانت به حساب مي‌آمد. حاصل این نگرش، نفی هر گونه فرصت بود که مذاکرات دیپلماتیک را از صحنه دفاع از منافع ملی تبدیل به کلاس فلسفه و تاریخ نموده بود. دولتمردان هشت سال گذشته به ویژه رئیس دولت هر سخنی را فارغ از تأثیرات بعضاً مخرب آن بر زبان مي‌راندند و شاید حتی قصد و نیتشان بر تخریب روابط بیشتر بود تا تعامل.

از چنین عملکرد ناپخته‌ای نه تنها هیچ عایدی نصیب کشورمان نگشت بلکه مجالی شد برای دشمنان ایران که باورهای افراطی خود را در تقابل با ما اثبات کنند. پس از گذشت چندی از این روند، اثرات مخرب آن بر وجهه بین المللی جمهوری اسلامی به وضوح آشکار گشت اما احمدی‌نژاد که به هیچ وجه حاضر به تغییر چنین رویکردی نبود چنین تنزلی در جایگاه جهانی ایران را نوعی امتیاز برای خود مي‌دانست و خریدنِ دشمنی جهان غرب را پیروزی به حساب مي‌آورد! هر چه دولت گذشته بر این سیاست بیشتر مداومت مي‌ورزید نشانه‌هاي منفی آن بیشتر خود را در زمینه اقتصاد و حتی در عرصه زندگی روزمره مردم عیان مي‌نمود.

کشورهای جهان نیز در قبال این دیپلماسی تهاجمی واکنشهای متفاوتی داشتند. بر خلاف آن چه احمدی‌نژاد و همفکرانش مي‌پنداشتند و در سالهای اولیه ریاست او از تریبونهای رسمی و رسانه‌هاي دولتی و جناح اصولگرا تبلیغ مي‌شد این نوع برخورد نه تنها غرب را به تسلیم و یا حتی عقب نشینی وا نداشت بلکه سبب گشت بهترین بهانه‌ها در اختیار لابیستهای افراطی مخالف با جمهوری اسلامی قرار گیرد و عملاً نگرش مسالمت جوی برخی سیاست پیشگان غربی در این چالش به محاق فرو رود.

آن زمان احمدی‌نژاد شده بود نمادی از ایرانِ خشن که مي‌رود به سلاح هسته ای نیز دست یابد. بدیهی است سخنان و عملکردهای رئیس‌جمهور سابق با هر نیتی که بوده باشد ایران را به انزوای سیاسی کشاند و توانست بیشترین کمک را به مظلوم نمایی صهیونیسم انجام دهد. گروه دیگری از کشورها امّا با اظهار دوستی و نشان دادن حمایت ظاهری، فقط به فکر درآمدهای سرشار مستقیم و غیر مستقیم خود از این کشور منزوی شده بودند.

روسیه و چین از یک سو در مخالفت با غرب، خود را به عنوان وزنه‌ای مؤثر در سیاست جهانی بیش از پیش مطرح مي‌ساختند و از سوی دیگر، هم از غرب و هم از ایران منافع زیادی را نصیب خود مي‌نمودند.روسیه بسیار عطشناک در این زمینه وارد عمل شد و با همراهی همسایگان و بدون در نظر گرفتن ایران سهم بسزایی از دریای خزر را از آن خود ساخت همچنین در ازای تحویل ندادن موشکهای اس 300 و تأخیر در راه اندازی نیروگاه اتمی بوشهر، این کشور توانست کمکهای مالی قابل توجهی را از آمریکا بستاند.

روسیه در قراردادهای اقتصادی و تکنولوژیک خود با ایران نیز توانست در غیاب شرکتهای درجه یک غربی فن آوری‌هاي رده خارج خود را به کشور ما بیش از ارزش واقعی آنها و در بدترین صورت ممکن معامله تحمیل نماید. چین نیز با عدم پرداخت پولهای حاصل از خرید نفت و در اختیار گرفتن آنها، خواهان پرداخت آن به یوآن- واحد پول چین- بود و یا انتظار داشت چنین سرمایه ای صرف خرید اجناس بی کیفیت چینی یا معامله با شرکتهای سطح پایین این کشور گردد.

این دو کشورِ به اصطلاح دوست در این هشت ساله توانستند هم از توبره بخورند و هم از آخور و همواره باج مسالمت جویانه خود را از ایران داشته باشند. کمک به ارتقاء جایگاه سیاسی چین و روسیه در جهان و بهبود وضعیت اقتصادی آنها که به قیمت زمینگیر شدن اقتصاد ایران تمام شد، هدیه دولت احمدی‌نژاد بدانها بود.

البته در میان کشورهای خارج از دایره دوست یا دشمن نیز، برخی دولتهای ضعیف و کوچکتر هم برای این که از قافله عقب نمانند و از این صید نصیبی ببرند، دست به کار شدند و با فشار مضاعف بر ایران توانستند حتی قراردادهای پیشین را به نفع خود تغییر دهند. توقعات طمعکارانه هند در پرداخت پول نفت به روپیه- واحد پول هند- و تغییر قراردادهای نفتی و گازی به نفع آن کشور و تعهد ایران به واردات بی کیفیت ترین کالاها از آن کشور مي‌توانست سهم به سزایی در بهبود جایگاه روپیه و اقتصاد آن کشور داشته باشد که دولت احمدی‌نژاد نیز بدانها متعهد شده بود.

اما اخیراً با پس گرفتن سه امتياز نفت و گاز از سرمايه‌گذاران هندی در صنعت نفت و عدم تمایل ایران به ارزان فروشی و دریافت روپیه به جای ارزهای معتبر از سوی وزیر نفت دولت تدبیر و امید به باج خواهی این کشور پایان داده شد. به طور کلی پس از انتخابات اخیر ریاست جمهوری و پیروزی دیدگاه آقای روحانی که بهبود رابطه با جهان به ویژه غرب را بر اساس حفظ منافع ملی نوید مي‌داد عرصه باج خواهی چنین کشورهایی روز به روز تنگتر مي‌گردد.

پشتوانه رأی مردمی، همسویی دولت آشتی ملی با مقام معظم رهبری و لحاظ دغدغه‌هاي ایشان، امید به برون رفت از وضع نا بسامان اقتصادیِ حاصل از دولت احمدی‌نژاد و درایت و تدبیر دولت فعلی در باز نمودن فضای سیاسی داخلی که جایگاه صحیحی را برای ایران در همین چند هفته آغاز به کار دولت به ارمغان آورده به ویژه قدرت ادبیات دیپلماتیک رئیس جمهور و وزیر امور خارجه باعث شده تا ایران از جایگاه برابر در فکر مذاکره و حتی رابطه با آمریکا باشد.

اکنون دولت یازدهم به نظر مي‌رسد در زمینه سیاست خارجی هم به قدرت کامل در عرصه داخلی و هم به شأن والاتری در جایگاه بین المللی دست یافته است. دیپلماسی فعلی بر خلاف نوع تهاجمی آن که ایران را در گوشه رینگ سیاست جهانی به دام انداخته بود و حتی دست کوچکترین کشورها برای باج خواهی را باز گذاشته بود، مي‌رود که کشور را نه تنها از تنگنای باج خواهی همه کشورهای بزرگ و کوچک نجات دهد بلکه ایران را در استقلال و اقتدار بین المللی به جایگاه واقعی خود بازگرداند.
 
 
 
 

پیام آزادی زندانیان امنیتی چیست؟

 

 در آخرین ساعات شب گذشته، جمعی از زندانیان امنیتی آزاد شدند. این آزادی افزون بر این که مورد توجه رسانه‌های داخلی قرار گرفت و وزیدن نسیم اعتدال نامیده شد، مورد توجه گسترده رسانه‌های جهانی نیز قرار گرفت.

کد خبر: ۳۴۵۹۱۴
تاریخ انتشار: ۲۸ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۵:۰۶
پیام آزادی زندانیان امنیتی چیست؟

در آخرین ساعات شب گذشته، دست‌کم شانزده تن از زندانیان از زندان اوین و رجایی‌شهر آزاد شدند. این در حالی است که پیش از این، زمزمه‌هایی درباره تشکیل کارگروهی برای تصمیم‌گیری در خصوص زندانیان حوادث پس از انتخابات شنیده می‌شد. فیض‌الله عرب سرخی، محسن امین‌زاده، عیسی سحرخیز، میرطاهر موسوی، نسرین ستوده، مهسا امرآبادی، محبوبه کرمی، محمدعلی ولایتی، مریم جلیلی، میترا رحمتی، فرح واضحان، ژیلا مکوندی، صغری غلام‌نژاد، کفایت ملک‌محمدی، حسین زرینی و ابراهیم بابایی زیدی از آزادشدگان هستند. برخی منابع نیز از احتمال آزادی شمار دیگری از زندانیان سخن گفته‌اند.

روزنامه آرمان، نزدیک‌ترین روزنامه به هاشمی رفسنجانی، این رویداد را وزیدن نسیم اعتدال نامیده و نوشته است: «آزادی افرادی که پس از رخدادهای سال ۸۸ بازداشت شده بودند، یکی از مطالبات خانواده‌های آن‌ها از دولت تدبیر و امید بود که دولتمردان اگرچه در مصاحبه‌های خود پاسخ شفافی به این خواسته‌ها نمی‌دادند اما از لبخند‌هایشان مشخص بود که در فکر تحقق این خواسته هستند. در نشست خبری حسن روحانی وضعیت زندانیان سیاسی سؤالی بود که پرسیده شد و او اینچنین پاسخ داد: مسأله سیاسیونی که مورد اشاره قرار گرفتند و رفع مشکلات آنان نیاز به اجماع ملی و مذاکره با سه قوه است و ما هنوز دولت تشکیل نداده‌ایم اما دولت که تشکیل شد مذاکراتی با قوای دیگر خواهیم داشت و اینگونه مسائل را دنبال می‌کنیم».

از سوی دیگر، این خبر به سرعت مورد توجه رسانه‌های جهانی قرار گرفت و تحلیل‌هایی در مورد چرایی آن داده شد.

ال مانیتور در این باره نوشته است، گویا آزادی این افراد با نخستین حضور حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی ایران در مجمع عمومی سازمان ملل متحد همزمان شده است. سفرهای محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور پیشین ایران در سپتامبر هر سال نیز با خبرهای مشابهی همراه بود. پیش از او نیز، سید محمد خاتمی در سفر خود در سال ۱۹۹۸ به نیویورک اظهارات متفاوتی در مورد فتوای قتل سلمان رشدی بر زبان آورد.

هاله اسفندیاری که در سال ۲۰۰۷، به اتهام جاسوسی دستگیر شد و پس از چهار ماه در آستانه سفر احمدی‌نژاد به نیویورک آزاد شد، به ال مانیتور گفته که این خبر می‌تواند به روحانی کمک کند با پرسش‌های کمتری در این مورد روبه‌رو شود.

ال مانیتور سپس به تاریخچه این موضوع در جریان مبارزات انتخاباتی ۱۳۹۲ و دیدگاه‌های رئیس جمهور در این باره پرداخته و به نقشی که شاید علی شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی ‌در ادامه این روند داشته باشد، اشاره کرده است.
 
 
 
این گروه با ادعای اینکه ایران باید برای کمک به روند صلح در سوریه نیروهای خود را از این کشور خارج کند، از ایران خواسته تا دست از حمایت از حکومت بشار اسد در سوریه بردارد.
مخالفان مسلح حکومت سوریه نسبت به پیشنهاد میانجیگری روحانی در بحران داخلی این کشور واکنش منفی نشان دادند.

به گزارش عصر ایران به نقل از سایت شبکه الجزیره، ائتلاف ملی مخالفان در سوریه با انتشار بیانیه ای با رد پیشنهاد حسن روحانی رییس جمهور ایران مبنی بر میانجیگری بین دولت سوریه و مخالفان تاکید کرد که ایران خود جزیی از مشکل جاری در سوریه است.

این گروه با ادعای اینکه ایران باید برای کمک به روند صلح در سوریه نیروهای خود را از این کشور خارج کند، از ایران خواسته تا دست از حمایت از حکومت بشار اسد در سوریه بردارد.

این گروه در بیانیه خود آورده است:" ابتکار جدید ایران جدی نیست و فاقد اعتبار سیاسی است. بسیار مفید تر خواهد بود اگر مقامات ایران متخصصان و نیروهای نظامی خود را از سوریه خارج کنند."

هفته گذشته دکتر حسن روحانی رییس جمهور کشورمان با درج مقاله ای در روزنامه واشنگتن پست آمریکا، اعلام کرد که ایران حاضر است در بحران جاری سوریه میانجیگری کند و زمینه مذاکرات بین دولت سوریه و مخالفان را فراهم کند.

 
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1392ساعت 10:57  توسط امیر رحمانی  | 

تصاویر زیبا از حیوانات

 

عشق بین مادروفرزنددربین حیوانات !

عشق و علاقه حتی در بین حیوانات و پرندگان ستودنی است و مجموعه تصویری زیر این رابطه را به درستی نشان می دهد، خصوصا اگر این عشق میان مادر و فرزند باشد.

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1392ساعت 15:7  توسط امیر رحمانی  | 

یک گزارش تاسف برانگیز

 

مرگ مردم و مسئولین در جاده های خوزستان
در طول سال های گذشته هم شاهد مرگ دلخراش کودکان در این جاده ها بوده ایم و هم شاهد مرگ مسئولین و مردم عادی.
شوشان/ فاطمه سيروس: خوزستان استاني پهناور است با جاده‌هايي كه معروف به پرخطرترين جاده‌هاي كشور هستند. خوزستان، راه مواصلاتي برخي شهرهاي جنوبي كشور، محور اصلي ترانزيت كالا، محل عبور كاروان راهيان نور و مسير پر تردد 5 ميليون و 500 هزار مسافر نوروزي است.

اين موارد همه بيانگر پراهميت بودن جاده‌ها و راه‌هاي اين استان است، اما تا كنون همواره مورد بي توجهي مسئولان بوده است. جالب اينكه هر سال به دليل تصادفات بسيار درمسيرهاي خوزستان، گرچه هشدارها و توصيه‌هاي زيادي به مسافران مي شود، اما بعد از مدتي همه چيز به دست فراموشي سپرده مي شود.

در اين سال‌ها پروژه‌ها و طرح‌هاي متعددي نقل محافل استان‌هاي كشور براي حل مشكلات جاده‌ها و را‌ه‌ها بوده است. خوزستان نيز از استان‌هايي است كه براي راه‌هايش راه حل‌هاي بي‌شماري مطرح شده است.

سال 87 بود كه دولت 27 تصميم براي برای مطالعه، احداث و تجهیز جاده های استان خوزستان گرفت. هيات وزيران در آن زمان وزارت راه و ترابرى را موظف كرد كه نسبت به احداث كمربندى غرب و جنوب اهواز از سال 1388 ، بهسازى و تعريض جاده اهواز ـ سوسنگرد ـ چذابه در سال 1388 ، تعريض و چهار بانده كردن محور ملاثانى ـ شوشتر ـ دزفول در سال 1388 و تكميل مطالعات چهار بانده كردن محور دارخوين ـ شادگان ـ خوردورق در سال 1387 نسبت به مطالعه و احداث كمربندى و زيرگذر شهر شوش، مطالعه بزرگراه آبادان ـ اروندكنار و تكميل مطالعات احداث بزرگراه كمربندى آبادان ـ خرمشهر و اتصال به شلمچه ، صلاح جاده هفتکل ، ایذه ، باغملک و ... اقدامات لازم را انجام دهد. جالب اينكه اين‌همه مصوبه فقط در حد مطالعه انجام گرفته اند و فقط برخي از آنها به اجرا رسيده است.

جاده‌هاي خوزستان، رتبه 14 كشور

استان خوزستان با توجه به اينكه يك استان استراتژيك درزمينه اقتصادي يا به عبارتي قطب كشاورزي كشور است، بايد از لحاظ جاده‌اي وضعيت مطلوب و مناسب داشته باشد؛ اما گذرگاه ترانزيت كشور از لحاظ وضعيت جاده اي و راه‌ها، رتبه 14 را در ميان استان هاي كشور دارد.

در همین زمینه نماينده انديمشك در مجلس شوراي اسلامي در گفت و گو با خبرنگار ما گفت : در حال حاضر جاده‌هاي خوزستان از لحاظ فشار بار در رتبه سوم كشور قرار دارند كه اين وضعيت بسيار اسفناك است. ايمن نبودن جاده‌ها و پرحادثه‌ بودن آنها همچون قربانگاهي براي مسافران شده است.

به گفته دارايي راه‌هاي استان تعريف شده نيست، يعني آزادراه، اتوبان، جاده دوبانده، جاده يكطرفه هيچ‌كدام به طور واضح مشخص نيستند و گاهي براي مردم مشكل آفرين مي شود. همچنين بسياري از روستاهاي خوزستان جاده آسفالت ندارند كه اين جاي بسي تاسف و گلايه دارد كه دولت‌هاي مختلف كه روي كار آمده‌اند تاكنون براي جاده‌هاي استان خوزستان هيچ اقدام مناسبي نداشته‌اند. مشکل ظرفيت جاده ها يکي از مشکلاتي است که مدت‌هاست استان خوزستان با آن دست و پنجه‌نرم مي‌کند. به طوري که حتي رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی کشور در اين باره اظهار نگراني مي کند.

به گفته سردار «اسکندر مومنی» تعداد خودروها به طور روزافزون افزایش می یابد، حال آنكه افزایش ظرفیت جاده های کشور به دلیل زمانبر بودن پروژه های عمرانی متناسب با افزایش تعداد خودروها نیست.

يكي از پروژه‌هاي مهم دولت در خوزستان پروژه چهارخطه و 2 بانده كردن سه‌راهي غيزانيه- نمره يك هفتکل بود كه همچنان طرح مطالعاتي آن در دست اجراست. طول اين پروژه 57 كيلومتر است. خرداد امسال بود كه اين پروژه به تصويب رسيد كه همان زمان رئیس اداره راه و شهرسازی هفتکل اعلام كرد: انجام این پروژه از محل اعتبارات شهرستانی به دلیل هزینه بالای این کار عملی نبود اما با پیگیری‌های مستمر فرماندار و مسئولان استانی انجام این پروژه با تخصیص اعتبارات ملی انجام می‌شود.

سه راه غيزانيه- نمره يك هفتگل پرخطرترين و پرتصادف‌ترين جاده هفتکل است كه همواره به‌عنوان قتلگاه معروف بوده است. اين اواخر فرماندار هفتگل تاكيد كرده است كه براي اجراي پروژه چهارخطه‌كردن سه‌راهي غيزانيه- نمره يك هفتکل، بايد تامين اعتبار كافي شود.

به گفته وی براي اجراي چهارخطه كردن اين جاده اعتبارات سنگيني نياز است و فعلا طرح مطالعاتي آن در حال انجام است كه با اتمام طرح مطالعاتي برآورد اعتبار مورد نياز آن انجام مي‌شود و به احتمال زياد امسال اعتبار به اين پروژه اختصاص مي‌يابد. همچنين اصلاح و بهسازي پيچ پرحادثه اين خط، معروف به پيچ سيدمحسن در اولويت قرار دارد كه 570 ميليون تومان براي آن اختصاص يافته و كار اجرايي آن آغاز شده است.

نماينده انديمشك نيز پروژه چهارخطه و 2 بانده كردن سه‌راهي غيزانيه- نمره يك هفتکل را اقدامي اميدواركننده مي‌داند و مي‌گويد: اين قبيل كارها جاي اميدواري دارد، اما متاسفانه آنقدر به كندي انجام مي شود كه مردم دلزده مي‌شوند.

وي همچنين درباره پروژه جاده آبادان –ماهشهر مي‌گويد: متاسفانه آنقدر تصادفات مرگبار در اين جاده اتفاق افتاد كه بالاخره مسئولان به فكر ساختن وهموار كردن اين جاده افتادند. دارايي در مورد آزادراه خرم آباد- انديمشك نيز معتقد است كه اين جاده بايد تا اهواز ادامه يابد كه هنوز در دست اقدام نيست.

گفتني است فرماندار هفتکل تزريق نشدن منابع مالي و وجود اختلاف ميان شركت مناطق نفت‌خيز جنوب و منابع طبيعي را مانع از پيشرفت اين پروژه اعلام كرده است. به گفته فرماندار، قرار است جاده خروجي هفتکل نيز به طول 7 كيلومتر در قالب پروژه‌هاي عام‌المنفعه نفت اجرا شود كه اجراي اين پروژه از سال 87 آغاز شده است و پيشرفت 40 درصدي دارد.

عمر كم آسفالت دليل ديگر عقب ماندگي جاده‌ها

خوزستان داراي زيرساخت‌ها و شرايط بسيار خوبي براي ارتباط با ديگر استان‌ها و كشورهاي مجاور است ولي فقدان جاده مناسب باعث شده تا بخش زيادي از اين تبادلات و صادرات با مشكل مواجه شود.يكي ديگر از دلايل اساسي عقب ماندگي در حوزه جاده‌هاي خوزستان طول عمر كم آسفالت است زيرا نگهداري راه در خوزستان به دليل دماي هواي بالا با هزينه‌هاي زيادي همراه است. به گفته كارشناسان طول عمر زيرسازي و آسفالت در خوزستان تقريبا يك چهارم زمان استاندارد كل كشور است و دوران ماندگاري جاده در ايران در مقايسه با ساير كشورها تقريبا يك سوم كشورهاي پيشرفته است كه اين وضعيت نيز دلايل خاص خود را دارد.

نماينده انديمشك فشار بارهاي ناشي از خودروهاي حامل بار با اضافه تناژ غيرمجاز را نيز يكي از دلايل نابودي جاده‌‌ها مي‌داند و مي‌گويد: افزايش تناژ نيز تاثير بسيار مستقيمي بر نابودي جاده‌هاي استان دارد، حركت خودروهاي حامل بار با اضافه تناژ غيرمجاز است و اين مهم باعث شده تا 30 درصد طول عمر جاده‌‌ها در استان تقليل يابد.

جالب اينكه چندي پيش عالي‌ترين مقام دولت در استان اظهار كرد: براي رفع مشكلات در حوزه جاده‌هاي خوزستان نيازمند يك‌هزار و 380 كيلومتر جاده بوديم كه تاكنون 380 كيلومتر آن ساخته شده‌ است. سيدجعفر حجازي با اشاره به اينكه كار ساخت يك‌هزار كيلومتر باقيمانده جاده‌هاي استان آغاز نشده، گفته است: منتظر تخصيص اعتبار به اين پروژه‌هاي زيربنايي هستيم و اميدواريم تا پايان دولت دهم اعتباراتي تخصيص يابد تا بخش زيادي از مشكلات در اين حوزه برطرف شود.

همچنين در طول سال در استان خوزستان 50 ميليون تن كالا جابه‌جا مي‌شود و از نظر ميزان جابه‌جايي كالا در كشور جايگاه ششم را داريم ولي در حمل مسافر در بين ساير استان‌هاي كشور رتبه سوم را داريم كه اين نشان مي‌دهد كه نياز خوزستان به جاده به دليل جابه‌جايي مسافر بسيار زياد است. استاندار خوزستان هم اعلام كرده است كه «از نظر وضعيت جاده‌ها در سراسر كشور جايگاه چهاردهم را داريم و از نظر ترافيك و تراكم جاده‌ها در سطح استان وضعيت مناسبي وجود ندارد و ترافيك و تراكم در جاده‌هاي استان سنگين است.

در صورتي كه يك‌هزار و 380 كيلومتر جاده استان كه تاكنون تنها 380 كيلومتر آنها ساخته شده تكميل و به بهره‌برداري برسد تازه به جايگاه ششم كشور خواهيم رسيد كه جايگاه مناسب و در خور شأن نيست.» جا دارد مسئولاني كه از چنين آمار و ارقامي خبر مي‌دهند كمي هم به فكر درج خبرهاي خوش و اميدوار كننده باشند.

قتلگاه جاده های خوزستان

در همین زمینه نماینده مردم اهواز در مجلس شورای اسلامی چندی ژیش گفته بود : جاده‌های خوزستان استاندارد لازم را برای تردد ندارند و برخی از جاده‌های خوزستان اصطلاحا هنوز «مالرو» است. سید شکرخدا موسوی با اشاره به اینکه خوزستان نیازمند توجه بیشتر به بخش راه و جاده است، اظهار داشت: متاسفانه تنها شاهد مرگ همشهریان و هم استانی‌های خود هستیم و مسئولان تنها به ارائه آمار بسنده می‌کنند.

وی تاکید کرد: بسیاری از جاده‌های خوزستان به قتلگاه تبدیل شده‌اند و هفته‌ای نیست که در آن‌ها شاهد مرگ هم استانی‌های خود نباشیم.

دلخراش ترین حادثه

مروری بر حوادث دلخراش جاده های خوزستان نشان از این دارد که خون بسیاری از مردم این مرز و بوم در جاده های خوزستان ریخته می شود. یکی از دلخراش ترین سوانح رانندگی کشور در حومه شهرستان هفتکل در جاده اهواز- اصفهان رخ داد. اتوبوس مسافربری که حرکت خود را از اهواز به سمت اصفهان آغاز کرده بود در ساعت 11:09 پس از رسیدن به روستای هویر از توابع شهرستان هفتکل با برخورد به یک کامیون دچارسانحه می شود.

به گفته شاهدان عینی این سانحه موجب آتش سوزی شدید در اتوبوس شد که به دلیل عدم وجود راه نجات برای سرنشینان اکثر مسافران اتوبوس در آتش سوختند.

جاده های خوزستان مسئول و غیرمسئول نمی شناسد

جاده های خوزستان زن و مرد و کوچک و بزرگ و مسئول و غیر مسئول نمی شناسد و در طول سال های گذشته هم شاهد مرگ دلخراش کودکان در این جاده ها بوده ایم و هم شاهد مرگ مسئولین و مردم عادی.

مرگ دلخراش سرپرست شهرداری رامهرمز و همسرش در جاده هفتکل – رامهرمز نشان داد که جاده های خوزستان همچون اژدهایی مسئول و غیرمسئول را در کام خود فرو می برد.

مسئولین هم پس از هر حادثه دلخراشی فقط وعده می دهند و این وعده ها تا کنون رنگ عملی را به خود نگرفته و داستان غم انگیز تصادف در جاده های خوزستان به اتمام نمی رسد...


خبرگزاری فارس: سرپرست شهرداری رامهرمز درگذشت

تصادف مرگبار سرپرست شهرداری رامهرمز و همسرش




تصادف شدید اتوبوس و کشته شدن 26 دانش آموز بروجنی در خوزستان




 تصادف مرگبار جاده آبادان-ماهشهر
+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1392ساعت 14:29  توسط امیر رحمانی  | 

یک هشدار بهداشتی به خوزستانیهای محترم

 

به گفته معاون آموزشی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز، رشد تعداد افراد معتاد و زنان خیابانی آینده خوزستان را تهدید می کند.
شوشان: معاون آموزشی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز، بیماری ایدز را برای آینده سلامت استان خوزستان تهدید کننده عنوان کرد. به گزارش تسنیم ، سیدمحمدعلوی در جمع خبرنگاران اظهار کرد: شیوع بیماری ایدز در خوزستان برای آینده این استان خطرناک است.

وی با بیان اینکه پیشگیری از بیماری ایدز در خوزستان از اهمیت بالایی برخوردار است، افزود: متاسفانه برخی از شهرهای استان خوزستان بیشتر آلوده هستند.

به گفته معاون آموزشی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز، رشد تعداد افراد معتاد و زنان خیابانی آینده خوزستان را تهدید می کند.

علوی با بیان آماری از مبتلایان به بیماری ایدز در خوزستان پرداخت و خاطرنشان کرد: درحال حاضر 1917 بیمار مبتلا به ایدز داریم که اکثر آن‌ها مرد و معتاد تزریقی هستند.

معاون آموزشی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز با اشاره به برنامه های پیشگیری از بیماری ایدز گفت: مرکز بهداشت خوزستان و دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز برنامه‌های آموزشی تدارک دیده‌اند که از طریق صدا و سیما، مطبوعات و خبرگزاری ها به عموم مردم ارائه می شود.

وی خاطر نشان کرد: در مدارس و مکان‌هایی که تراکم جمعیت زیاد است، نیز بروشورهایی توزیع می‌کنیم که خطرات بیماری را به مردم و خانواده ها گوشزد کند.

معاون آموزشی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز تصریح کرد: از طریق پیدا کردن بیماران، موارد را شناسایی و برای درمان آن اقدام می‌کنیم تا خطر انتشار آن در جامعه کمتر شود.


+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1392ساعت 14:26  توسط امیر رحمانی  | 

اخبار شورای شهر اهواز

 

عضو شوراي شهر اهواز گفت: نهايتا تا 3 ماه ديگر شهردار جديد اهواز به طور رسمي آغاز به كار خواهد كرد.

كاظم سواري در گفت‌وگو با ايسنا اظهار كرد: در حال حاضر مراحل اداري مربوط به تنفيذ حكم شهردار اهواز طي شده است و در انتظار ارسال تاييديه از جانب وزارت كشور هستيم كه با توجه به انبوه استعلام‌ها و حكم‌هايي كه بايد به شهرداران شهرهاي سراسر كشور داده شود، اين امر كمي زمان مي‌برد.

وي موسوي را شهردار بعدي اهواز اعلام كرد و توضيح داد: تنها در صورتي كه موسوي از جانب وزارت كشور مورد تاييد قرار نگيرد، شورا اقدام به انتخاب شهرداري ديگري خواهد كرد.

سواري افزود: شورا نمي‌تواند حكم خود در انتخاب شهردار را نقض كند و بنابراين موسوي همان‌گونه كه از سوي شورا به وزارت كشور معرفي شده، در صورت تاييد و دريافت حكم؛ شهردار اهواز خواهد بود.


+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1392ساعت 14:23  توسط امیر رحمانی  | 

زنگ تفریح

 

فیدوس: شاید آبادانی های خیلی متعصب یا خیلی مدعی فرهیخته گی خوششان نیاید. اما به هرحال مردم یکی از خصوصیات آبادانی ها را لاف زدن می دانند .الحق خود بچه های خاکی آبادان هم از این صفت بدشان نمی آید و حتی برای بهتر لاف زدن با هم رقابت می کنند و کری هم می خوانند. به نظر ما هم ایرادی ندارد. عکس های زیر بعضی از تصاویری است که در خصوص لاف آبادان در وبلاگ ها و شبکه های اجتماعی(عمدتا فیسبوک ) منتشر شده است. بعضی از اینها را احتمالا خود بچه های آبادان درست کرده اند. رقابت برای لاف زدن بیشتر و بهتر برای خیلی ها به یک سرگرمی شده است.







ورزش صبحگاهی در آبادان



ورزش صبحگاهی در آبادان


http://media.afsaran.ir/siVesv_480.jpg

دوتا از بچه های آبادان در حال ناهار خوردن



حیات وحش آبادان

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1392ساعت 13:59  توسط امیر رحمانی  | 

اخبار سیاسی خوزستان

 

اینکه در جلسات شبانه با لابی گری و یارگیری عده ای جمع شوند و نتایج توافقات (یا به اصطلاح بهتر زد و بندهای شبانه) را روز بعد به صحن علنی شورا کشانده و به اعتراض منطقی عده ای دیگر هیچ وقعی ننهند با کدام منطق سازگار است؟
سدید نیوز نوشت: جمعی از خانواده های شهدا، جانبازان و ایثارگران با انتشار متنی دغدغه ها و درددل های خود را خطاب به مردم شریف و اعضای شورای شهر اهواز بیان داشته اند. مشروح این نامه که در اختیار برخی رسانه های استان قرار گرفته است، در ذیل می آید.

برخلاف انتظار و تصور مردم شریف شهر اهواز ، شورای چهارم شهر ، در اقدامی عجولانه و شتاب زده دست به تغییر شهردار موفق شهر اهواز زد.

این در حالی بود که تمامی مردم شریف اهواز که در محلات و مناطق مختلف شهر ، شاهد اقدامات گسترده شهردار بودند، روزنه امیدی در دلهایشان روشن شده بود که پس از مدتها بلاتکلیفی بالاخره یک مدیر بی حاشیه و کاری در طول یکسال و نیم توانست چهره کلان شهر اهواز را تا حدود زیادی تغییر دهد و خدماتی به مردم ارائه نماید که در دوره قبلی شورا هیچکدام از شهرداران نتوانستند اینگونه رضایت مردم را جلب کنند .

وعده های منتخبان شورا قبل از انتخابات و انتظار به حق مردم این بود که شورای شهر جدید، از تجربیات تلخ گذشته درس عبرت بگیرد اما متاسفانه برخی اعضای شورا به دلایل مختلفی که جای بحث و بررسی فراوان دارد، با انتخاب رویکردی غلط و بدون اقناع افکار عمومی در اقدامی عجولانه پا جای پای شورای ناموفق قبلی گذاشتند و امید مردم را به یأس تبدیل کردند.

اکنون با این اتفاقات ناخوشایند مردم می خواهند بدانند چرا باید در شهرهایی که صدها فرسنگ از ما جلوترند ، بسیار عاقلانه و هوشمندانه برای جلوگیری از توقف فعالیتهای عمرانی ابتدا شهردار را ابقا و سپس با درایت و حوصله ، در فرآیندی منطقی و با بررسی های دقیق و در بازه زمانی مناسب ضمن بررسی گزینه های مختلف دست به انتخاب بهترین گزینه می‌زنند و برای شهردار بعدی تصمیم می گیرند؟ حتی شهرهای همجوار و کوچکتر نیز اینگونه که جمعی از اعضای شورای شهر اهواز با یدک کشیدن عنوان اکثریت عمل کردند، رفتار نکردند.

ظاهرا این افراد فراموش کرده اند، اساس و فلسفه وجودی شوراهای شهر چیست؟ اگر قرار بود بدون اطلاع و نظر مردم و با شتابزدگی بدون هرگونه شفافیت و مشورت با مردم، نخبگان و اطلاع رسانه های جمعی، شهرداران انتخاب شوند و در عزل و نصب شهرداران تا این اندازه مبهم و بدون رعایت اصول بدیهی انتخاب یک مدیر اجرائی، اقدام شود، دیگر چه نیازی به تشکیلات شورای شهر به عنوان مجلس و پارلمان شهری بود؟!

اینکه در جلسات شبانه با لابی گری و یارگیری عده ای جمع شوند و نتایج توافقات (یا به اصطلاح بهتر زد و بندهای شبانه) را روز بعد به صحن علنی شورا کشانده و به اعتراض منطقی عده ای دیگر هیچ وقعی ننهند با کدام منطق سازگار است؟ تا کی باید شاهد برگزاری جلسات پشت پرده و شبانه باشیم؟ تا کی باید شایسته ها را فدای زد و بند های شبانه کنیم؟ تا کی باید این عقب افتادگی های شهرمان را شاهد و پیشرفت شهرهای دیگر کشورمان را نظاره گر باشیم؟

در حالیکه در استانها و شهرهای موفق عاقلانه و با تدبیر برای 20 سال آینده شهرشان برنامه ریزی می کنند و همگان حتی با سلیقه های گوناگون سیاسی حامی مدیران موفق شهری هستند، اما در اینجا با نگاه های کوته نظرانه ی باندی و گروهی، گوش به فرمان بودن فرد مدیر از توان اجرائی مهمتر می شود و فرصت ها را به راحتی از دست می دهیم و عمر و سرمایه خود و نسل های آتی را هدر می دهیم؟!

حال سخن مردم ،خانواده های شهدا و ایثار گران و دلسوزان با اعضای شورای شهر این است که اگر در نشست های پشت پرده و شبانه خود چنین توافق هایی داشته اید، حتی برای حفظ ظاهر هم که شده نمی بایست اینگونه عمل می کردید و ظرف کمتر از یک ساعت همه چیز را به زعم خود تمام می کردید.

از چه چیز نگران بودید، آیا تصمیم و توافق شبانه شما اینقدر سست و بی مایه بود که می ترسیدید اگر چند روز بگذرد و افکار عمومی در جریان توافقات پنهانی شما قرار بگیرد ، دچار ریزش رأی شده و مجبور به تجدید نظر در تصمیم خود شوید؟!!

با توجه به اینکه روند طی شده بر خلاف مصالح شهر و نظر قریب به اتفاق مردم می باشد، اعضای شورای شهر باید پاسخگوی تصمیمات خود باشد. اگر پاسخ قانع کننده ای برای اقدامات خود دارند، با تشکیل جلسه ای با حضور مردم شریف اهواز دلایل و نحوه عجیب و غریب عزل شتابزده شهردار اهواز و انتخاب سرپرست و شهردار جدید را توضیح دهند و به آنچه در ایام تبلیغـــات انتخاباتــی دائم از آن دم می زدند (یعنی قانون گرائی و ترجیح منافع مردم بر منافع فردی، گروهی و قومی و پاسخگویی به مردم)، پایبند باشند.

و چنانچه قادر به توجیه عملکرد خود نیستند و از آمدن در میان مردم واهمه دارند، با توجه به اینکه هنوز فرصت برای اصلاح و تجدید نظر باقی است در انجام آن کوتاهی نکنند چرا که مردم شریف اهواز بسیار صبور و خویشتن دار هستند.

در پایان از مردم شریف اهواز خاضعانه می خواهیم بر خلاف گذشته، این بار پس از انتخابات با رویکرد فعالانه عمل کرده و با پرسشگری و نظارت مردمی، افرادی را که با رای شما مردم، صاحب منصب شده اند را به حال خود رها نکنید.

چرا که بی توجهی و عدم احساس مسئولیت در قبال عملکردهای این چنینی و غیر شفاف یقینا تبعات خسارت باری را برای شهرمان به دنبال خواهد داشت .

ضمن اینکه حداقل نتیجه ی پیگیری و مطالبه مردمی این خواهد بود که اعضای شورای شهر اهواز بفهمند باید برای مردم فهیم، مومن و انقلابی کلان شهر اهواز به شیوه صحیح، شفاف و قانونی و در تراز یک کلان شهر در جمهوری اسلامی تصمیم بگیرند.

والسلام علی من اتبع الهدی

جمعی از خانواده های شهدا، جانبازان و ایثارگران شهر اهواز

 

استاندار خوزستان برای بیان میزان بیکاری در خوزستان دست به دامن اسپانیا شد و مثالی از این کشور در رابطه با بیکاری بیان کرد.
شوشان : استاندار خوزستان برای بیان میزان بیکاری در خوزستان دست به دامن اسپانیا شد و مثالی از این کشور در رابطه با بیکاری بیان کرد. وی گفت : از زمانی که اوضاع اقتصادی در جهان رو به رکود رفت نرخ بیکاری در اسپانیا به 12 درصد رسید، چراکه 80 درصد درآمد این کشور از طریق گردشگری است و حال که گردشگری افت کرده، آمار بیکاری بالا رفته است. وی ادامه داد: مانند این است که وضع مالی مردم ایران بد شود و نتوانند به مسافرت شمال و مشهد بروند و افراد بسیاری که شغلشان وابسته به وجود مسافران است بیکار می‌شوند.

به گزارش شوشان ، حجازی در ادامه به آمارهای غلطی که در یک سایت در زمینه اعلام نرخ بیکاری درج شده بود اشاره کرد و ادامه داد: سیاه‌نمایی، خراب کردن و پائین آوردن سطح استان تأثیری در قضیه ندارد و ملاک آماری است که از مرکز آمار خارج می‌شود. استاندار خوزستان خاطرنشان کرد: در بعضی از رسانه‌ها رشد اقتصادی را منفی بیان کرده‌اند در حالی که ممکن است رشد اقتصادی به صفر برسد اما منفی بودن آن اشتباه است.

وی عنوان کرد: اگر شغل رایج در منطقه‌ای کشاورزی باشد برای ارائه آمار بیکاری و اشتغال باید فصول بیکاری، زمان درو و تمام این مفاهیم را لحاظ کرد و اگر مشاغل رایج در جامعه و منطقه‌ای، مشاغل صنعتی باشد شرایط آن را هم باید لحاظ کرد.



طبق آخرین اخبار رسیده به شوشان ، پس از برکناری سید احمد موسوی نماینده اسبق اهواز در مجلس از مدیریت سازمان حج و زیارت ، اینبار نوبت به دیگر خوزستانی های این سازمان رسیده و دو خوزستانی دیگر نیز از این سازمان کنار گذاشته شدند.

به گزارش شوشان ، کاظمی نیا معاون توسعه مدیریت و منابع انسانی که نقش مهمی در مدیریت مشکلات ارزی سازمان داشته و از جمله نیروهای موفق خوزستانی و همرزم محمد جهان آرا و همسنگر شهید زنده سردار نورانی بوده برکنار شد و همزمان با وی عادل حیدری دیگر خوزستانی این سازمان ، نیز کنار گذاشته شد.


+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1392ساعت 13:49  توسط امیر رحمانی  | 

یک خبر جالب

 

در دو روش ابداعی تروریستها مانکن را روی یک صندلی قرار داده می شود تا تک تیراندازهای ارتش آنان را هدف قرار دهند و به این ترتیب موقعیت تک تیرانداز شناسایی می شود. در روش دیگر سر مانکن را بر روی یک چوب قرار داده تا خود از مهلکه ای که در آن گرفتار شده اند نجات پیدا کنند.
ابنا: تروریستهای تکفیری سوریه روش جدیدی برای مقابله با ارتش سوریه در نبردهای میدانی ابداع کرده اند.

آنان با سرقت مانکن های البسه فروشی ها از آنان به عنوان یک جنگجو در برابر نیروهای ارتش سوریه استفاده می کنند تا نظامیان ارتش را به اشتباه بیندازند.

در دو روش ابداعی تروریستها مانکن را روی یک صندلی قرار داده می شود تا تک تیراندازهای ارتش آنان را هدف قرار دهند و به این ترتیب موقعیت تک تیرانداز شناسایی می شود.



در روش دیگر سر مانکن را بر روی یک چوب قرار داده تا خود از مهلکه ای که در آن گرفتار شده اند نجات پیدا کنند.

وجه تمایز مانکن ها و ترویست ها از پارچه رنگی است که به سر آنان بسته می شود. آنان برای اینکه به اشتباه هدف همنوعان خود قرار نگیرند بر سر مانکن پارچه بنفش و بر سر خود پارچه قرمز می بندند.











+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1392ساعت 13:44  توسط امیر رحمانی  | 

اخبار حوادث در خوزستان

 

 واژگوني و برخورد يك دستگاه خودرو سواري پژو با تريلر در محور انديمشك - خرم آباد چهار كشته بر جاي گذاشت.
 
مسوول روابط عمومي شبكه بهداشت و درمان انديمشك  گفت:اين حادثه در نخستين ساعات بامداد روزگذشته  در محدوده شهر حسينيه به روستاي تك تكاب در بخش الوار گرمسيري انديمشك رخ داد.
علي اسكندري افزود:در اين حادثه تصادف كه در ۳۵ كيلومتري شهر انديمشك رخ داد سواري پژو بر اثر سرعت زياد واژگون و در باند مخالف در مسير حركت يكدستگاه تريلر قرار گرفت.
وي افزود:در اين سانحه رانندگي بر ثر شدت برخورد تريلر با سواري پژو چهار نفر سرنشين پژو شامل يك زن،دو بچه و راننده در دم جان سپردند.
اسكندري گفت:طبق اعلام پليس انحراف به چپ پژو و سرعت بالاي آن علت بروز اين حادثه بوده است.
محور انديمشك بيدروبه و شهر حسينيه در جاده ترانزيتي انديمشك - خرم آباد از محورهاي حادثه خيز كشور مي باشد.
 
 
 
 
جنازه مردي ۶۵ ساله كه دو ماه از زمان مرگش سپري شده بود در محل سكونتش در دزفول كشف شد.
 
مدير عامل سازمان آتش نشاني و خدمات ايمني شهرداري دزفول گفت:جنازه اين فرد پس از تماس با سامانه ۱۲۵ آتش نشاني مبني بر مفقود شدن مردي ۶۵ ساله ،توسط نيروهاي امدادي در محل سكونتش پيدا شد.



مرتضي همايون نسب افزود:ماموران آتش نشاني پس از حضور در محل سكونت اين فرد در كوچه اي در حوالي پل قديم دزفول و گفت و گو با همسايگان با احتمال حبس وي در منزل بر اثر اتفاقي وارد خانه اش شدند.
وي افزود:نيروهاي امدادي با حضور در محل پس از شكستن قفل درب منزل با جنازه اين فرد ۶۵ ساله كه مستاجر بوده و تنها زندگي مي كردروبرو شدند.
همايون نسب گفت: همسايگان از بوي بدي كه منطقه را فرا گرفته و باعث اذيت و آزار ساكنين محل شده بود با پليس ۱۱۰ و آتش نشاني تماس گرفته بودند.
مدير عامل سازمان آتش نشاني و خدمات ايمني شهرداري دزفول گفت: جنازه اين مرد توسط ماموران آتش نشاني از منزل به سردخانه منتقل شد.
مرجع / ایرنا

 

 

دادستان عمومی و انقلاب هفتکل از دستگیری فروشنده مواد مخدر و کشف و ضبط 560 گرم مواد مخدر در این شهرستان خبر داد.
 
 رضا زنگنه گفت: با دریافت گزارش از پلیس آگاهی شهرستان هفتکل مبنی بر خرید و فروش موادمخدر توسط فردی به نام محمد. الف، دستور ورود به منزل متهم با رعایت موازین قانونی از جمله حفظ حقوق شهروندی، صادر شد.
 
وی ادامه داد: پلیس مبارزه با مواد مخدر با همکاری پلیس آگاهی و تجسس فرماندهی انتظامی هفتکل، با بازرسی از منزل متهم مقدار 560 گرم مواد مخدر شامل 470 گرم تریاک و 90 گرم سوخته تریاک کشف کردند.
 
زنگنه گفت: متهم ضمن اقرار به نگهداری مواد مخدر کشف شده، به فروش يك كيلو و نيم تریاک نیز اقرار کرد که پس از انجام تحقیقات لازم، با قرار وثیقه به زندان معرفی و پرونده پس از صدور قرار مجرمیت و کیفرخواست به دادگاه انقلاب اهواز ارسال شد.
 
دادستان عمومی و انقلاب هفتکل افزود: این دادستانی در راستای برخورد با متجاوزین به امنیت و آسایش عمومی مردم و جلوگیری از توزیع و فروش مواد مخدر در شهرستان هفتکل، تدابیری را اتخاذ نموده است.
زنگنه به مخلین امنیت جامعه هشدار داد تا از تجاوز به حقوق مردم دست بردارند و در غیر این صورت با برخورد شدید دستگاه قضایی مواجه خواهند شد.
مرجع / ایسنا
 
 
 دادستان عمومی و انقلاب خرمشهر از دستگیری دو سارق مسلح آرایشگاه‌های زنانه خبر داد.علی‌رضا باوی اظهار كرد: به دنبال شکایت یکی از شهروندان مبنی بر سرقت مسلحانه از محل آرایشگاه زنانه، ایراد ضرب و جرح عمدی و سرقت طلا و جواهرات توسط دو نفر خانم، موضوع به صورت ویژه مورد رسیدگی قرار گرفت.
 
وی ادامه داد: پلیس آگاهی خرمشهر پس از تحقیقات فراوان، متهمان خانم‌ها الف.الف و ف.م را دستگیر کردند که وسایل و طلاجات مسروقه نزد آنان کشف و ضبط شد.
 
باوی گفت: در این سرقت‌ها مادر به همراه دخترش، با استفاده از شوکر برقی اقدام به سرقت از آرایشگاه‌های زنانه می‌کردند.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1392ساعت 13:42  توسط امیر رحمانی  | 

یک خبر ورزشی

 

فولاد تایر سایپا را پنچر کرد

دیدار بین دو تیم فولاد خوزستان در سایپای البرز از هفته دوم رقابت‌های لیگ برتر فوتبال کشور با پیروزی پرگل ۴ بر یک فولاد به پایان رسید.

خبرگزاری فارس: فولاد تایر سایپا را پنچر کرد 

به گزارش خبرگزاری فارس از اهواز، فولادی‌های خوزستان با پیروزی در این بازی همچنان یکه‌تاز صدرنشینی لیگ ایران هستند.

در دقیقه 46 بازی لوسیانو پریرا از روی نقطه پنالتی دروازه سایپا را باز کرد بختیار رحمانی در دقیقه 55 بازی گل دوم سرخپوشان اهوازی را به ثمر رساند.

در دقیقه 66 بازی اسماعیل شریفات با یک شوت استثنایی موفق به زدن گل سوم فولاد شد، همچنین در دقیقه 71 بازی کورش رفیعی چهارمین گل فولادی‌ها را وارد دروازه حریف کرد.

سجاد شهباززاده در دقیقه 3 بازی تک گل تیم سایپای البرز را به ثمر رساند.

تیم فولاد خوزستان با کسب این پیروزی 21 امتیازی شد و همچنان در صدر جدول باقی ماند.

پس از اینکه بختیار رحمانی گل دوم فولاد را به ثمر رساند، پیراهن خود را درآورد که این امر موجب شد تا از داور بازی کارت زرد دریافت کند این بازیکن 3 اخطاره شد و بازی بعدی تیمش مقابل ملوان بندرانزلی را از دست داد.

ابراهیم شکوری بازیکن تیم سایپای البرز پس از دریافت کارت قرمز از داور بازی به سمت حسین فرکی رفت و او را در آغوش گرفت.

اسماعیل شریفات بازیکن تیم فولاد خوزستان پس از تعویض بختیار رحمانی برای اولین بار بازوبند کاپیتانی فولاد را به بازو بست.

سرمربی تیم سایپای البرز پس از دریافت گل چهارم نسبت به تصمیم داوری بازی اعتراض داشت و معتقد بود که بازیکن زننده گل در منطقه آفساید قرار داشته است.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1392ساعت 13:30  توسط امیر رحمانی  | 

اخبار برگزیده

 

روایت "مشرق" از گوشه و کنار سیاست؛
خبرنگاران مشرق در جریان پیگیری‌های خبری به "زمزمه"هایی برمی‌خورند که ميهمان‌‌کردن مخاطبان به این شنیده‌ها خالی از لطف نیست.
*شنیده‌ایم هنگام سخنرانی "باراک اوباما" در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، "حسن روحانی" پای سخنرانی وی خواهد نشست. همچنین کارشناسان بین‌الملل پیش‌بینی می‌کنند هنگام سخنرانی روحانی در روز سوم مهر نیز اوباما حضور خواهد داشت. پیش از این کلینتون در نطق محمد خاتمی حضور یافته بود.

*شنیده‌ایم به جز محمدجواد ظریف که در راستای دیپلماسی عمومی از فضای فیس‌بوک و توئیتر برای ارسال پیام و گفت‌وگو استفاده خواهد کرد دیگر وزرای دولت روحانی از این شبکه‌ها استفاده نکرده و صفحات خود را خواهند بست. در حال حاضر صفحاتی به نام برخی وزرا در فیس‌بوک وجود دارد که واقعی نبوده اما به اسم آنها فعالیت می‌کند.

*در دیداری که علی جنتی با یکی از مقامات ارشد کشورمان داشته است ایشان دو ویژگی مثبت را برای وزیر ارشاد برشمرده‌اند: «اول اینکه شما را با توجه به سابقه حوزوی و آشنایی با قرآن و معارف دینی، فردی متدین می‌دانم. دوم اینکه شما فرزند چهره بی‌بدیل انقلاب یعنی حضرت آیت‌الله جنتی هستید که برای شما مغتنم است.»

*جریان فتنه و اپوزیسیون به‌شدت از سخنان روحانی در مجمع فرماندهان سپاه برآشفته شده‌اند. آنها می‌گویند در میان رؤسای جمهور 24 سال قبل، چنین تجلیلی از خدمات سپاه صورت نگرفته بود. روحانی در این نشست گفت:" سپاه، محبوب دل‌هاست. در دل مردم، با مردم و در کنار مردم است. سپاه توان بسیار عظیمی در نیروی انسانی و حوزه اقتصادی و فرهنگی دارد و هر جا فشاری بر نظام به وجود آید سپاه در مقابل آن مکمل و پشتیبان دیگران است." پخش سخنان روحانی از صدا و سیما باعث آشفتگی بیشتر فتنه‌گران شد. برخی تحلیل‌گران سخنان قاطع روحانی در آستانه سفر به نیویورک را حامل یک پیام جدی برای غرب می‌دانند.

*شنیده‌ایم انتصاب "ربیع فلاح" به عنوان استاندار مازندران، بار دیگر روابط روحانی و ناطق نوری را شکرآب کرده است. ناطق نوری خواستار انتصاب "کیومرث نیازآذری" مدیرکل اسبق اداره اطلاعات استان به عنوان استاندار مازندران بود اما "ربیع فلاح" که مسؤول ستاد انتخاباتی روحانی در مازندران بود به این مسؤولیت انتخاب شد. در تعدادی ازصندوق‌های مازندران روحانی رأی صد در صدی داشته است.

*به دنبال مفقودشدن هفت تن از اعضای کادر منافقین در جریان حمله فرزندان انتفاضه شعبانیه به پادگان اشرف، احتمالات متعددی در این باره مطرح شده که عبارتند از: 1- کشته‌شدن آنان توسط منافقین در راستای یک تسویه حساب درونی 2- اسارت آنان توسط فرزندان انتفاضه و تحویل آنان به دولت مالکی 3- فرار آنان از اشرف و پناهنده‌شدن به یک کشور اروپایی 4- احتمال نفوذی‌بودن آنان و بازگشت به ایران.

* پس از آنکه گزینه‌های معرفی‌شده برای ریاست سازمان اوقاف نتوانستند نظر وزیر ارشاد و رئیس‌جمهور را جلب نمایند، گفته می‌شود حجت‌الاسلام "علی محمدی" رئیس فعلی سازمان اوقاف و امور خیریه در این مسؤولیت ابقا خواهد شد.

* در حالی که دکتر احمدی‌نژاد اعلام کرد دولت دهم را بدون بدهی تحویل دولت آینده می‌دهم اما نزدیکان روحانی می‌گویند میزان بدهی سه وزارتخانه نیرو، نفت و مسکن به پیمانکاران حدود 70 هزار میلیارد تومان است که از این مبلغ 30 هزار میلیارد تومان متعلق به وزارت نیرو است.

*شنیده‌ایم پیگیری پیشنهادهای مطرح‌شده در نشست آلماتی 1، محور مذاکرات ایران و گروه 1+5  در نیویورک خواهد بود. جمهوری اسلامی ایران تلاش دارد ضمن آنکه فتوای مقام معظم رهبری درباره حرمت تولید و بکارگیری سلاح هسته‌ای را به‌عنوان یک سند بین‌المللی به ثبت برساند، در قبال آن نیز دنیای غرب و 1+5 حق غنی‌سازی ایران را به رسمیت بشناسند.

*شنیده‌ایم "مجید انصاری" درصدد است پیشنهادی را برای ادغام معاونت پارلمانی مجلس با معاونت حقوقی ریاست جمهوری ارائه دهد. در دوران هاشمی و خاتمی امور حقوقی و پارلمانی در یک معاونت انجام می‌شد.

*شنیده‌ایم که آقایان "محمدجواد ظریف"، "سید عباس عراقچی" معاون امور حقوقی و بین‌المللی، "مجید تخت‌روانچی" معاون اروپا و آمریکا، "امیرحسین زمانی‌نیا"، "اسحاق آل‌حبیب" مدیرکل سیاسی و امور بین‌الملل وزارت امورخارجه، "حمید بعیدی‌نژاد" و نمایندگانی از سازمان انرژی اتمی  و شورای‌عالی امنیت ملی از جمله اعضای تیم مذاکره‌کننده ایران خواهند بود.

*شنیده‌ایم که یک هفته قبل از برکناری "فرهاد دانشجو" توسط هیئت امنای دانشگاه آزاد، هاشمی رفسنجانی در جلسه‌ای از فرهاد دانشجو خواسته بود از ریاست دانشگاه استعفا دهد که دانشجو حاضر نشد این درخواست هاشمی را انجام دهد.

*یکی از مدیران مطرح که در حلقه انحرافی عضویت داشت در سال 91 ، هفت ماه را در خارج کشور به‌ویژه گرجستان و بلاروس گذرانده بود. وی عمده وقت خود را صرف کارهای اقتصادی کرده است.

*در صورتی که "جعفر توفیقی" به عنوان وزیر آموزش عالی به مجلس معرفی نشود، "رضا فرجی دانا" گزینه اصلی این وزارتخانه خواهد بود. دکتر فرجی دانا پس از استعفای "مصطفی معین" در اواخر کار دولت دوم محمد خاتمی، برای احراز وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به مجلس معرفی شد که رأی اعتماد نیاورد. وی ریاست دانشگاه تهران را نیز در پرونده کاری خود دارد. در برخی محافل از دکتر "مرتضی سقائیان‌نژاد"، محمدعلی کی‌نژاد و محمد مهدی‌نژاد هم به عنوان گزینه‌های احتمالی نام می‌برند.

*شنیده‌ایم بر اساس رأی "هیئت عالی حل اختلاف میان قوا" مجلس نمی‌تواند شاکله لوایح دولت را تغییر دهد. بر اساس این رأی، مجلس در صورت موافقت با لایحه دولت آن را تصویب و در صورت مخالفت آن را رد خواهد کرد تا دولت مجدداً لایحه جدیدی بنویسد. بنابراین مجلس مجاز نیست در لوایح  تغییراتی به وجود آورد که شاکله‌اش را از دست بدهد.

*دولت روحانی همچون دولت احمدی‌نژاد مخالف مصوبه مجلس درباره بیمه بیکاری است. دولت روحانی معتقد است این مصوبه بار مالی سنگینی دارد و اجرای آن در حال حاضر ناممکن است. این مصوبه در حال حاضر در مجمع تشخیص مصلحت قرار دارد و در هفته گذشته مقرر شد با توجه به شروع کار دولت جدید و اهمیت مسأله و ضرورت بررسی همه‌جانبه‌ آن، موضوع به کمیسیون مشترک علمی، فرهنگی و اجتماعی و کمیسیون اقتصاد کلان مجمع و با حضور اعضای دولت، مجلس و شورای نگهبان بررسی شود.

*پس از آنکه در دو هفته اخیر شاهد اتخاذ برخی مواضع و سخنان از سوی برخی وزیران از جمله وزرای کار، نفت، نیرو و مسکن علیه یکدیگر بودیم در آخرین جلسه هیئت دولت، حسن روحانی نسبت به این موضع‌گیری‌ها به‌شدت اعتراض و تأکید کرده برای آخرین بار می‌گویم که باید صدای واحدی از وزرا توسط مردم شنیده شود.

*جشنواره "افق نو" که قرار بود در 12 شهریور با حضور فیلمسازان و چهره‌های سیاسی منتقد تمدن غرب در تهران برگزار شود با کارشکنی برخی مسؤولان دولت یازدهم به تأخیر افتاده است. حضور فیلمسازان مستقل ضد صهیونیست با 420 فیلم از کشورهایی چون آمریکا، فرانسه، کانادا، دانمارک و...  این جشنواره را در کانون توجهات قرار داده است.

*روزنامه "وطن امروز" از مهرماه انتشار خود را آغاز خواهد کرد. این روزنامه قرار است در دور جدید، سبک گزارشی و تحلیلی داشته باشد. این روزنامه دو ماه قبل به دلیل مشکلات مالی دچار توقف در انتشار شد.

*مقامات منافقین در پادگان اشرف می‌گویند تاکنون نیمی از مجروحان عملیات فرزندان انتفاضه شعبانیه کشته شده و بقیه آنها در حال دست و پنجه نرم کردن با مرگ هستند و آنهایی هم که بتوانند جان سالم به در ببرند تا آخر عمر باید به صورت فلج روی تخت یا ویلچر زندگی کنند. نکته قابل توجه در این عملیات، یک‌ساعته آن بود که به‌رغم کشته‌شدن حدود 80 نفر از اعضای کادر اصلی منافقین، هیچ یک از نیروهای مهاجم که از فرزندان انتفاضه شعبانیه بودند دچار تلفات و حتی جراحت سطحی نشدند.

*در درگیری‌های هفته گذشته که میان جبهة النصرة به عنوان نماینده گروه‌های تکفیری و عناصر امارات اسلامی به عنوان نماینده گروهک القاعده در سوریه رخ داده، تعداد زیادی از طرفین کشته شده‌اند. در ماه‌های گذشته نیز به دفعات درگیری‌های سنگینی میان جبهة النصرة و ارتش آزاد گزارش می‌شد که تلفات و خسارت‌های سنگینی به همراه داشت. پس از تهدید نظامی آمریکا علیه دولت سوریه، موج گسترده‌ای از ثبت نام مردم سوریه برای پیوستن به ارتش برای مقابله با حمله نظامی آمریکا به وقوع پیوسته است. برخی ثبت‌نام‌کنندگان می‌گویند به‌رغم انتقاداتی که به دولت بشار داریم اما در برابر تجاوز دولت‌های اجانب در کنار ارتش خواهیم بود.
 
+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1392ساعت 13:14  توسط امیر رحمانی  | 

یک هشدار امنیتی به خوزستانیهای محترم

 

شبکه های اجتماعی ابزاری است که برای نسل های آینده تبدیل به یک ماجرای عادی مانند تلویزیون و رادیو خواهد شد. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم در دنیایی زندگی می کنیم که برای چندین سده در معادلات و طراحی زندگی در آن نقشی نداشته ایم؛ اولین نشانه های حیات در ما با دخالت در شرایط حیات در این دنیا دیده شد، و اگر بخواهیم آینده را ترسیم کنیم باید فعالانه نقش ایفا کنیم و این نقش از میان همین زندگی فعلی می گذرد.
گروه فرهنگی مشرق - در روزهای منتهی به انتخابات در پایگاه اجتماعی توئیتر که این روزها یکی از پرطرفدارترین پایگاه های اجتماعی فعال محسوب می شود، دیدن شناسه های کاربری به نام کاندیداهای انتخاباتی از آقای هاشمی رفسنجانی گرفته تا دکتر سعید جلیلی اتفاقی معمول بود. اینکه با وجود ممنوع بودن استفاده از این پایگاه های اجتماعی برخط نامزدهای ریاست جمهوری از امکانات ارتباطی آن ها تا حد ممکن استفاده کرده و می کنند شکی نیست؛ اما بعد از انتخابات ریاست جمهوری و با پیروزی دکتر حسن روحانی در انتخابات، حرف و حدیث ها در این زمینه وارد مرحله جدیدی شد. شاید برای اولین بار در توئیتر و فیس بوک شناسه هایی دیده می شدند که به نام مسوولان دولتی پست منتشر می کردند و حتی برخی منابع غربی بعضی خبرها را با استناد به این شناسه ها بر روی خروجی خود می گذاشتند. بحث درباره امکان استفاده ی از شبکه های اجتماعی که در دنیای مجازی آن را "وب2" می نامند دوباره آغاز شد و البته این بار ماجرا جدی تر است.



اگر جه هدفی را که احتمالا برخی از مسوولان دولتی خصوصا آنهایی که حیطه هایی بزرگ تر از مرزهای ایران را پوشش می دهند، مخاطبان غیرایرانی و غیر ساکن در جمهوری اسلامی ایران است. اما مساله به همین جا محدود نمی شود. استفاده کننده گان از سرویس های مشهور شبکه های اجتماعی در ایران نیز تعداد قابل ملاحظه ای را تشکیل می دهند.این افراد که بسیاری از آنها در رده های سنی 18 تا 35 سال قرار دارند، کسانی هستند که حداقل یک بار در روز به حساب کاربری خود در شبکه های اجتماعی  سر می زنند و هر از چندی مطلبی را بر آن منتشر می کنند.

مخاطبان شبکه های اجتماعی در ایران چه کسانی هستند؟
شبکه های اجتماعی، پایگاه های اطلاعاتی خودساز هستند؛ این خود ساز به آن معناست که شبکه های اجتماعی در درون ماهیت خود اطلاعاتی را منتشر نمی کنند بلکه کاربران خود با استفاده از امکاناتی که این شبکه ها در اختیارشان قرار می دهند، مطالبی را منتشر می کنند و در اختیار دیگران قرار می دهند به این شکل به صورت مداوم مطالب این شبکه ها به روز می شود و البته خود مخاطبان و تولید کنندگان نقش مهمی در انتشار و توزیع تولیدات دارند.

ایده ی چنین شبکه هایی تنها مربوط به حوزه فناوری اطلاعات نمی شود. سال هاست که در علم بیونیک که اساسا مبنای آن کپی برداری از ساختارهای زنده و طبیعی و تبدیل آن به تولیدات تکنولوژیکی است به طراحی ساختارهایی فکر می شود که در آن خود ساختار و بخش های تشکیل دهنده ی آن به صورت خودکار، خود را ترمیم و رشد نماید. درست مانند یک ساختار زنده که سلول ها در صورت صدمه دیدن بخشی از آن ساختار زنده خودشان آن بخش را ترمیم می کنند و یا بر اساس یک فرآیند که ارتباطی با فضای بیرون ندارد؛ به صورت خودبخودی مسیر رشد ساختار را می پیمایند. در نانوتکنولوژی، و در بحث تئوری "نانو ماشین ها" چنین ویژگی هایی سال هاست که تحقیقات دانشمندان را به خود اختصاص داده است.



شبکه های اجتماعی نیز بر اساس همین تئوری طراحی شده اند، با این تفاوت که در شبکه های اجتماعی سلول ها و واحد های سازنده، خود زنده اند و افراد جامعه واقعی را تشکیل می دهند و البته همین امر هم مساله را ساده تر و سهل الوصول تر می سازد و هم پیچیده تر.

اما در ایران با توجه به موقعیت ژئو استراتژیک جمهوری اسلامی و نوع ارتباطی که در دهه های اخیر میان کشور ما و کشورهای غربی بر قرار بوده است، رسانه های بیش از این که وارد کارکردهای فرهنگی خود شوند رنگ و بوی امنیتی به خود گرفته اند. از یک سو، غرب که سکان بسیاری از اپراتورهای رسانه ای از جمله شبکه های اجتماعی را در دست دارد درباره ی ایران بیش از هر چیز بر کارکرد سیاسی و تاثیر گذاری سیاسی بر جامعه ایران با استفاده از این ابزارها تاکید کرده است؛ و البته بر هم زدن ثبات ایران هیچ وقت از اهداف این تاثیرگذاری ها بیرون نبوده است و از سوی دیگر، متاسفانه مدیران فرهنگی ما نیز در برخوردی منفعل بر تعاملی مبتنی بر پرده های آهنین پای فشرده اند. این سیاست انفعالی و در حقیقت دفاع انفعالی باعث شده است تا در ساختارهای فرهنگی ما بدون توجه به بسیاری از تفاوت هایی که میان ایران و کشوری مانند چین در تعاملات بین المللی وجود دارد الگوی چینی را در کنترل فضای مجازی پیش ببریم و عملا آن گونه که استفاده کنندگان امنیتی و سیاسی از کارکرد شبکه های اجتماعی برای مخاطب ایرانی تعریف کرده اند محقق شود.

 صحبت درباره تفاوت های تعاملی بین المللی میان ایران و چین و اشتباهاتی که در الگو برداری از این سیستم صورت گرفته است بحثی مستقل و طولانی می طلبد؛ اما آنچه که در اینجا نباید از کنار آن گذشت نتیجه غایی دفاع منفعلانه در برابر حرکت هجومی مقابل است. همان طور که قبل از این هم گفتیم اولین نتیجه دفاع منفعلانه پذیرفتن تعاریف و قواین طرف مقابل و بازی در زمین اوست.

درست است که اینترنت و ساختارهای آن و بیشتر ابزارهایی که درش فعال هستند همگی ساخته و پرداخته ی یک تفکر یکپارچه و هدفمند غربی یا بهتر است بگوییم آمریکایی‌اند، اما درباره شبکه های مجازی و حتی دیگر بخش های اینترنت تنها یک بخش از تکنولوژی ارتباطی جدید را طراحی های از پیش شده تشکیل می دهند. نیم دیگر ماجرا کاربرانی هستند که در این ساختارها فعال می شوند و البته تولیداتی که آنها بر روی این شبکه منتشر می سازند، نیز در هویت بخشی به آن موثر هستند. با این وصف با تمام امکانی که طراح بودن و در اختیار داشتن زیر ساخت ها در دستان غرب می گذارد، سوراخ های فرهنگی جامعه اطلاعاتی آنچنان عریض و طویل است که نمی توان به این راحتی ها آن را مسدود کرد و مسر انتشار اندیشه را یک طرفه انگاشت. با این وصف وقتی با همه ی تاثیر گذاری موجود که آن را نفی نمی کنیم؛ ساختار فرهنگی کشور پا پس می کشد و میدان را با محدودیت های حذفی برای هجمه های سیاسی در شبکه های اجتماعی باز می گذارد به این معناست که مدیریت فرهنگی ما پذیرفته است، شبکه های اجتماعی در اینترنت با مخاطب قریب به میلیاردی آن تحت سیطره ی یک تفکر جهت دهی شده و ثابت سیاسی و فرهنگی است که جایی برای تنفس برای حضور ایران وانقلاب اسلامی ندارد. این دقیقا به معنای قبول شکست و تایید مالکیت غرب بر مجموعه ای از مخاطبان است که در هیچ مرزی نمی گنجند.

به عبارت دقیق تر بر خلاف آنچه که طرف مقابل می خواهد به عنوان یک امر بدیهی جا بیندازد، هیچ آمار دقیقی از گرایشات سیاسی و فکری کاربران ایرانی شبکه اجتماعی نیست که دلالت بر اپوزسیون یا مخالف بودن اکثریت آنها با نظام داشته باشد.بر همین اساس، متاسفانه هیچ آمار دقیقی از زمینه ها و امکاناتی که شبکه های اجتماعی می تواند در اختیار انقلاب اسلامی قرار دهد تدوین نشده و ما همچنان این ابزار را به بزرگترین تابوی تبلیغاتی علیه خود تبدیل کرده ایم.  
 
سید مرتضی آوینی و آخرین مقاله
سید مرتضی آوینی، شاید یکی از معدود کسانی باشد- اگر نگوییم که تنها او بود- که در حوزه فرهنگ و هنر پس از انقلاب اسلامی و براساس آموزه های آن و نیاز روز- و البته در بیشتر موارد نیاز آینده- نظریه پردازی کرد. او در قالب مقالات متعدد و در چارچوب یک نشریه تئوریک، خطوطی را ترسیم کرد که برای طراحی یک جبهه فرهنگی و ساز و کارهای تولید آثار هنری نیاز بود.



اگر چه در دستگاه تبلیغات رسمی امروز آوینی را تنها به واسطه صدای دلنشینش در برنامه روایت فتح می شناسند و روشنفکرتر ها او را صاحب سبکی در ساخت مستند – که مرحوم مددپور آن را با عنوان مستند اشراقی معرفی کرد - و کمتر اشاره ای به آنچه او درباره سینما، تلویزیون، ادبیات داستانی و رمان، موسیقی و حتی گرافیک نوشت و گفت، می شود.نظریات او درباره این هنر و ادبیات، برای مدیران فرهنگی گذشته و حال کشورمان، آن قدر خاص و دور از ذهن و البته غیر عملی است که مدیران فرهنگی ما ترجیح می دهند اساسا این نظریات را نادیده بگیرند. این نوع برخورد در زمان حیات آوینی، تند تر از این بود؛ تا جایی که اتهامات متعددی به مرتضی آوینی وارد می شد. عده ای او را لیبرال مسلک و جمعی دیگر چماقدارش می خواندند و همه ی این ها از آن جهت بود که آوینی میانه ای با انفعال و البته فریفتگی و مرعوب شدن نداشت. همه ی این ها را گفتیم تا به یکی از آخرین نوشته هایش یعنی مقاله ای با عنوان "انفجار اطلاعات" اشاره کنیم.

"انفجار اطلاعات! نمی دانم چرا من از این تعبیر آنچنان که باید نمی ترسم و حتی چه بسا مثل کسی که دیگر صبرش تمام شده است از فکر اینکه جهان به سرنوشت محتوم این عصر نزدیک تر می شود خوشحال می شوم. نیچه خطاب به فیلسوفان می گوید: « خانه هایتان را در دامنه های کوه آتشفشان بنا کنید » و من همه کسانی را که در جست و جوی حقیقتند مخاطب این سخن می یابم. «گریختن» مطلوب طبع کسانی است که فقط به عافیت می اندیشند و اگر نه، مرگ یک بار، زاری هم یک بار."
 
عجیب است نه؟ انگار این جملات همین حالا  و در جواب کسانی نوشته شده است که امنیت را در خانه نشستن و بستن در و پنجره ها جستجو می کنند. در دامنه آتشفشان زندگی کردن یعنی به مواجهه با همه ی سوالات، شبهه ها و حتی تهاجمات رفتن و تکلیف ماجرا را در وسط میدان و نه در گوشه ی پست، معلوم کردن. حرفهای آوینی در این مقال صریح تر هم می شود.
 
دهکده جهانی واقعیت پیدا خواهد کرد، چه بخواهیم و چه نخواهیم. این حقیقت تنها ما را که شهروندان مطیعی برای این دهکده بزرگ نیستیم مضطرب نمی دارد و بلکه غرب را هم چه بسا بیش تر از ما به اضطراب می اندازد. ما شهروندان مطیعی برای دهکده جهانی نیستیم؛ این سخن نیاز به کمی توضیح دارد.

شهروندِ مطیع کسی است که وجود فردی اش مستحیل در جامعه ای است که پیرامون او وجود دارد. اعتراضی ندارد. استدلال های رسمی را می پذیرد و در صدق گفتار سیاستمداران تردید روا نمی دارد. تا آنجا تسلیم قوانین محلی است که عدالت را نه قبله قانون، که تابع آن می بیند. به آنچه فرا می خوانندش روی می آورد و از آنچه باز می دارندش پرهیز می کند. دروازه های گوش و چشم و عقلش برای پیام های پروپاگاندا باز است و مثلاً در ایران خودمان وقتی می شنود که «بانک فلان، بانک شماست »، باور می کند و پولش را در بانکی انبار می کند که جایزه بیش تری می دهد... و از این قبیل. و خوب! دهکده جهانی هم برای آنکه سر پا بماند به شهروندان مطیعی نیاز دارد که سرشان در آخور خودشان باشد.
 
اگر قرار باشد برای مسیر حرکت به دنبال مانیفست بگردیم شاید همین چند خط بهترین نقطه عزیمت باشد. اتفاقی که در این چند ساله و با همه ی نسخه هایی که برای چاره اندیشی مواجهه ی ما با ابزار های کوچک کننده دنیا صورت نبسته، اما در همین جا ممکن است بسیاری از دوستان و اهل علم و صاحب نظارن ان قلت بیاورند؛ که باید آنها را به فال نیک گرفت.چرا که هر یقینی از ابتدای شک جوانه می زند.

آنچنان که در ابتدا گفتیم ورود به مساله ما و نسبت شبکه های اجتماعی و انواع و اقسام شعبده های دهکده ی جهانی که در راه هستند، از یک اتفاق سیاسی جدی می شود؛ اما برای انقلابی که قدم اول خود را فرهنگی می داند و قبای فرهنگ را بر قامت خود می دوزد ناشایست است اگر با باد سیاست به هر سویی برود. حتی اگر باد سیاست مانند مورد اخیر یک سوال منطقی و درست را به جولان انداخته باشد. این داستان بسیار پیشتر مساله انقلاب و نظام بوده است، اما چه باید کرد که مدیران فرهنگی همواره پاک کردن صورت مساله را جوابگو تر از پاسخ به آن یافته اند.

 شبکه های اجتماعی ابزاری است که برای نسل های آینده تبدیل به یک ماجرای عادی مانند تلویزیون و رادیو خواهد شد. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم در دنیایی زندگی می کنیم که برای چندین سده در معادلات و طراحی زندگی در آن نقشی نداشته ایم؛ اولین نشانه های حیات در ما با دخالت در شرایط حیات در این دنیا دیده شد، و اگر بخواهیم آینده را ترسیم کنیم باید فعالانه نقش ایفا کنیم و این نقش از میان همین زندگی فعلی می گذرد.

"وقتی حصارهای اطلاعاتی فرو بریزد مردم جهان خواهند دید که این دژ ظاهراً مستحکم بنیان هایی بسیار پوسیده دارد که به تلنگری فرو خواهد ریخت. قدرت غرب، قدرتی بنیان گرفته بر جهل است و آگاهی های جمعی که انقلاب زا هستند به یکباره روی می آورند؛ همچون انفجار نور. شوروی نیز تا آن گاه که فصل فروپاشی اش آغاز نشده بود خود را قدرتمند و یکپارچه نشان می داد و غرب نیز آن را همچون دشمنی بزرگ در برابر خویش می انگاشت. تنها بعد از فروپاشی بود که باطن پوسیده و از هم گسیخته شوروی آشکار شد."

 قطعا حضور در میدان زندگی امروز اگر تلفات داشته باشد بر پنهان شدن در پشت دیوارهای آهنین ارجحیت دارد، این چیزی است که مدیران ما باید برای آن آرایش دقیق طراحی کنند نه این در فکر بنا کردن حصارهای حصین و ستبر غوطه خورند.

"و اما درباره خودمان. نباید بترسیم. حصارها تا هنگامی مفید فایده ای هستند که دزدان شب رو، بر زمین می زیند، اما آن گاه که دزدان از آسمان فرود می آیند، چگونه می توان به حصارها اطمینان کرد؟ پس باید از این اندیشه که حصارهایی بتوانند ما را از شرّ ماهواره ها محفوظ دارند، بیرون شد و « خانه را در دامنه آتشفشان بنا کرد. » باید در رو به رو شدن با واقعیت، به اندازه کافی جرئت و شجاعت داشت. غرب چنین است که در عین ضعف، بیش تر از همیشه رجز می خواند تا خود را در پناه وهم حفظ کند."
+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1392ساعت 13:7  توسط امیر رحمانی  | 

اخبار سیاسی روز

 

بازتاب "نرمش قهرمانانه" در رسانه های خارجی

 

یدیعوت آحارونوت نیز در گزارشی با عنوان «رهبر ایران خواستار دیپلماسی هسته‌یی انعطاف‌پذیر است» نوشت که آیت‌الله علی خامنه‌ای با اشاره به «انعطاف‌پذیری» دیپلماتیک احتمالی در مذاکرات هسته‌یی آینده گفت که کشتی‌گیران نیز گاهی برای دلایل فنی انعطاف‌پذیری نشان می‌دهند، ولی رقیب یا هدف اصلی‌شان را فراموش نمی‌کنند.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار فرماندهان، پیشکسوتان و پرسنل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های خارجی داشت.

خبرگزاری فرانسه در خبری با عنوان «رهبر ایران پیش از مذاکرات خواستار انعطاف‌پذیری شد» گزارش داد در حالی‌که مذاکره‌کنندگان ایران خود را برای دور جدید گفت‌وگوها درباره برنامه هسته‌یی این کشور آماده می‌کنند، آیت‌الله علی خامنه‌ای رهبر عالی ایران روز سه‌شنبه گفت که انعطاف‌پذیری گاهی در دیپلماسی لازم است.

این خبرگزاری افزود که آیت‌الله خامنه‌ای این اظهارات را پس از آن بیان کرد که حسن روحانی، رییس‌جمهور ایران که ماه میلادی گذشته به این سمت رسید اعلام کرد در مذاکرات مجدد با قدرت‌های جهانی انعطاف‌پذیری نشان خواهد داد.

این خبرگزاری به نقل از رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران گزارش داد که نرمش قهرمانانه بسیار مفید و گاهی لازم است، ولی به شرطی که شخص، دشمن یا هدف اصلی‌اش را فراموش نکند.

این خبرگزاری در ادامه گزارش داد که محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه ایران سه‌شنبه شب برای شرکت در نشست مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک سفر کرد و قرار است با کاترین اشتون رییس سیاست خارجی اتحادیه اروپا در حاشیه این نشست گفت‌وگو کند.

شبکه تلویزیونی بلومبرگ نیز به انعکاس اظهارات آیت‌الله علی خامنه‌ای پرداخت و نوشت که ایشان اعلام کرده است با «اقدامات دیپلماتیک صحیح» در قبال دشمنان ایران مخالف نیست.

این شبکه تلویزیونی افزود که این اظهارات از جانب عالی‌ترین مقام ایران که روز سه‌شنبه در دیدار با رهبران سپاه انقلاب اسلامی ایران مطرح شد می‌تواند نشان دهنده موافقت آیت‌الله خامنه‌ای با حسن روحانی برای تعامل با قدرت‌های غربی هنگام شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک باشد.

این شبکه تلویزیونی به نقل از آیت‌الله خامنه‌ای نوشت که با انعطاف‌پذیری موافق است زیرا این اقدام در برخی شرایط خاص مثبت و حتی لازم است، به شرطی که همراه با درک ماهیت و اهداف طرف مقابل باشد.

این شبکه تلویزیونی در ادامه نوشت که روحانی که جانشین محمود احمدی‌نژاد شده است قول داده است روابط ایران با کشورهای جهان را بهبود بخشیده و از شدت تحریم‌های بین‌المللی کشورهای غربی علیه برنامه هسته‌یی‌اش بکاهد. روحانی قصد دارد سفری شش روزه به نیویورک داشته باشد که از تاریخ 22 سپتامبر آغاز می‌شود.

روزنامه فایننشیال تایمز نیز در گزارشی با عنوان «رهبر ایران خواستار انعطاف‌پذیری در مذاکرات هسته‌یی شد» نوشت که آیت‌الله علی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران در اظهاراتی که نشانه‌ای از عزم راسخ وی برای یافتن راه‌حلی برای موضوع هسته‌یی ایران است از انعطاف‌پذیری در مذاکرات با قدرت‌های جهانی حمایت کرد.

این روزنامه انگلیسی در ادامه نوشت که آیت‌الله خامنه‌ای که حرف آخر را در امور کشور می‌زند به دلیل تلاش‌های آمریکا برای براندازی دولت ایران بی‌اعتمادی شدیدی به آمریکا دارد، ولی روز سه‌شنبه گفت که با «نرمش قهرمانانه» موافق است، زیرا چنین تاکتیکی می‌تواند «بسیار خوب و لازم» باشد.

این روزنامه به بخشی از اظهارات رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران درباره اینکه یک ورزشکار می‌تواند گاهی نرمش نشان داد ولی رقیبش و هدفش را فراموش نمی‌کند، پرداخت و نوشت که ایشان هشدار داد که مذاکره‌کنندگان هسته‌یی نباید اهداف واقعی نظام استکبار را فراموش کنند.

این روزنامه نوشت که هنوز مشخص نیست آیا اظهارات آیت‌الله خامنه‌ای چراغ سبزی برای دیپلمات‌های ایرانی است تا در مذاکرات مستقیم با آمریکا درباره برنامه هسته‌یی‌شان در سفر به نیویورک در هفته آینده شرکت کنند.

روزنامه واشنگتن پست نیز در گزارشی با عنوان «رهبر معظم ایران از دیپلماسی حمایت کرد» نوشت: آیت‌الله علی خامنه‌ای روز سه‌شنبه گفت که کشورش باید از دیپلماسی به جای نظامی‌گری استقبال کند و افزود که اکنون زمان «نرمش قهرمانانه» است و حمایتش را از تلاش‌های بین‌المللی حسن روحانی رییس‌جمهور جدید ایران نشان داد.

این روزنامه نوشت که اگرچه آیت‌الله خامنه‌ای گفت که جمهوری اسلامی ایران هرگز اصول و اهداف انقلابی‌اش را کنار نخواهد گذاشت، افزود که اکنون زمان پرداختن به مناقشات دیپلماتیک ایران با قدرت‌های جهانی فرا رسیده است.

این روزنامه آمریکایی به نقل از رهبر انقلاب نوشت که با آنچه چند سال پیش «نرمش قهرمانانه» خواند موافق است و تا زمانی که ایران به اصول اصلی خود پایبند باشد، چنین رویکردی بسیار خوب و لازم است.

این روزنامه نوشت که اظهارات آیت‌الله خامنه‌ای آشکارترین نشانه این است که دولت روحانی از حمایت رهبر معظم ایران برخوردار است چیزی که برای رسیدن به توافق با آمریکا و سایر کشورهای دخیل در مذاکرات هسته‌یی با ایران الزامی است.

روزنامه تلگراف نیز در گزارشی با عنوان آیت‌الله خامنه‌ای نشان داد که ایران ممکن است برای حل موضوع هسته‌یی‌اش آماده باشد، نوشت که رهبر معظم ایران اعلام کرد که با یک اقدام دیپلماتیک در برابر غرب مخالف نیست.

این روزنامه نوشت که آیت‌الله علی خامنه‌ای روز سه‌شنبه اعلام کرد که سیاست جدید پیشنهادی حسن روحانی در زمینه تعامل بیشتر می‌تواند منافع مثبتی برای ایران به همراه داشته باشد.

این روزنامه نوشت: ایشان افزود که به «نرمش قهرمانانه» اعتقاد دارد زیرا از «سیاست خارجی منطقی» حمایت می‌کند.

واشنگتن‌پست در ادامه نوشت که رییس‌جمهور ایران با دیدار وزیر امور خارجه کشور با ویلیام هیگ همتای انگلیسی‌اش موافقت کرده است و گمانه‌زنی‌ها درباره اینکه ملاقات مقامات ایران با دیپلمات‌های آمریکایی نیز ممکن است در دستور کار قرار داشته باشد افزایش یافته است.

روزنامه دیلی‌استار نیز در گزارشی با عنوان «رهبر ایران از انعطاف‌پذیری حمایت کرد» نوشت که آیت‌الله علی خامنه‌ای روز سه‌شنبه گفت که انعطاف‌پذیری در دیپلماسی گاهی لازم است.

شبکه خبری العربیه نیز در گزارشی با عنوان «رهبر ایران خواستار نرمش قهرمانانه در قبال غرب شد» نوشت که آیت‌الله علی خامنه‌ای رهبر معظم ایران روز سه‌شنبه تاکید کرد که ایران باید «نرمش قهرمانانه» در قبال غرب را دنبال کند و افزود که به انعطاف‌پذیری در روابط بین‌المللی نیاز است.

این شبکه خبری در ادامه گزارش داد که آیت‌الله خامنه‌ای در این اظهارات که در حضور فرماندهان سپاه انقلاب اسلامی ایران اعلام شد، گفت که با گام‌های دیپلماتیک مناسب مخالفتی ندارد.

روزنامه یدیعوت آحارونوت نیز در گزارشی با عنوان «رهبر ایران خواستار دیپلماسی هسته‌یی انعطاف‌پذیر است» نوشت که آیت‌الله علی خامنه‌ای با اشاره به «انعطاف‌پذیری» دیپلماتیک احتمالی در مذاکرات هسته‌یی آینده گفت که کشتی‌گیران نیز گاهی برای دلایل فنی انعطاف‌پذیری نشان می‌دهند، ولی رقیب یا هدف اصلی‌شان را فراموش نمی‌کنند.

منبع: ایسنا

 

 

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
العالم: سایت خبری الحدث نیوز در یادداشتی پیرامون سابقه و ریشه خانوادگی بندر بن سلطان نوشت: بندر، فرزند سلطان بن عبدالعزیز آل سعود و برادرزادۀ پادشاه عربستان است. مادرش "خیزرانه" یک زن سودانی سیاه چرده بود که به طور پنهانی با پدر بندر ارتباط داشت، لذا از نگاه آل سعود، شاهزاده سعودی "اصیل" نبوده و در نتیجه رابطه نامشروع و خارج از چارچوب ازدواج  به دنیا آمده است.

خیزرانه از سلطان بن عبدالعزیز باردار شد و بندر را به دنیا آورد، سلطان بن عبدالعزیز، ولیعهد پیشین عربستان تا مدتی پیش از مرگش در سال 2011 انتساب بندر به خود را انکار می کرد. مجله فارین پالیسی هم در مقاله ای در سال 2010 به این مطلب اشاره، و آن را تایید کرده است.

 شاهزادگان سعودی در ظاهر به خاطر آنکه به طور نامشروع به دنیا آمده، و در اصل به خاطر هراسی که از نفوذ وی در تمامی عرصه ها و نزدیکی او به آمریکایی ها دارند، با وی شدیدا مخالفند.

الحدث نیوز می افزاید: سالها طول کشید تا سلطان بن عبدالعزیز، بندر را رسما به فرزندی بپذیرد. این موضوع باعث اختلاف میان وی و هواداران و مخالفان در خاندان حاکم شد که با اعطای نقش به وی مخالف بودند اما نفوذ سیاسی و امنیتی اش به ویژه با حمایت آمریکا، باعث تثبیت جایگاه وی شد، چون بندر فرزند "دُردانه" آمریکا در عربستان سعودی محسوب می شود.   

بندر دارای همکاری مستحکم با سیا و جان مکین و جرج بوش پدر به عنوان شخصیتهای سرشناس نئومحافظه کار بوده و اصطلاحاً، "درِ کاخ سفید همواره به روی وی باز است".
بسیاری از اعضای خاندان حاکم آل سعود معتقدند که بندر برای آنها دام پهن کرده است. وی مغز متفکر جاسوسی و تروریسم در کشورهای عرب حوزه خلیج فارس محسوب می شود، پشتیبان پنهان القاعده است و مانند آن دارای مذهب وهابی سلفی است.   
بندر به دست داشتن در ایجاد فتنه طایفه ای در عراق و ورود القاعده به آن، حمایت از گروههای وابسته به القاعده در سوریه مانند جبهه النصره، اعزام افراد مسلح به سوریه، همچنین پشتیبانی از افراد مسلح در لبنان، سومالی، لیبی و سودان نیز متهم است.
به نوشته الحدث نیوز، بندر بازی پوکر را بسیار دوست دارد و از آنجا که دارای تابعیت آمریکایی نیز هست، هرگاه اراده کند برای تفریح و خوشگذرانی به آمریکا سفر می کند؛ اما بسیاری بر این باورند که علت خباثتی که در ذات وی نهفته نه فقط به سبب عقیده انحرافی سلفیت و نه تنها به خاطر ارتباط نزدیک با سازمان های جاسوسی آمریکا؛ بلکه پیش از هر چیز به سبب ناپاک بودن اصل و نسب اوست.
این گروه معتقدند که حاکم واقعی در عربستان، بندر است چون هیچ تصمیم و اقدامی بدون موافقت و نظارت وی صورت نمی گیرد.


 

تحلیل «واشنگتن پست»:
طی هفته های اخیر، با اوج گیری بحث حمله آمریکا به سوریه و سپس اعلام انصراف دولت آمریکا از این اقدام، بسیاری از تحلیلگران از تأثیر این اقدام بر موضوع هسته ای ایران گفته و نوشته اند. در این میان، هرچند بسیاری از تندروهای آمریکایی عدم حمله آمریکا به سوریه را «پیامی نادرست» برای ایران خوانده اند، روزنامه واشنگتن پست تحلیل متفاوتی را در این زمینه ارائه داده است.
 
طی هفته های اخیر، با اوج گیری بحث حمله آمریکا به سوریه و سپس اعلام انصراف دولت آمریکا از این اقدام، بسیاری از تحلیلگران از تأثیر این اقدام بر موضوع هسته ای ایران گفته و نوشته اند. در این میان، هرچند بسیاری از تندروهای آمریکایی عدم حمله آمریکا به سوریه را «پیامی نادرست» برای ایران خوانده اند، روزنامه واشنگتن پست تحلیل متفاوتی را در این زمینه ارائه داده است.

به گزارش «تابناک»، روزنامه «واشنگتن پست» در مطلبی به بررسی سیاست های اوباما در قبال ایران و سوریه پرداخته و می نویسد تصمیم اوباما مبنی بر توقف طرح حمله به سوریه، از سوی بسیاری از ناظران مسائل ایران در آمریکا با انتقاد مواجه شده است.

این گروه هشدار می دهند که اوباما «خط قرمز» خود را نادیده گرفته، اعتبار خود به عنوان رئیس جمهور آمریکا را خدشه دارد کرده و در این مسیر، به ایران پیام داده که این کشور می تواند بدون توجه به هشدارهای آمریکا، به سوی دستیابی به سلاح هسته ای حرکت کند.

با این وجود، «مکس فیشر»، تحلیلگر واشنگتن پست استدلال می کند که بر خلاف این دیدگاه ها، سیاست اوباما در قبال سوریه کاملاً عملگرایانه بوده و دقیقاً پیام صحیحی را – به ویژه در این مقطع زمانی حساس – برای ایران فرستاده است.

فیشر در توضیح نظر خود می نویسد اوباما از همان ابتدا آشکارا بیان کرده بود که هدف اصلی اش در قبال سوریه، جلوگیری از استفاده از سلاح شیمیایی در این کشور است. بر همین اساس، زمانی که اطمینان حاصل کرد می توان از طریق طرح روسیه به همین نتیجه رسید، از حمله به سوریه صرف نظر نمود.

فیشر می نویسد همین نکته، مشابهت هایی را میان دیدگاه اوباما نسبت به سوریه و ایران به وجود می آورد. اوباما تاکنون اظهار داشته که آنچه از ایران می خواهد، عدم تعقیب سیاست غیرصلح آمیز هسته ای از سوی ایران و موافقت این کشور با مجموعه بازرسی هایی است که صلح آمیز بودن برنامه هسته ای این کشور را ثابت کند. به بیان وی، در صورتی که ایران با این موارد موافقت کند، تحریم ها تخفیف یافته و چشم انداز حمله نظامی نیز از بین خواهد رفت.

همین جاست که مشابهت موضوع با سوریه اهمیت می یابد: ایران به شدت نسبت به ایالات متحده بی اعتماد بوده و نگران است که اوباما با پایبند نماندن به وعده خود برای توافق، به این کشور خیانت خواهد کرد. این مانع بسیار مهمی در مقابل هرگونه توافق میان ایران و آمریکاست.

اما در صورتی که ایران مشاهده کند توافق آمریکا با دولت سوریه در عمل موفقیت آمیز است، این پیام برای این کشور ارسال خواهد شد که می تواند به آمریکا اعتماد نماید. در شرایطی که مقامات ارشد ایرانی از تعامل و انعطاف سخن می گویند، اکنون زمان مناسبی است که اوباما نیز انعطاف و دیپلماسی خود در قبال خاورمیانه را به نمایش بگذارد.

اما مسئله دیگر، انتقادهایی است که درباره اعتبار آمریکا مطرح می شود. اما عدم حمله به سوریه، اعتبار اوباما را از بین نخواهد برد. ایران همواره تردید داشته که در صورت ارائه امتیازاتی از سوی این کشور، اوباما واقعاً بتواند گزینه تحریم ها و حمله نظامی را کنار بزند. به عبارت دیگر، ایرانی ها بر این باورند که آمریکا در پشت پرده در تلاش برای از میان بردن جمهوری اسلامی است.

بر این اساس، تصمیم اوباما مبنی بر انصراف از حمله به سوریه، نه تنها به اعتبار اوباما لطمه نمی زند، بلکه آن را تقویت نیز خواهد کرد؛ زیرا نشان می دهد که وی در پی نابودی جمهوری اسلامی نیست و در صورتی که ایران به تقاضاها در موضوع هسته ای پاسخ دهد، صلح میان دو کشور برقرار خواهد بود.

فیشر در پایان می نویسد: «این دقیقاً همان پیامی است که در شرایط کنونی باید برای ایران فرستاد».
 
یک گروه از دختران حلبی پس از آموزش زیر نظر معارضین گروهی با عنوان "مادر عایشه" تشکیل داده اند تا با ارتش سوریه بجنگند.به گزارش مشرق به نقل از فرارو، در حالی که بیش از 2 سال از جنگ در سوریه می گذرد و نزدیک به یکصدهزار کشته و 2میلیون آواره برجای مانده است یک گروه جدید از معارضین اعلام موجودیت کرده است.
این گروه با نام "مادر عایشه" که از دختران جوان و نوجوان حلب تشکیل شده است در محله "صلاح الدین" استقرار داشته و زیر نظر گروه "التوحید" حلب آموزش نظامی دیده اند. به روایت عکس های "لوبنا میره" عکاس رویترز این دختران در همین محل کار با اسلحه، نشانه گیر و تیراندازی را  یاد می گیرند. "ام محمد" سردسته این گروه همسر یکی از فرماندهان ارتش آزاد در حلب و مادر 4 فرزند است. این گروه همگی صورت خود را تا نزدیک چشم ها پوشانده و پارچه ای منقش به کلام"لا اله الا الله" به پیشانی خود می بندند. 















+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1392ساعت 12:57  توسط امیر رحمانی  | 

بهداشت و سلامتی

 

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
تاکنون توصیه همیشگی کارشناسان و متخصصان تغذیه، مصرف لبنیات فراوان البته از نوع کم‌چرب بوده است. این توصیه چنان در ذهن و حتی زندگی روزمره افراد جا باز کرده که تقریبا می‌توان یکی از قواعد مهم تغذیه به حساب آورد. به همین سبب وقتی خبرهایی مبنی بر احتمال مضرات لبنیات کم‌چرب به گوش می‌رسد، ممکن است موجب سردرگمی شود و کمی هم نگرانی در پی داشته باشد.

جام جم می نویسد: خبر جدید این است که خانم‌هایی که لبنیات کم‌چرب مصرف می‌کنند، دیرتر از سایر خانم‌ها پا به دوره یائسگی می‌گذارند و البته به تعویق افتادن آغاز این دوره بنا به بررسی‌های علمی با افزایش خطر ابتلا به چند نوع سرطان خطرناک همراه است.

درواقع این خلاصه کلام پژوهشی است که بتازگی در مجله The Journal of Nutrition منتشر شده است. این پژوهش در اصل ارتباط میان عادات سالم گوناگون زندگی بانوان را با تاخیر در ورود به دوره یائسگی نشان می‌دهد.

به مدت دو دهه، پژوهشگران دانشگاه هاروارد، سوابق یائسگی بیش از 46 هزار زن را در کنار مسائل گوناگون سلامت آنها مورد بررسی قرار دادند و در پی این بررسی گسترده دریافتند زنانی که هر روز محصولات لبنی کم‌چرب مصرف می‌کنند، به طور میانگین 6/ 3 ماه دیرتر از زنانی که لبنیات مصرف نمی‌کنند، یائسه می‌شوند. ممکن است بپرسید خوب چه اشکالی دارد؟

دکتر کارین میشلز از دانشکده پزشکی هاروارد و یکی از مولفان این پژوهش می‌گوید: به ازای هر یک سال افزایش سن پیش از رسیدن به دوره یائسگی، خطر ابتلا به سرطان سینه 5/ 2 درصد افزایش می‌یابد. تاخیر در آغاز دوران یائسگی همچنین ممکن است با خطر بالای سرطان رحم نیز در ارتباط باشد.

خانم دکتر میشلز توضیح می‌دهد شیر گاو حاوی موادی است که سبب افزایش میزان گردش هورمون‌های استروژن و پروژسترون در بدن زنان می‌شود. در واقع غلظت بالای این هورمون‌هاست که می‌تواند سبب تاخیر در آغاز دوره یائسگی شود. محصولات لبنی کم‌چرب حاوی مقادیر بیشتری از چنین موادی است که سبب افزایش این هورمون‌ها در خون می‌شود. به همین دلیل زنانی که محصولات لبنی چربی‌گیری نشده مانند شیر کامل (یعنی شیری که به هیچ وجه چربی و حتی سرشیر از آن جدا نشده) مصرف می‌کنند، مطابق داده‌های این پژوهش دچار تاخیر در یائسگی نشده‌اند.

در ظاهر، این خبر نگران‌کننده بوده و قدری باعث سردرگمی می‌شود که بالاخره لبنیات کم‌چرب بخوریم یا نخوریم. دکتر میشلز می‌گوید فعلا نگران نباشید و صرفا به دلیل نتایج پژوهش فوق هرگز به این فکر نیفتید که مثلا میزان مصرف لبنیات کم‌چرب را کم کنید یا آن را به طور کلی از برنامه غذایی‌تان حذف کنید؛ زیرا این پژوهش تنها آغاز راه درک ارتباط میان تغذیه و یائسگی است و هرگز ارتباط مستقیم میان مصرف لبنیات و ابتلا به سرطان را مورد بررسی قرار نداده است. ما در مرحله‌ای قرار داریم که هنوز شواهد کافی در دستمان نیست که بخواهیم توصیه کنیم مصرف لبنیات را کاهش دهید یا محصولات لبنی را به طور کلی از برنامه غذایی خودتان حذف کنید.

پس کماکان بدون هیچ‌گونه نگرانی به توصیه‌های متخصصان تغذیه گوش کنید و به مصرف لبنیات بخصوص لبنیات کم‌چرب ادامه دهید.
+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1392ساعت 12:42  توسط امیر رحمانی  | 

تاریخ جنگ تحمیلی

 

میزان خسارت هشت ساله جنگ تحمیلی معادل 44 درصد کل درآمد نفتی 32 سال اخیر ایران بوده است.

 به گزارش مشرق به نقل از خبرآنلاین، هشت سال جنگ تحمیلی در ایران با تحمل هزینه های فراوانی همراه بود، جنگی که علاوه بر هزینه های انسانی خسارتهای فراوانی را به دنبال داشت ، براساس منابع جمع آوری شده در کتاب اقتصاد ایران در دوران جنگ تحمیلی، میزان خسارتهای مستقیم وارد شده به ایران از محل تخریب ساختمان ها و تاسیسات، ماشین آلات و تجهیزات و مواد کالاها سر جمع رقمی بالغ بر 3081 میلیارد تومان به نرخ جاری سال 59 تا 67 خواهد بود این رقم در صورتی که بر مبنای دلار رسمی و تغییر آن به ریال و دلار تبدیل شود می توان گفت سرجمع خسارات جنگ تحمیلی برای ایران رقمی معادل 440 میلیارد دلار بوده است، این رقم در صورتی که بر مبنای تغییر نرخ ارز رسمی از 7 تومان به 2480 تومان امروز مورد محاسبه قرار گیرد به نرخ روز رقمی معادل 1.1 تریلیون تومان را شامل می شود.

میزان خسارت ایران در اثر جنگ تحمیلی

 این ارقام نشان دهنده عمق بالای خسارات جنگ تحمیلی به نظام نوپای ایران است. کل درآمد نفتی ایران طی سالهای 1359 تا 1383 یعنی قبل از دوران طلایی رونق بازار نفت معادل 432 میلیارد دلار بوده است یعنی کمی کمتر از خسارت های جنگ تحمیلی و با احتساب درآمدهای طلایی هشت سال اخیر کل درآمد حاصل از صادرات نفت خام ایران طی 32 سال اخیر به رقمی حدود 1000 میلیارد دلار می رسد که می توان گفت معادل 44 درصد این درآمدها در دوران جنگ از زیر ساختهای اقتصادی کشور حذف شده است، زیر ساختهایی که بعضا در برخی از مناطق جنگ زده کشور هنوز هم به مانند آنچه پیش از آغاز جنگ بود بازسازی نشده است.


میزان خسارت ایران در اثر جنگ تحمیلی

هرچند ایران توانست با سر بلندی دفاع مقدس را با پیروزی به پایان ببرد و هیچ بخشی از خاک کشور از ایران جدا نشد ولی آنچه در این دوران از میان رفت سرمایه های انسانی بود که می توانست در سالهای ابتدایی پس از پیروزی انقلاب اسلامی به جای شهادت و هزینه شدن برای حفظ مرزهای کشور برای سر بلندی و آبادانی ایران تلاش کنند.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1392ساعت 12:37  توسط امیر رحمانی  | 

یک خبر از آبادان

 

نماینده مردم آبادان در مجلس:
اعتبارات بهداشت و درمان آبادان به مرکز استان سرازیر می‌شود

نماینده مردم آبادان در مجلس شورای اسلامی انتقاد کرد: متاسفانه اعتبارات بهداشت و درمان آبادان به مرکز استان سرازیر می‌شود.

خبرگزاری فارس: اعتبارات بهداشت و درمان آبادان به مرکز استان سرازیر می‌شود 

محمد سعید انصاری امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در آبادان اظهار کرد: وضعیت بهداشت و درمان این منطقه قابل قیاس با گذشته نیست و مردم در این زمینه با مشکلات ریز و درشتی رو به رو هستند.

وی افزود: با توجه به اینکه شبکه بهداشت و درمان این شهرستان به دانشکده علوم پزشکی ارتقا یافته است و زیرمجموعه‌های آن شهرستان‌های جنوب هستند باید مورد توجه بیشتری قرار گیرد و اعتبارات ویژه‌ای دریافت کند.

نماینده مردم آبادان در مجلس شورای اسلامی با انتقاد از اینکه اعتبارات بهداشت و درمان آبادان به مرکز استان سرازیر می‌شود تصریح کرد: در این خصوص شکایات متعددی را انجام داده‌ و خواستار انتقال اعتبارات اعتبارات این شهرستان به استان شده‌ام.

وی همچنین عنوان کرد: امروز متاسفانه شاهد آن هستیم که نزدیک به 20 سال است بیمارستان اروندکنار در فقر درمانی و بهداشتی به سر می‌برد و از امکانات اولیه پزشکی محروم است.

*به دستگاه‌های نظارتی شکایت می‌کنم

انصاری با اشاره به اینکه قصد دارم نامه‌ای به دستگاه‌های نظارتی کشوری ارسال کنم تا اعتبارات از دست رفته بخش بهداشت و درمان آبادان را پیگیری کنند گفت: این کار جنایت است و اگر هم به کسی حرفی بزنیم به آنها برمی خورد.

وی اظهار کرد: از مسئولان دانشکده هم انتظار داریم این موضوع را پیگیری کنند تا با کمک هم بتوان برای رفع این مشکلات اقدام کرد.

عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی گفت: این منطقه به دلیل درگیر شدن با جنگ هشت ساله تحمیلی هنوز نتوانسته است به زیرساخت‌های قبلی‌اش دست پیدا کند در همین راستا مسئولان ملی باید در این خصوص کمک و تعاملی بیشتر کنند.

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1392ساعت 12:35  توسط امیر رحمانی  | 

یک خبر از هندیجان

 

نماینده مردم هندیجان در مجلس:
رفع مشکل اراضی کشاورزی در هندیجان / برخی مصوبات شیلات همچنان دست نخورده است

نماینده مردم هندیجان، بندرامام، امیدیه و ماهشهر در مجلس شورای اسلامی گفت: در بخش شیلات نیز 96 مصوبه در هندیجان وجود داشته که برخی از آنها همچنان اجرایی نشده است.

خبرگزاری فارس: رفع مشکل اراضی کشاورزی در هندیجان / برخی مصوبات شیلات همچنان دست نخورده است 

حبیب آقاجری امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در هندیجان اظهار کرد: در بازدید اخیری که از روستاهای شهرستان هندیجان از جمله کره پا و کم تنگ انجام دادیم بیش از پیش به مشکلات این مناطق آگاه شدیم.

وی افزود: مشکلاتی چون آب روستاها، روشنایی معابر، بهسازی روستاها، جدول بندی و بهسازی‌های نیمه کاره و رها شده، نبود کود شیمیایی برای کشاورزان، نبود امنیت، وضعیت نامطلوب اشتغال و مهاجرت روستائیان هر روز بیشتر از گذشته مردم این مناطق را درگیر کرده است.

* 37 هزار جوان تحصیل کرده در حوزه انتخابیه‌ام جویای کار هستند

نماینده مردم هندیجان امیدیه بندرامام و ماهشهر در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: مشکل اراضی کشاورزی و تعیین حدود اراضی کشاورزان از دیگر مشکلاتی است که باید توسط منابع طبیعی و تشکیل کارگروه بین کشاورزان و اداره جهاد کشاورزی هندیجان رفع شود.

وی همچنین عنوان کرد: در خصوص توزیع آب روستایی و شکستگی لوله‌های آب در مسیر روستاها نیز اداره آب و فاضلاب روستایی شهرستان ماهشهر که هندیجان نیز زیر نظر این شهرستان است باید اقدامی ویژه کند.

آقاجری با بیان اینکه اشتغال در حوزه انتخابیه من وضعیت بسیار نامطلوبی دارد گفت: در این حوزه انتخابیه بیش از 37 هزار جوان بیکار وجود دارد که اکثرا تحصیل کرده و جویای کار هستند.

وی بیان کرد: استخدام و اشتغال نیروهای بومی باید در شهرستان های هندیجان، ماهشهر، بندرامام و امیدیه باید به طور ویژه بررسی و پیگیری شود.

* پرورش ماهی و میگو نیازمند تخصیص اعتبار است

نماینده مردم هندیجان امیدیه بندرامام و ماهشهر در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: در بخش شیلات نیز 96 مصوبه در هندیجان وجود داشته که برخی از آنها همچنان اجرایی نشده است.

وی با بیان اینکه 55 طرح بهینه سازی شناورهای تجاری و توسعه کشاورزی از جمله دیگر مصوبات بوده است گفت: با توجه به تاکید کمیسیون سرمایه گذاری استان خوزستان بر پرورش ماهی و میگو در هندیجان، این بخش به اعتبارات مکفی نیازمند است.

آقاجری همچنین عنوان کرد: سازمان اتکا نیز درخواست کرده است که پرورش ماهی و میگو را با عقد قرارداد اجرایی کند که با تحقق این امر می‌توان وضعیت اشتغالزایی موثری در هندیجان و برای افراد جویای کار ایجاد کرد.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1392ساعت 12:34  توسط امیر رحمانی  | 

انالله و انا الیه راجعون

 

در حادثه دلخراش تصادف
سرپرست شهرداری رامهرمز درگذشت

سرپرست شهرداری رامهرمز عصر امروز در حادثه دلخراش تصادف درگذشت.

خبرگزاری فارس: سرپرست شهرداری رامهرمز درگذشت 

به گزارش خبرگزاری فارس از رامهرمز، سرپرست شهرداری رامهرمز عصر امروز در حادثه دلخراش تصادف درگذشت.مرحوم عیسی دیده‌بان که به همراه همسرش مسافر جاده رامهرمز به هفتکل بودند به دلیل تصادف با خودروی تریلی جان خود را از دست دادند.دیده‌بان پیش از این شهردار رامهرمز بود که در انتخابات اخیر شورا به سمت سرپرست شهرداری منصوب شده بود.
+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1392ساعت 12:34  توسط امیر رحمانی  | 

یک خبر از خرمشهر

 

فارس گزارش می‌دهد
صدور رای دادگاه در خصوص تخلفات انتخابات اتاق بازرگانی خرمشهر

رای دادگاه در خصوص تخلفات در انتخابات اتاق بازرگانی خرمشهر مبنی بر تخلف در شمارش آرا صادر شد.

خبرگزاری فارس: صدور رای دادگاه در خصوص تخلفات انتخابات اتاق بازرگانی خرمشهر 

به گزارش خبرگزاری فارس از خرمشهر، انتخابات هیئت‌ نمایندگان اتاق بازرگانی خرمشهر در تاریخ چهارم اسفندماه 89 برگزار و پس از کش و قوص‌های فراوان اعضای هیئت نمایندگان این اتاق تعیین شدند.

این انتخابات با حاشیه‌های فراوانی همراه و برای مدتی به نقل بسیاری از محافل در این شهرستان تبدیل شده بود.

در این بین بسیاری از مسئولان محلی شهرستان گرفته تا مسئولان اتاق ایران در این مدت تلاش‌های زیادی برای رفع این اختلافات در بین اعضای اتاق خرمشهر را انجام دادند که بی نتیجه ماند.

آغاز این اختلافات نیز از اعلام نتایج انتخابات هیئت نمایندگان این این اتاق کلید خورد و با گذشت بیش از دو سال همچنان ادامه دارد.

از یک سو عده‌ای از کاندیداها اعتقاد دارند که تخلفات گسترده‌ای در جریان شمارش آرا انجام و در نتیجه  افرادی به ناحق وارد هیئت نمایندگان شدند.

در سوی دیگر اما تعدادی دیگر از اعضای اتاق بازرگانی اعتقاد دارند انتخابات در سلامت کامل برگزار و افراد معترض فقط به دلیل رای نیاوردن این گونه اظهاراتی را انجام می‌دهند.

در این راستا پیگیری‌های گسترده‌ای از سوی اعضای معترض انجام و سرانجام پس از دو سال و شش ماه رای دادگاه در خصوص پرونده انتخابات هیئت نمایندگان خرمشهر صادر شد.

بر اساس این رای که سند آن نیز در اختیار دفتر خبرگزاری فارس خوزستان رسیده است دادگاه بر دست‌کاری در نتیجه انتخابات صحه گذاشته و رئیس هیئت نظارت بر انتخابات اتاق بازرگانی خرمشهر به عنوان متهم شناخته و به پرداخت جزای نقدی بدل از حبس محکوم شد.

افرادی به ناحق به عضویت هیئت نمایندگان در آمده‌اند

عضو هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی خرمشهر در این خصوص در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در خرمشهر اظهار کرد: در انتخابات اسفندماه 89 اتاق خرمشهر دو گروه برای کسب اکثریت آرا در تلاش بودند.

طاهر سلیمانی افزود: گروه کار و توسعه گروهی بود که برنامه‌های بسیاری را به‌منظور توسعه تجارت در خرمشهر داشت و موفق شد در انتخابات برگزار شده 12 نفر از اعضای خود را به هیئت نمایندگان برساند.

وی ادامه داد: انتخابات در حضور مسئولان فرمانداری، اداره صنعت و معدن و دادگستری برگزار و در همان روز آرا سه بار شمارش شدند که در نتیجه 12 نفر از گروه کار و توسعه موفق به کسب اکثریت آرا شدند.

عضو هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی خرمشهر تصریح‌ کرد: بعد از سه روز افرادی که موفق به کسب رای نشدند، به نتیجه اعتراض کردند و قرار بر شمارش مجدد آرا شد.

سلیمانی اضافه‌کرد: در حالی که طبق قانون، آراء باید پس از شمارش پلمپ می‌شدند با اهمال‌کاری رئیس هیئت نظارت بر انتخابات اتاق خرمشهر آرا پلمپ نشده و در نتیجه  در بازشماری آراء، رای پنج نفر از اعضای کار و توسعه با اختلاف فاحشی نسبت به شمارش اول کاهش و افرادی که موفق به رای آوردن نشده بودند در بازشماری دوم صاحب کرسی هیئت نمایندگان اتاق شدند.

وی خاطرنشان‌ کرد: پس از این اعضای گروه، کار و توسعه به نتیجه اعتراض و پیگیری‌های لازم نیز انجام شد که در نهایت مشخص شد در فاصله شمارش اول تا بازشماری دوم، آرا دچار دست‌خوردگی شده و حکم مجازات برای رئیس هیئت نظارت بر انتخابات اتاق خرمشهر صادر شد.

عضو هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی خرمشهر افزود: با اعلام این رای مشخص شده است که در انتخابات هیئت نمایندگان خرمشهر تخلفات گسترده‌ای انجام و افرادی به ناحق وارد هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی خرمشهر شدند.

سلیمانی ادامه داد: در نتیجه از مسئولان هیئت عالی نظارت تقاضا داریم تا نسبت به ابطال انتخابات در خرمشهر و برگزاری انتخابات میان دوره و یا استناد به شمارش اولیه آرا و حذف افرادی که به ناحق به هیئت نمایندگان و هیئت رئیسه راه یافتند، اقدام کند.

تخلف محرز و منتظر رای هیئت عالی نظارت هستیم

جواد سعیدی یکی از کاندیداهای انتخابات هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی خرمشهر که در شمارش اولیه موفق به کسب اکثریت آرا شد و در بازشماری دوم تعداد آرای وی به شکل قابل توجهی کاهش و از عضویت در هیئت نمایندگان بازماند نیز در این خصوص در گفت‌وگو با خبرنگار فارس اظهار کرد: نتیجه شمارش اولیه انتخابات اتاق خرمشهر در ماهنامه اتاق ایران مندرج و اسامی افرادی که موفق به کسب اکثریت آرا شدند در سایت اتاق ایران نیز منتشر شد.

وی افزود: اما متاسفانه به یکباره در بازشماری آرا، اختلافی فاحش در آرا افراد در مقایسه با شمارش اولیه ایجاد شد.

سعیدی تصریح‌کرد: این در حالی است که تعداد آرا ماخذوه 246 رای بود و این اختلاف بین شمارش اول و بازشماری آرا غیرقابل قبول است.

وی اضافه‌کرد: در بازشماری آرا در بار دوم بنده یکی از افراد ناظر بر بازشماری بودم و به عینه مشاهده کردم که در تعدادی از آرا دست‌خوردگی شده و نام برخی از اعضای گروه کار و توسعه خط خورده و نام افرادی دیگر درج شده بود.

سعیدی خاطرنشان‌کرد: پس از پیگیری بیش از دو سال در این خصوص تخلف از سوی دادگستری خرمشهر محرز اعلام و رای نیز صادر شده است.

وی گفت: در خصوص وضعیت هیئت نمایندگان و هیئت رئیسه اتاق بازرگانی پس از این رای نیز منتظر اعلام نظر هیئت عالی نظارت کشور هستیم.

سعیدی تصریح‌کرد: بر این اساس رئیس هیئت نظارت بر انتخابات اتاق خرمشهر به جرم معاونت در جرم و جعل سند به پرداخت 12 میلیون ریال جزای نقدی و شش ماه حبس محکوم شد که باتوجه به سیاست زندان‌زدایی حکم حبس وی به جزای نقدی تبدیل شد.

وی افزود: حق بنده و چهار نفر دیگر از افرادی که رای آنها با دست‌خوردگی کاهش یافته بود ضایع شده و از هیئت عالی نظارت کشور می‌خواهیم تا رای خود را در این خصوص صادر و از حق ما دفاع کند.

هیچ رایی مبنی بر ابطال انتخابات به اتاق اعلام نشده است

در سوی دیگر اما برخی از اعضای اتاق بازرگانی هرگونه تخلف در انتخابات را رد و بر صحت انتخابات برگزار شده، تاکید می‌کنند.

ماجد مطوریان عضو هیئت رئیسه اتاق بازرگانی خرمشهر یکی از این افراد است.

وی در خصوص انتخاب هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی خرمشهر در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در این شهرستان اظهار کرد: انتخابات هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی شهرستان با صحت و سلامت کامل برگزار شد.

مطوریان افزود: در این بین تعدادی که کاندیدا بودند، به دلیل اینکه رای نیاوردند اوضاع را بر هم زده و انتخابات را تقلب عنوان کردند.

وی تصریح کرد: این افراد به دادگاه شکایت کرده و خواهان رسیدگی به روند این انتخابات شدند و چون خود رای نیاوردند انتخابات را تقلب دانستند.

عضو هیئت رئیسه اتاق بازرگانی خرمشهر همچنین عنوان کرد: اتاق بازرگانی با هیچ مشکلی روبه رو نیست، هیئت نمایندگان مشغول به کار هستند و هیچ رایی تاکنون از دادگاه به اتاق اعلام نشده است.

وی ادامه داد: در واقع بحث تخلفات انتخابات اتاق بازرگانی توسط دعوایی شخصی بوده بین کاندیداهای که رای نیاورده‌اند و هیئت نظارت که هیچ صحت قانونی نیز ندارد.

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1392ساعت 12:33  توسط امیر رحمانی  | 

یک خبر از آبادان

 

معاون دانشکده علوم پزشکی آبادان:
منطقه آزاد اروند امتناعی به جلسات شورای سلامت نمی‌کند

معاون دانشکده علوم پزشکی آبادان گفت: منطقه آزاد اروند امتناعی به جلسات شورای سلامت در این شهرستان نمی‌کند.

خبرگزاری فارس: منطقه آزاد اروند امتناعی به جلسات شورای سلامت نمی‌کند 

به گزارش خبرگزاری فارس از آبادان، مرتضی جعفری ظهر امروز در جلسه شورای سلامت و امنیت‌ غذایی آبادان که با حضور مسئولان این شهرستان در سالن جلسات فرمانداری برگزار شد در سخنانی اظهار کرد: یکی از این مصوبات این شورا در خصوص مسقف‌کردن کانال‌های دفع آب در شهرستان بود که باید توسط شهرداری انجام می‌شد.

معاون دانشکده علوم پزشکی آبادان ادامه داد: متاسفانه در این خصوص تاکنون اقدام قابل توجهی در این زمینه انجام نشده است.

جعفری تصریح‌کرد: یکی دیگر از مصوبات نیز در خصوص انتقال ترمینال برون شهری بود که قرار بود شهرداری بسترهای لازم برای این کار را فراهم کند.

وی اضافه‌کرد: برخورد با احشام سرگردان در سطح شهر و اخذ مجوز از دادستانی برای ذبح آنها از دیگر مصوباتی بود که شهرداری متولی آن بود.

معاون دانشکده علوم پزشکی آبادان خاطرنشان‌کرد: همچنین رسیدگی به وضعیت فاضلاب منطقه احمدآباد مصوبه دیگر جلسه قبل بود که خوشبختانه در این خصوص اقدامات مناسبی از سوی شهرداری و مسئولان آبفا انجام شده است.

جعفری افزود: آغاز به کار مجدد ستاد اتلاف سگ‌های ولگرد در آبادان نیز از دیگر مصوبات جلسه گذشته بود که تنها شهرداری آبادان گزارش کار خود را ارسال کرده و شهرداری‌های اروندکنار، چوئبده، منطقه آزاد اروند و پالایشگاه تاکنون گزارشی از اقدامات خود در راستای اتلاف سگ‌های ولگرد ارائه نکرده‌اند.

وی تصریح‌کرد: دیگر مصوبه جلسه قبل در زمینه وضعیت نامناسب بهداشتی در برخی از نقاط زیر محدوده منطقه آزاد اروند است.

معاون دانشکده علوم پزشکی آبادان اضافه‌کرد: با وجود اینکه از منطقه آزاد برای حضور در این جلسات دعوت می‌شود متاسفانه مسئولان این سازمان امتناعی به این جلسات نمی‌دهند.

جعفری خاطرنشان‌کرد: در حالی که باید محدوده منطقه آزاد اروند یک منطقه نمونه باشد اما شاهد وضعیت بسیار نامناسبی در برخی از این نقاط هستیم.

وی گفت: باتوجه به غیبت مسئولان منطقه آزاد در سه جلسه پیاپی شورای سلامت اقدامات قانونی لازم در این خصوص را انجام خواهیم داد.

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1392ساعت 12:31  توسط امیر رحمانی  | 

یک خبر از ماهشهر

 

دادستان ماهشهر خبر داد
کشف 47 کیلوگرم مواد مخدر در ماهشهر

دادستان عمومی و انقلاب شهرستان ماهشهر از کشف 47 کیلوگرم مواد مخدر در این شهرستان خبر داد.

خبرگزاری فارس: کشف 47 کیلوگرم مواد مخدر در ماهشهر 

به گزارش خبرگزاری فارس و به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دادگستری خوزستان، رضا ابوالحسنی اظهار کرد: به دنبال گزارشات رسیده مبنی بر ورود محموله مواد مخدر از استان هرمزگان به خوزستان، سربازان گمنام امام زمان (عج) پس از اخذ مجوز و ارشادات لازم از سوی مقام عالی قضایی، وارد عمل شدند.

وی ادامه داد: مأموران در یک عملیات ضربتی، تعداد دو دستگاه خودروی سواری از نوع پژو 405 و سمند در محور ماهشهر هندیجان متوقف و از خودروی سمند، مقدار 47 کیلوگرم مواد مخدر از نوع تریاک را کشف کردند.

ابوالحسنی افزود: قاچاقچیان قصد داشتند با استفاده از خانواده خود که سرنشین این خودروها بودند، مأموران را گمراه کنند.

دادستان عمومی و انقلاب شهرستان ماهشهر اضافه‌ کرد: در حال حاضر دو نفر به اتهام حمل و جابه جایی این مواد، دستگیر و با صدور قرار بازداشت روانه زندان شدند.

ابوالحسنی خاطرنشان‌ کرد: یکی از قاچاقچیان به هویت «ح.پ» دارای سوابق متعدد کیفری است و اخیراً به اتهام حمل 200 کیلوگرم مواد مخدر در یکی از استان‌های همجوار بازداشت شده بود و هنگام دستگیری در این عملیات، در مرخصی از زندان به سر می‌برده است.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1392ساعت 12:25  توسط امیر رحمانی  | 

اخبار استانداری خوزستان

 

استاندار خوزستان:
نرخ بیکاری در خوزستان براساس خوداظهاری ۲۷ درصد است

استاندار خوزستان گفت: آمار بیکاری در خوزستان براساس خوداظهاری ۲۷ درصد است.سید جعفر حجازی امروز در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس در اهواز اظهار کرد: ثروت کشور‌‌‌ همان فعالیتی است که با کار و تولید به دست می‌آید نه پول فروش نفت، و متاسفانه جامعه ما چه در بخش تولید از این ثروت بی‌بهره است.

وی به آمارهای غلطی که در یک سایت در زمینه اعلام نرخ بیکاری درج شده بود اشاره کرد و ادامه داد: سیاه‌نمایی، خراب کردن و پائین آوردن سطح استان تأثیری در قضیه ندارد و ملاک آماری است که از مرکز آمار خارج می‌شود.

استاندار خوزستان خاطرنشان کرد: در بعضی از رسانه‌ها رشد اقتصادی را منفی بیان کرده‌اند در حالی که ممکن است رشد اقتصادی به صفر برسد اما منفی بودن آن اشتباه است.

وی عنوان کرد: اگر شغل رایج در منطقه‌ای کشاورزی باشد برای ارائه آمار بیکاری و اشتغال باید فصول بیکاری، زمان درو و تمام این مفاهیم را لحاظ کرد و اگر مشاغل رایج در جامعه و منطقه‌ای، مشاغل صنعتی باشد شرایط آن را هم باید لحاظ کرد.

حجازی اضافه کرد: اگر برای آمار نرخ بیکاری، استخدام شغل مستمر حقوق بگیری را در نظر بگیریم با رشد 30 درصدی آمار بیکاری مواجه می‌شویم اما اگر یک دستفروش را هم شاغل حساب کنیم آمار بیکاری به 10 درصد می‌رسد.

وی با اشاره به آماری که مربوط به سه ماهه زمستان سال گذشته تصریح کرد: بر اساس اینکه فرد روزانه دو ساعت کار کند آمار بیکاری حدود 11 درصد است.

* زنگ خطر افزایش مشاغل خدماتی در خوزستان

استاندار خوزستان با بیان اینکه استان‌های ایلام، لرستان و کهگلویه و بویر احمد از نظر بیکاری بسیار بد‌تر از خوزستان است گفت: بر  اساس آمار سال 90 بیکاری در خوزستان 9.4 درصد بود که از میانگین کشوری پائین‌تر است.

وی بیان کرد: اگر آمار بیکاری را براساس افراد شاغل از طریق بیمه در نظر بگیریم حدود 17 تا 18 درصد است.

حجازی اذعان داشت: آمار بیکاری براساس خوداظهاری در خوزستان حدود 27 درصد است زیرا فرد شغل‌های موقتی را که از طریق آن کسب درآمد می‌کند به حساب نمی‌آورد و خود را بیکار می‌داند.

استاندار خوزستان به آمار بیکاری در اسپانیا اشاره کرد و ابراز داشت: از زمانی که اوضاع اقتصادی در جهان رو به رکود رفت نرخ بیکاری در اسپانیا به 12 درصد رسید، چراکه 80 درصد درآمد این کشور از طریق گردشگری است و حال که گردشگری افت کرده، آمار بیکاری بالا رفته است.

وی ادامه داد: مانند این است که وضع مالی مردم ایران بد شود و نتوانند به مسافرت شمال و مشهد بروند و افراد بسیاری که شغلشان وابسته به وجود مسافران است بیکار می‌شوند.

وی در پایان عنوان کرد: در خوزستان شغل‌های خدماتی نسبت به کشاورزی و تولید بالا رفته است و این مسئله یک زنگ خطر است که نباید اجازه دهیم با توجه به ظرفیتی که در استان ما وجود دارد خدمات بالا برود.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1392ساعت 12:20  توسط امیر رحمانی  | 

اخبار انتظامی خوزستان

 

رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی خوزستان خبر داد

کاهش تصادفات خوزستان به دلیل افزایش آموزش‌های عمومی

خبرگزاری تسنیم: رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی خوزستان از کاهش چشم‌گیر تصادفات استان به دلیل افزایش آموزش‌های عمومی خبر داد.عادل مجدمی در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم در اهواز اظهار کرد: باید آموزش‌های همگانی از قانون‌های راهنمایی و رانندگی را در دستور کار قرار دهیم و به این دلیل نیازمند همت بلندی در این زمینه هستیم.

وی با اشاره به اینکه میزان تصادفات در خوزستان کاهش چشم‌گیری دارد، گفت: در بخش تصادفات آمار‌ها کاهش چشم‌گیر تصادفات را نشان می‌دهد و اجرای قانون اصلی‌ترین دلیل این کاهش چشم‌گیر است.

مجدمی با تاکید بر اینکه کاهش چشم‌گیر تصادفات سبب افزایش ایمنی راه‌ها شده است، گفت: در چهار ماه نخست امسال میزان تصادفات کاهش داشته است و به این دلیل باید کوشید این روند کاهشی ادامه پیدا کند.

رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی خوزستان با تاکید بر کاهش تصادفات منجر به فوت افزود: در خوزستان تصادفات منجر به فوت در چهارماه نخست سال تا 33. 2 درصد کاهش پیدا کرده است.

وی با اشاره به کاهش تصادفات جرحی و منجر به بستری در بیمارستان گفت: در چهارماه نخست امسال آمار‌ها در این بخش با کاهش 2 درصدی مواجه شده است.

مجدمی با تاکید بر اینکه تصادفات خسارتی نیز کاهش یافته است، افزود: در بخش تصادفات خسارتی با کاهش 14. 1 درصدی مواجه بوده‌ایم که در نوع خود دستاوردهای بزرگی به شمار می‌آیند.

رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی خوزستان با اشاره به آمارهای اعلام شده در این زمینه گفت: این آمار‌ها مقایسه تصادفات فوتی، جرحی و خسارتی در خوزستان در چهارماه نخست امسال در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته است.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1392ساعت 12:19  توسط امیر رحمانی  | 

تصاویر روز رسانه ها

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1392ساعت 12:9  توسط امیر رحمانی  | 

حدیث روز

 

پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله در حدیثی گران بها چهار نشانه افراد و انسان‌های تنبل را برشمرده‌اند.
مشرق- رسول گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمودند:
نشانه‏‌هاي تنبل، چهار چيز است: به اندازه ‏اي (در كار) سستي مي‌‏ورزد كه به كندي و تفريط مي‏‌گرايد، و چنان كندي مي‏‌كند كه (اصل كار را) فرو مي‏‌گذارد، و چندان فروگذاري مي‌كند كه گنه‏كار می‌شود، و دل مرده است.»

متن حدیث:

قال رسول الله صلی الله علیه و آله: عَلامَةُ الْكَسلانِ اَرْبَعَةٌ: يَتَواني حَتّي يُفرِّطَ وَ يُفَرِّطُ حَتّي يُضَيِّعَ وَ يُضَيِّعُ حَتّي يَأثمَ وَ يَضْجَرَ.


«بحارالانوار، جلد1، صفحه 122»
+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1392ساعت 12:1  توسط امیر رحمانی  | 

اخبار سیاسی و اقتصادی و تحلیل

 

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
روزنامه عبری معاریو از طرح نتانیاهو برای "مقابله با لبخند روحانی" خبر داد.
به گزارش سرویس بین الملل سایت خبری تیک Tik.ir، نخست وزیر اسرائیل برای بی اثر ساختن اقدامات حسن روحانی در نیویورک طرحی با نام "مقابله با لبخند روحانی" اجرا خواهد کرد.
نتانیاهو به دنبال دیدار با مقامات آمریکا و دیگر سران کشورهای جهان در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل است تا بتواند اثر دیدارهای حسن روحانی را در آمریکا از بین ببرد.
یکی از ابعاد دیگر این طرح، به کمک رسانه های آمریکا اجرا خواهد شد. نتانیاهو در پی انجام مجموعه ای از مصاحبه ها با شبکه های آمریکایی در طول سفرش به نیویورک است.
برنامه جدید نتانیاهو پس از گفتگوی حسن روحانی رئیس جمهور ایران با شبکه NBC طراحی شده است.
گفتگوی روحانی بازتاب های بسیاری مثبتی را در سراسر جهان داشته است.
پس از مصاحبه مذکور، کاخ سفید اعلام کرد که احتمال دیدار اوباما با حسن روحانی وجود دارد.
 
 
 
 
 
ایران میانجی گر مناسبی در سوریه نیست چراکه به شدت درگیر حمایت سیاسی و نظامی از حکومت بشار اسد است. ما همگی از حضور ایران در کنار حکومت سوریه آگاهیم و زمانیکه می گویم حمایت، تنها از حمایت سیاسی سخن نمی گویم بلکه حمایت نظامی هم است.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :


کونا نوشت: یک مقام ارشد دولت فرانسه گفت که ایران میانجی گر مناسبی در سوریه نیست چراکه به شدت درگیر حمایت سیاسی و نظامی از حکومت بشار اسد است.

به گزارش سرویس بین الملل انتخاب، فیلیپ لالیوت سخنگوی وزارت خارجه فرانسه گفت: ما همگی از حضور ایران در کنار حکومت سوریه آگاهیم و زمانیکه می گویم حمایت، تنها از حمایت سیاسی سخن نمی گویم بلکه حمایت نظامی هم است.

وی گفت: ایران حتی این حضور خود را در نبرد قصیر در غرب سوریه به رسمیت شناخت.

سخنگوی وزارت خارجه فرانسه اضافه کرد: نیروهای خارجی و نیروهای ایران در این نبرد بزرگ شرکت داشتند.
وی اشاره کرد که برای حل این بحران، ما نمی توانیم انتظار ایفای نقش از کشوری را داشته باشیم که در آن بحران نقش دارد .
لالیوت افزود: یک میانجی گر به معنای حقیقی کلمه باید "بی طرف" باشد و مواضعی اتخاذ کند که متمایز از مواضع طرف های درگیر باشد.
سخنگوی وزارت خارجه فرانسه گفت: ایران باید اثبات کند که می تواند در پروسه و روند صلح سودمند باشد.

 
 
 
امانپور می گفت، او نخستین فردی است که توانسته با حسن روحانی مصاحبه داشته باشد. حتی روابط عمومی سی ان ان در توییتر اعلام کرد: کریستین امانپور نخستین گفنگو با روحانی را در طول سفر به امریکا خواهد داشت.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :



مصاحبه "آن کاری" با حسن روحانی رئیس جمهور ایران بدون شک بزرگترین فرصت در دوره ی کاری او از زمان اخراجش از برنامه "امروز" در سال 2012 بود.

به گزارش سرویس بین الملل انتخاب، این مصاحبه نخستین گفتگویی بود که یک روزنامه نگار غربی پس از پیروزی روحانی در انتخاب ریاست جمهوری انجام داده است.

کاری گفته است که این نخستین مصاحبه در نوع خود طی سال های اخیر بوده است.

بعلاوه، "کاری" توجهات را از کریستین امانپور روزنانه نگار ایرانی تبار سی ان ان که گفتگوی خود با روحانی را در هفته ی آتی تبلیغ کرده بود، منحرف کرد.

این مصاحبه پس از پخش، تیتر نخست بسیاری از روزنامه های آمریکا از جمله نیویورک تایمز شد.

کریستیانا امانپور گفته بود که روحانی در زمان سفر به نیورک با سی ان ان مصاحبه خواهد داشت.

در حقیقت، "آن کاری" رو دست بزرگی به سی ان ان و همکار ایرانی تبار خود زد، چراکه طی هفته های اخیر سی ان ان بارها از مصاحبه خود با رئیس جمهور ایران خبر داده بود. امانپور می گفت، او نخستین فردی است که توانسته با حسن روحانی مصاحبه داشته باشد.

حتی روابط عمومی سی ان ان در توییتر اعلام کرد: کریستین امانپور نخستین گفنگو با روحانی را در طول سفر به امریکا خواهد داشت.آن کاری با حضور در برنامه آندار میچل شبکه ی NBC توضیحاتی در خصوص مصاحبه با روحانی ارائه داد.

کاری گفت: مصاحبه در خصوص مسائل مختلف بود و نسبت به گفتگویی که با احمدی نژاد داشتم بسیار متقاوت بود.وی افزود: روحانی گزافه گویی نداشت و بیشتر لحن آشتی جویانه داشت.

خبرنگار شبکه NBC اضافه کرد: روشن بود که روحانی و تیمش، سفر او به نیویورک و حضور در سازمان ملل را فرصتی بزرگ برای بهبود روابط با غرب می بینند.اندرا میچل اقدام آن کاری در مصاحبه با روحانی را کودتایی علیه امانپور دانست.ا
 

 

اگر به صحبت‌های مقامات آمریکایی و حتی شیوخ خلیج فارس در دیدار با پوتین و لاوروف توجه کنیم، به برخی پیشنهادات قابل تامل برمی‌خوریم؛ حال سوال اینجاست، چرا با وجود چنین پیشنهاداتی پوتین پشت اسد را خالی نمی‌کند!؟ انگیزه‌های روسیه از رد پیشنهادات مالی اغواکننده چیست؟
گروه گزارش ویژه مشرق - "سوریه" دیگر تنها نام یک کشور نیست؛ نام رمزی است که اختلافات ریشه‌ای بین ابرقدرت‌ها را با جرقه‌ای برافروخته و مشکلات پنهان آنان را آشکار ساخته است.

اگر به بحران سوریه نگاه کنیم درمی یابیم که این بحران به موضوع اول ‌دستگاه های امنیتی - اطلاعاتی کشورهای غربی و منطقه تبدیل شده است. که از جمله این کشورها می توان به تقابل روسیه با غرب و آمریکا پرداخت.



در ابتدای بحران در سوریه نگاه روسیه نگاهی ناظر و خنثی و حتی گرایش‌هایی در جهت حمایت از تحولات داخلی و دادن آزادی‌های مدنی و اعطای دمکراسی در سوریه داشت. به تدریج که بحران شدت گرفت و صف بندی ها در درون سوریه مشخص شد روسیه تلاش کرد نقش ناظر و میانجی گر را در مقابل کشورهای دیگر بازی کند. در این بین روسیه تلاش کرد نقش بین المللی خود را افزایش دهد و در دوره ای میزبان مخالفان سوریه بود و در اجلاس های بین المللی مشارکت می کرد. اما اقدامات در سوریه فراتر از تحولات داخلی بین جماعت ناراضی و حاکمیت بود و دسته بندی ها در سوریه مشخص تر شد و کشورهای عرب که حامی سیاست های غرب و رژیم صهیونیستی در منطقه هستند دخالت های بیشتری داشتند و فشارها نیز بر سوریه بیشتر شد. همزمان با این موضوع نقش روسیه در کنار چین و ایران پررنگ تر شد و ایفای نقش آن بیشتر گشت.

پس از طرح حمله شیمیایی موضوع حساس شد و روسیه موضع گیری هایی محکم تر نسبت به دوره های قبل ایراد کرد؛ و اگر به مواضع مقامات روسیه توجه کنیم می بینم که در برخی موارد حتی از خود دولت سوریه واکنش جدی‌تر و سریع‌تری دارد.



برای مثال می بینیم رسانه‌های روسی در همان ساعات اولیه، خبر پرتاب موشک به سواحل مدیترانه را انعکاس می‌دهند، حتی مقامات روس نیز سریع‌تر از دولت سوریه واکنش نشان داده تا طرف غربی بفهمد که تمام حرکاتشان رصد خواهد شد.

و یا با پر رنگ شدن موضوع سلاح شیمیایی در سوریه، بازهم این رسانه های روسی هستند که تصاویر ماهواره‌ای از عامل حملات شیمیایی منتشر کردند تا از این طریق بار روانی را از دوش دولت روسیه بردارند.



چرا روسیه پشت بشار اسد را خالی نمی‌کند؟

اگر به صحبت‌های مقامات آمریکایی و حتی شیوخ خلیج فارس در دیدار با پوتین و لاوروف توجه کنیم، به برخی پیشنهادات قابل تامل برمی‌خوریم؛ حال سوال اینجاست، چرا با وجود چنین پیشنهاداتی پوتین پشت اسد را خالی نمی‌کند!؟ انگیزه‌های روسیه از رد پیشنهادات مالی اغواکننده چیست؟



دلایل حمایت روسیه از سوریه

* از بین بردن نظام تک‌قطبی آمریکا

آمریکایی‌ها در طول تاریخ به دنبال این بودند که خود را به عنوان کدخدای جهان معرفی کرده و نظام تک قطبی را پیاده کنند.

تقريبا از اوايل قرن بيست و يكم اين صحبت در بين نظريه پردازان روابط بين‌الملل هست كه آيا واقعا دنيا يك قطبي شده و آيا اساسا پديده قطب در دنياي امروز مطرح است؟ آيا هنوز هم مي‌شود از مفاهيمي مانند موازنه قوا صحبت كرد؟ به نظر مي‌رسد اتفاقاتي كه درباره مساله سوريه و بعضي مسائل ديگر در روابط بين قدرت‌هاي بزرگ پيدا شده به نوعي مي‌تواند به ما نشان دهد كه دنيايي به نام دنياي تك قطبي واقعا مطرح نيست و ما نمي‌توانيم در مسائل بين‌المللي از سيستم تك‌قطبي سخن بگوييم.



تحولات اخير خاورميانه و به‌ويژه مسائلي كه اخيرا در مورد سوريه به وقوع پيوست نشان داد كه در دنياي امروز نظام تك قطبي وجود ندارد چرا كه بسياري از خواسته‌هايي كه ايالات متحده آمريكا در عرصه بين‌المللي دنبال مي‌كند و يا نظرات و ايده‌هايي كه مطالبه كرده در عمل به نتيجه نرسيده است.

روسیه ‌به صورت صریح در زمینه امنیت ملی و سیاست خارجی خود، به این امر اذعان دارد و در مواضع و اظهار‌نظرهای پوتین و مقامات روس در سال‌های اخیر نیز این را دید‌ه‌ایم که نظم تک قطبی و یک‌جانبه‌گرایی را در عرصه بین‌الملل نمی‌پذیرند و در این چهارچوب، چین را نیز در کنار خود می‌داند.

روسیه در قضیه سوریه به دنبال فروپاشی نظام تک قطبی آمریکا و درصدد است تا به دولت آمریکا بفهماند باید به نظام چند قطبی دنیا احترام بگذارد.

مقامات روس برای اثبات این ادعای خود حاضرند از هیچ تلاشی برای ابقای بشار اسد دریغ نکنند و با ارائه پیشنهاداتی به مجامع بین المللی همواره خود را به عنوان "قدرت راه حل" مطرح سازند.

"هنری کسینجر" مشاور امنیت ملی و وزیر امور خارجه اسبق آمریکا در پاسخ به پرسش تلویزیونی سی ان ان درباره انگیزه روس ها در توافق اخیر با آمریکا بر سر سوریه گفت: "به باور من پوتین نمی خواهد آمریکا به صورت یکجانبه تعیین کننده روند تحولات در منطقه باشد."


* مدیریت امنیت در خاورمیانه

"خاورمیانه" به عنوان منطقه استراتژیک و اقتصادی جهان همواره جایگاه خاصی در معادلات بین‌المللی داشته که اگر به سایقه آن نگاه شود در خواهید یافت نقش روسیه در آن کم و کمتر شده و در عوض نفوذ غرب و آمریکا در کشورهای خاورمیانه روز به روز در حال افزایش است.

تغییر معادلات قدرت پس از فروپاشی شوروی جهان را عرصه مانور آمریکا نمود. اشغال افغانستان و عراق به بهانه حضور طالبان که خود عامل ایجاد آن بودند و همچنان وجود سلاح‌های کشتار جمعی در عراق که آثاری از آن یافت نشد، همگی پوششی برای توجیه سلطه و تک تازی آمریکا بود.

با توجه به مواضع شیوخ خلیج فارس می بینید که آنان نیز به مانند عروسک‌هایی در دستان آمریکا و غرب هستند که منافع آنان را تامین می کنند.


دیدار پوتین با بندر بن سلطان

روسیه سعی دارد با توجه به جایگاه حساس ایران و سوریه، در معادلات خاورمیانه جدید نقش ایفا کند و سهم خود را از بابت این تحولات بگیرد و نشان دهد خارج از اراده روسیه معادله‌ای شکل نخواهد گرفت.

در واقع سوریه نقطه ای بوده که روسیه باید تصمیم می‌گرفت یا به حمایت خود از سوریه و ایستادگی در مقابل تمایلات یک‌جانبه غرب ادامه دهد یا چشم خود را ببند. اگر روسیه در مقابل این موضوع کوتاه بیاید و حالت ناظر و خنثی را پیشه کند در کار تغییر معادله به نغع نیروهای تکفیری آینده سیاسی روسیه در منطقه از نظر استراتژیک به شدت با تهدید و خطر روبر خواهد شد. روسیه دیگر نمیتواند نظر کشورهای خاورمیانه را به عنوان یک دوست و همسایه و همپیمان استراتژیک مورد ارزیابی قرار گیرد. بنابراین روسیه تصمیم می گیرد در مقابل تمامیت خواهی و زیاده خواهی ایستادگی کند. این موضع همچنین می تواند کمک زیادی به احیا نقش نقش سنتی روسیه در نظام بین الملل باشد و قدرتی که از ابرقدرتی به قدرت منطقه ای تبدیل شده بود و سالها گرفتار بود در حال احیا به عنوان ابرقدرت باشد. یعنی سوریه محلی برای احیا روسیه است.



از طرفی دیگر یکی از مهم‌ترین دلایل حمایت روسیه از اسد ریشه در نگرانی عمیق این کشور از گسترش اسلام سلفی‌ـ‌وهابی به جمهوری‌های سابق شوروی در قفقاز و آسیای مرکزی و جمهوری‌های مسلمان‌نشین این کشور دارد. روسیه خود را متحد سوریه نمی‌داند، بلکه سوریه را به عنوان هدف می‌نگرد. روسیه نیز مانند سوریه توسط تروریست‌های سلفی، که از طرف غرب پشتیبانی می‌شوند، ثبات و امنیتش در خطر است.

با هر قتل و کشتار در سوریه، ترس روسیه از سلفی‌ها فزونی می‌یابد. بعد از عملیات‌های تروریستی رادیکال‌های اسلامی در سوریه به طور مشخص مواضعمقامات روسیه در مورد حامیان سلفی‌ها، به خصوص کشورهای عربی از جمله عربستان، تندتر می‌شود ومکرراً تأکید می‌کنند با افزایش خون‌ریزی‌ها رسیدن به توافق مشکل می‌شود.

این موضوع تا جایی پر‌رنگ شد که "جو بايدن" معاون رئيس جمهور آمريکا موضع گرفت و گفت: "منافع روسيه باعث شد، ولاديمير پوتين رئيس جمهور اين کشور پيشنهادي را براي حل مسئله سلاح شيميايي سوريه مطرح کند تا مانع از حمله نظامي شود.
باراک اوباما به روس ها پيشنهاد کرد در حل مسئله شيميايي سوريه مشارکت کنند. پوتين نه به اين علت که آدم خوبي است، بلکه براي حفظ منافع خودش وارد عمل شد. "


سوریه محلی برای احیا روسیه است.


* ترکیبات انرژی و گازی در حوزه مدیترانه و خاورمیانه

بررسی بعد اقتصادی تراژدی سوریه به شفاف‌سازی موضوع کمک خواهد کرد. در واقع، مسئله اصلی تمامی این کشورها و ائتلاف آن‌ها بر علیه دولت سوریه، چیزی جز منابع انرژی و گاز طبیعی - که در حال تبدیل شدن به عمده‌ترین سوخت در قرن بیست ‌ویکم است- نیست. قطعاً غرب مسائل ژئوپلتیکی مرتبط با تولید، حمل و نقل و مصرف گاز را بیش از هر موضوع دیگری در راهبردهای خود مد‌نظر قرار می‌دهد.

در واقع، دوگانه‌ای که غرب بر سر راه آن قرار گرفته این است که خطوط لوله گاز از کدام مسیر به اروپا برسد: از ایران به عراق و سواحل سوریه در دریای مدیترانه یا از قطر و عربستان سعودی به سوریه و ترکیه و سپس اروپا. اتحادیه اروپا به‌خوبی می‌داند که خطوط لوله ناباکو و ترانس آدریاتیک (تپ) و به‌طور کلی کریدور جنوبی، تنها به ذخایر گازی آذربایجان متکی است و این برای کنار زدن روسیه و قطع وابستگی گازی اروپا به این کشور کافی نیست. لذا اتحادیه اروپا شدیداً تمایل دارد به منابع گازی واقع در خلیج فارس نیز دسترسی داشته باشد. سوریه یک حلقه اساسی از این زنجیره است و به دلیل نزدیکی استراتژیک دولت سوریه با ایران و روسیه، غرب پروژه تغییر رژیم را در این کشور به‌صورت جدی و با هر ابزار موجود دنبال می‌کند. جنگی که هم‌اکنون با سوریه به نام «دموکراسی» دنبال می‌شود، هدف اصلی آن نه دموکراسی بلکه هدف‌های ژئوپلتیک این‌چنینی است.



عراق، سوریه و لبنان تا کنون نیاز خود به گاز ایران را اعلام کرده‌اند و با این حال، این خط لوله توانایی این را خواهد داشت که سالانه 20 میلیارد متر مکعب گاز به اروپا صادر نماید.

خط لوله ایران- عراق- سوریه برای سوریه کاملاً مقرون به صرفه و سودآور است. با این حال، دولت‌های غربی، متحدان آن‌ها در خلیج فارس و ترکیه هیچ تمایلی به اجرایی شدن این پروژه ندارند. این پروژه ترکیه را به‌عنوان گذرگاه شماره یک انتقال گاز به اروپا حذف خواهد کرد و موقعیت ایران را نیز در مقایسه با قطر و عربستان سعودی تقویت خواهد نمود.

همچنین دولت آمریکا برنامه احداث خط لوله جدیدی را تصویب کرده است. این خط لوله، گاز را از قطر به اروپا منتقل خواهد کرد و ترکیه و اسرائیل را نیز دربر می‌گیرد. ظرفیت این خط لوله با توجه به ذخایر گازی خاور میانه، خط لوله مذکور حتی می‌تواند صادرات گاز روسیه به اروپا را نیز به چالش بکشد. تدوین‌کننده این طرح کسی جز فردریک هوف نیست. وی در عین حال یکی از اعضای «کمیته بحران سوریه» در دولت آمریکاست. بر اساس این طرح، خط لوله ذکرشده از قطر شروع شده و با گذشتن از عربستان و اردن، و لذا دور زدن و کنار گذاشتن ایران و عراق، به سوریه می‌رسد. در نزدیکی حمص واقع در سوریه، این خط لوله به شاخه تقسیم می‌شود و یکی از این شاخه‌ها به لاتاکیا، دیگری به طرابلس در شمال لبنان و سومی به ترکیه می‌رود. شهر حمص برای این خط لوله، تقاطع اصلی است و عجیب نیست که شدید‌ترین نبردها در این شهر و همچنین، شهر القصیر در نزدیکی آن صورت می‌گیرد. در واقع غرب و آمریکا به دنبال شکستن انحصار روسیه برای تامین گاز اروپا و همچنین قطع وابستگی ترکیه با گاز ایران هستند.



با توجه به شرایط بوجود آمده، روسیه به خاطر منافع انرژی و اقتصادی خود هیچ‌گاه از یکه تازی در بازار اروپا دست نخواهد کشید و از طریق سوریه راه را برای رقبای خود بسته باقی خواهد گذاشت.


* بی اعتمادی روسیه به غرب

روسیه به هیچ وجه به اقدامات آمریکا در شمال آفریقا و خاورمیانه اعتماد نداشته و ندارد و به رغم این که روسیه در مورد عراق سکوت کرد و یا درباره حمله به لیبی ـ که قطعنامه آن در دوره مدودوف تصویب شد ـ برداشت پوتین این است که همراهی روسیه، باعث شده ‌آمریکا ‌قطعنامه‌ای از شورای امنیت بگیرد و به شکل گسترده‌ای از آن سود جوید و تنها اهداف خود را دنبال کند؛ به همین دلیل برای تصویب قطعنامه ‌علیه سوریه، نه تنها موافقت نکرد، بلکه در دو سال گذشته، به همراهی چین، سه بار قطعنامه علیه سوریه را وتو کرده است.



برداشت روسیه در این باره این است که در سالیان گذشته، به ویژه در مورد عراق و لیبی، منافع منطقه‌ایش از دست رفته و اقدامات آمریکا و متحدین اروپایی‌اش به گونه‌ای بوده ‌که منافع روسیه را نادیده گرفته‌اند و عملیات در عراق و لیبی، باعث کاهش حضور روسیه در خاورمیانه و شمال آفریقا شده است و به همین دلیل، اجازه نمی‌دهد دوباره چنین سناریویی تکرار شود.

[ماجرای دخالت نظامی در لیبی چهره غرب و امریکا را برای روسیه بیش تر از پیش سیاه ساخت.
روسیه در ابتدای بحران لیبی به دلیل رابطه صمیمی با معمر قذافی از مخالفان جدی دخالت نظامی در این کشور بود. اما به مرور زمان از مواضع خود کوتاه آمد تا جایی که به قطعنامه حمله نظامی رای ممتنع داد. البته پس از حمله نظامی بلافاصله این اقدام را محکوم کردند.
آمریکا و غرب در ازای رای ممتنع روس‌ها به آنان وعده داده بودند که منافع روسیه در دولت جدید لیبی را در نظر بگیرند و رابطه صمیمی مسکو- طرابلس آسیب نبیند.
اما پس از حمله نظامی و سرنگونی قذافی ورق برای روس‌ها برگشت و غربی‌ها به هیچ کدام یک از تعهدات خود عمل نکردند.]


سوریه آخرین پایگاه روسیه در سواحل مدیترانه است
 که به هیچ وجه نمی‌خواهد این پایگاه استراتژیک خود را از دست دهد.


موضوع بی اعتمادی روسیه به غرب که زمان جنگ سرد آغاز شد تا جایی پیش رفت که"سرگئی شایگو " وزیر دفاع روسیه در این رابطه می‌گوید: بی اعتمادی روسیه به غرب مانع برقراری روابط عادی بین دو طرف می شود و این موضوع در آینده به چالش بزرگی برای غرب تبدیل خواهد شد چرا که کشورهای غربی برای برخی از روابط و مناسبات بین المللی خود به حمایت روسیه نیاز دارند.

روسیه دیگر تاوان لیبی جدید را نخواهد داد و به وعده‌های آمریکا در قبال سوریه اهمیت نمی‌دهند.

از طرفی باتوجه به نفوذ روزافزون غرب در سواحل دریای مدیترانه، سوریه آخرین پایگاه روسیه در سواحل مدیترانه است که به هیچ وجه نمی‌خواهد این پایگاه استراتژیک خود را از دست دهد.

این موارد 4سناریو روسیه در قبال حمایت از سوریه بود؛ که البته باید دید دولت روسیه در قبال این سیاست‌های راهبردی پافشاری کرده و یا از اصول خود کوتاه خواهد آمد.


منابع:


http://peace-ipsc.org
http://www.asemanweekly.com/article/1745
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87
http://persian.ruvr.ru/
http://khabaronline.ir/detail/312453/World/middle-east
http://www.iribnews.ir/NewsText.aspx?ID=2080946
http://arabic.rt.com/
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13911118000614
 
+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1392ساعت 12:0  توسط امیر رحمانی  | 

اخبار روز خوزستان

 

تعرفه مصرف گاز تغییری نکرده است
اقتصادي  13:58:53 1392/06/27

926-15874-5 كد خبر
 

مدیرعامل شرکت گاز خوزستان گفت: تعرفه مصرف گاز در بخش شهری و ورستایی تغییری نکرده و همان قیمت قبلی است.

ناصر افشین در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه‌خوزستان، اظهارکرد: تعرفه مصرف گاز پلکانی است و تعرفه هر مشترک با توجه به میزان مصرف در هر ماه محاسبه می‌شود.

وی افزود: اخیراً تعرفه عوارض قانونی مصرف گاز به 100 ریال افزایش یافته است که این تعرفه در 2 بخش شهری و روستایی اعمال می‌شود.

افشین تصریح‌کرد: نرخ عوارض قانونی گاز در سال‌گذشته 50 ریال بوده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت 17:38  توسط امیر رحمانی  | 

یک گزارش تصویری از اهواز

 

تولد نوزادان 4 قلو در اهواز
عكس  17:35:7 1392/06/27

926-4082-5 كد خبر


تولد نوزادان 4 قلو در اهواز / عكس : ايسنا - مسيح حزبايي زاده

تولد نوزادان 4 قلو در اهواز / عكس : ايسنا - مسيح حزبايي زاده

تولد نوزادان 4 قلو در اهواز / عكس : ايسنا - مسيح حزبايي زاده

تولد نوزادان 4 قلو در اهواز / عكس : ايسنا - مسيح حزبايي زاده

تولد نوزادان 4 قلو در اهواز / عكس : ايسنا - مسيح حزبايي زاده

تولد نوزادان 4 قلو در اهواز / عكس : ايسنا - مسيح حزبايي زاده

تولد نوزادان 4 قلو در اهواز / عكس : ايسنا - مسيح حزبايي زاده

تولد نوزادان 4 قلو در اهواز / عكس : ايسنا - مسيح حزبايي زاده

تولد نوزادان 4 قلو در اهواز / عكس : ايسنا - مسيح حزبايي زاده

تولد نوزادان 4 قلو در اهواز / عكس : ايسنا - مسيح حزبايي زاده

تولد نوزادان 4 قلو در اهواز / عكس : ايسنا - مسيح حزبايي زاده

تولد نوزادان 4 قلو در اهواز / عكس : ايسنا - مسيح حزبايي زاده

تولد نوزادان 4 قلو در اهواز / عكس : ايسنا - مسيح حزبايي زاده

تولد نوزادان 4 قلو در اهواز / عكس : ايسنا - مسيح حزبايي زاده

تولد نوزادان 4 قلو در اهواز / عكس : ايسنا - مسيح حزبايي زاده

تولد نوزادان 4 قلو در اهواز / عكس : ايسنا - مسيح حزبايي زاده

تولد نوزادان 4 قلو در اهواز / عكس : ايسنا - مسيح حزبايي زاده

تولد نوزادان 4 قلو در اهواز / عكس : ايسنا - مسيح حزبايي زاده

تولد نوزادان 4 قلو در اهواز / عكس : ايسنا - مسيح حزبايي زاده

تولد نوزادان 4 قلو در اهواز / عكس : ايسنا - مسيح حزبايي زاده

تولد نوزادان 4 قلو در اهواز / عكس : ايسنا - مسيح حزبايي زاده

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت 17:32  توسط امیر رحمانی  | 

اخبار شهرداری اهواز

 

 

صرف ماهانه 2.5 ميليارد تومان قير براي آسفالت در اهواز
اجتماعي  11:24:0 1392/06/27

926-16414-5 كد خبر
 

مديرعامل سازمان عمران شهرداري اهواز گفت: در جهت بهبود وضعيت آسفالت خيابان‌ها 6 اكيپ فعال روكش آسفالت و يك اكيپ مكانيزه لكه‌گيري در سطح شهر در حال كار هستند.

 سعيد باب‌المراد در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) -منطقه خوزستان- اظهار كرد: در حال حاضر 2 اكيپ روكش آسفالت در منطقه 4 كوي پرديس، يك اكيپ در سطح منطقه 2، يك اكيپ در منطقه كورش، يك اكيپ روكش در آخر آسفالت در سطح منطقه 7 و يك اكيپ نيز در سطح منطقه 8 مشغول كار هستند.

 وي ادامه داد: همچنين اكيپ مكانيزه لكه‌گيري در مسير گلستان و در حال حاضر در خيابان 22 بهمن مشغول ترميم سطوح آسفالتي است و پس از اتمام كار در اين منطقه نيز كار خود را در پارك 18 هكتاري كوت‌عبدالله دنبال خواهد كرد.

 مديرعامل سازمان عمران شهرداري اهواز گفت: با توجه به تردد شهروندان در طول روز در سطح شهر، براي جلوگيري از ايجاد اختلال در تردد مردم، كار روكش آسفالت و لكه‌گيري معمولا شبانه انجام مي‌شود و تنها در خصوص آسفالت‌هايي كه در كنار منازل هستند، ممكن است روشنايي نداشته باشيم و شب‌ها نتوان كار كرد كه سعي مي‌كنيم با كمترين مزاحمت براي شهروندان در روز انجام ‌شود.

 باب‌المراد با بيان اين‌كه به طور متوسط ماهانه 2.5 ميليارد تومان براي خريد قير براي آسفالت خيابان‌هاي اهواز هزينه مي‌شود، افزود: تا فروردين 92 براي روكش آسفالت 21 ميليارد و 600 ميليون تومان هزينه شده است و از فروردين تا كنون نيز كارهاي بسياري در زمينه انجام شده و حدود 10 ميليارد تومان هزينه شده و كار روكش آسفالت و لكه‌گيري تا پايان اصلاح و ترميم سطوح آسفالتي سطح شهر ادامه دارد.  وي اظهار كرد: با آغاز كار شوراي شهر نيز بسيار اميدواريم كه كارها در همه حوزه‌ها با شتابي بيش از گذشته ادامه پيدا كند و بتوانيم نيازهاي اوليه مردم را برطرف سازيم.

 

 

چرا با هر بارندگي در خيابان‌هاي اهواز آب راه مي‌افتد؟
اجتماعي  11:35:
16 1392/06/27

 

معاون خدمات شهری شهرداری اهواز گفت: گرفتگی فاضلاب در شهر علل مختلفی دارد كه شکستگی خطوط و ریزش و همچنین رسوب از جمله این عوامل هستند.

 علي‌رضا عالی‌پور در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) ـ منطقه خوزستان ـ  اظهار کرد: با توجه به آب و هوایی در اهواز که داریم، بیشترین میزان بارندگی در اين شهر در سال گذشته 210 میلی‌متر گزارش شد و با این شرایط نبايد هیچ‌گونه گرفتگی فاضلاب در روزهاي بارندگي داشته باشیم.

 وي افزود: با این‌که تامین دستگاه‌های لایروبی جزو وظایف شهرداری نیست ولی بنا به احساس مسئولیتی که کردیم، وارد این بخش از کار شدیم و 4 دستگاه لایروبی خریداری کردیم. عالی‌پور ادامه داد: در اهواز یک‌سوم شبکه فاضلاب فرسوده و یک‌سوم شهر نيز فاقد شبکه فاضلاب است.  وي تصريح كرد: می‌پذیریم که این دو مورد از علل بروز این مشکلات است ولی افزایش ساخت و ساز عمودی را به لحاظ فنی نمی‌توان از علل گرفتگی فاضلاب دانست.

 معاون خدمات شهری شهرداری اهواز گفت: علت اصلی این مشکلات عدم نگهداری، عدم سرویس و مراقبت از شبکه فاضلاب است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت 17:31  توسط امیر رحمانی  | 

یک خبر از آبادان

 

جزئیات پلمپ شهربازی سرپوشیده در آبادان
 
کد مطلب : 16365
 
 
امید بن‌عباس، مسئول استانداردسازی مراکز تفریحی اداره کل استاندارد خوزستان با بیان اینکه هر مرکز تفریحی سرپوشیده یا روباز برای تاسیس باید مجوز فعالیت از موسسه استاندارد دریافت کند، اظهارکرد: این تجهیزات قبل و حین نصب و راه‌اندازی، طبق مقررات سازمان ملی استاندارد، باید از سوی نماینده شرکت‌های بازرسی تحت نظارت قرار بگیرد. وی اضافه‌کرد: در این بازرسی‌ها، نحوه نصب، چگونگی فعالیت سیستم‌ها و تجهیزات، حداقل فاصله از دیگر وسایل و ... مورد بررسی قرار گرفته می‌شود و در صورتی که فردی نسبت به این کار اقدام نکند، بدیهی است که بر اساس موارد قانونی با وی برخورد می‌شود.

بن‌عباس با اشاره به پلمپ یکی از شهربازی‌های سرپوشیده آبادان که دارای 30 دستگاه تجهیزات کامپیوتری بود، اظهارکرد: در این پرونده مدیر این شهربازی نه تنها مجوزهای لازم را از سازمان استاندارد دریافت نکرده بود، بلکه به تذکراتی که در این زمینه از سوی کارشناسان به وی ارائه شده بود نیز بی‌توجه بود تا این که حدود دو سال پیش پرونده‌ای برای وی تشکیل و ضمن پلمپ شهربازی، پرونده به مقام قضایی ارجاع شد. مشاور مدیرکل استاندارد استان خوزستان افزود: سرانجام بر اساس حکم دادگاه، مدیر فروشگاه به تحمل دو سال حبس تعزیری و پرداخت پنج میلیون ریال جزای نقدی محکوم شد.
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت 17:29  توسط امیر رحمانی  | 

تصاویر روز رسانه ها

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت 17:27  توسط امیر رحمانی  | 

یک تحلیل سیاسی

 

پروژه جنگ صلیبی و خبری كه به ایران داده شد
ابراهیم متقی
 
 
تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۴ شهريور ۱۳۹۲ ساعت ۱۵:۳۰
 
تحلیلگران تاكنون برداشت‌های بسیار متفاوتی را درباره‌ی ‌اتفاق ۱۱ سپتامبر ارائه داده‌اند. هریك از نظریه‌پردازان می‌كوشند تا مبانی فكری و تحلیلی خود را بر اساس انگاره‌های ذهنی و نشانه‌های عینی تحلیل و تبیین كنند. برخی از ایشان و ازجمله «كاستلز» تلاش دارند تا چنین فرایندی را بر اساس موضوع «قدرت هویت» تحلیل كنند. «هویت» درواقع بخشی از واقعیت‌های كنش اجتماعی شهروندان و نیروهای سیاسی در سال‌های پس از فروپاشی ساختار دوقطبی است. تحلیل‌گران دیگری نیز مقوله‌ی ۱۱ سپتامبر را بر اساس پیامدهای ساختاری، اجتماعی و راهبردی ایجادشده در سیاست بین‌الملل مورد ارزیابی قرار می‌دهند.
جهان نیوز - ابراهیم متقی: چنین نگرشی، واقعیت‌های عینی در كنش بازیگران سیاسی را منعكس می‌كند. به این ترتیب، مؤلفه‌های هویتی می‌تواند به‌ عنوان پوششی برای تحقق چنین اهدافی در سیاست جهانی مورد استفاده قرار گیرد. نظریه‌پردازانی همچون «تری‌ میسان» به این دلیل اتفاق ۱۱ سپتامبر را «تروریسم دروغین» می‌نامد كه محافظه‌كاران سیاست خارجی و امنیتی آمریكا برای مقابله با گروه‌های رقیب از سازوكارهای هویتی الهام گرفته‌اند. تضادهای هویتی می‌تواند زمینه‌های لازم برای جدال‌های راهبردی در سیاست بین‌الملل در دوران پس از جنگ سرد را منعكس نماید.

اگر چنین حادثه‌ای بر اساس پیامدهای ساختاری و كاركردی آن در نظام سیاسی ایالات متحده و ساختار نظام بین‌الملل شكل گرفته باشد، در آن شرایط می‌توان نشانه‌های كاملاً متفاوتی از روایت رسمی ۱۱ سپتامبر در آمریكا و جهان غرب را ملاحظه كرد. بر اساس چنین نگرشی، هر حادثه‌ای را می‌توان بر مبنای پیامدهای راهبردی آن تحلیل كرد.

* بنیادگرایی مسیحی

هر كنش‌گر جمعی ممكن است چندین هویت داشته باشد، اما این كثرت هویت، درواقع به ایجاد زمینه‌های رویارویی می‌انجامد. وقتی جامعه‌ای احساس كند كه در وضعیت فقدان تهدید قرار دارد، می‌كوشد تا موجودیت خود را بر اساس معرفی تهدید جدیدی بازتعریف نماید. به همین دلیل است كه هویت از یك‌سو سازمان‌دهنده‌ی معناست. معنا به‌منزله‌ی یكی‌شدن نمادین كنش‌گر اجتماعی با مقصود و هدف كنش تلقی می‌شود. از سوی دیگر، بر اساس تفكر جامعه‌شناختی، تمامی هویت‌ها برساخته می‌شوند. مسأله‌ی اصلی نیز همین است كه هویت‌ها چگونه، از چه چیزهایی، توسط چه كسانی و به چه منظوری بازتولید می‌گردد؟

از آن‌جا كه ساختن اجتماعی هویت، همواره در بستر روابط قدرت صورت می‌پذیرد، گروه‌های هویتی رویكردهای متفاوتی را مورد توجه قرار می‌دهند. در این ارتباط «فرانسیس شافر» -از اصلی‌ترین منابع الهام‌بخش بنیادگرایی مسیحی معاصر در آمریكا- «بیانیه‌ی مسیحی» خود را در سال ۱۹۸۰ منتشر كرد. این بیانیه الهام‌بخش بسیاری از محافظه‌كاران جدید آمریكا بود كه از مقوله‌ی هویت برای جنگ تمدن‌ها بهره گرفتند. شافر در بیانیه‌ی مسیحی خود تأكید دارد: «چشم‌انداز مرگ پیش روی ماست. وقتی كه ساحل‌های انسان مسیحی غربی را پشت سر می‌گذاریم، فقط دریای سیاه و طوفانی یأس و حرمان را پیش روی خود می‌یابیم كه پایانی ندارد، مگر این‌كه بجنگیم.»

* جنگ صلیبی برای رستگاری ابدی

بنیادگرایی مسیحی این رویكرد را شكل داده است. بنیادگرایی مسیحی كه انعكاس آن را می‌توان در رهیافت «برخورد تمدن‌ها» ملاحظه كرد، یكی از جنبه‌های پایدار آمریكا است. نشانه‌های بنیادگرایی مسیحی را كه رویكرد صلیبی دارد، می‌توان در اندیشه‌ی فدرالیست‌های پس از انقلاب مانند «تیموتی دوایت» یا بنیادگرایانی همچون «جدیدیا مورس» یا آخرت‌گرایان ماقبل هزاره‌ای مثل «پیتر رابرتسون» یافت. بیان چنین رویكردهایی است كه زمینه‌ی تولید «بنیادگرایی» در آمریكا را به‌وجود می‌آورد، زیرا اولین بنیادگرایان مذهبی كه رهیافت‌های سیاسی و راهبردهای امنیتی داشته‌اند، در این كشور ظهور كرده‌اند.

چنین نیروهایی در دهه‌ی ۱۹۸۰ به بعد، رشد قابل توجهی كرده‌اند. نماد چنین رویكردی را می‌توان در اندیشه‌ی سیاسی گروه‌هایی همچون «اكثریت اخلاقی» مشاهده كرد. رویكرد افرادی مانند «جری فالول» درباره‌ی ضرورت مقابله با كمونیست در دهه‌ی ۱۹۸۰ و ضرورت مقابله با اسلام‌گرایی در دهه‌ی ۱۹۹۰ را می‌توان انعكاس این فرایند جدید دانست كه درواقع زیرساخت‌های تروریسم دروغین را در تفكر سیاسی آمریكایی ایجاد كرده است. در دهه‌ی ۱۹۹۰ و به‌ دنبال پیروزی بیل كلینتون در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۹۹۲، بنیادگرایی مسیحی كه در مقابله با اسلام سیاسی ایفای نقش می‌كند، به صحنه‌ی سیاسی آمریكا وارد شد.

در این دوران تاریخی، شرایط برای ائتلاف مسیحی تحت هدایت «پیتر رابرتسون» و «رالف رید» فراهم شد. چنین مجموعه‌هایی دارای یك‌و‌نیم میلیون عضو رسمی با اعمال نفوذ سیاسی چشمگیری بر رأی‌دهندگان جمهوری‌خواه هستند. افراد یادشده زیرساخت‌های اندیشه‌ای و جهان‌بینی بنیادگرایی در آمریكا را شكل داده و تلاش دارند تا «رویارویی با دشمن سیاسی» را به ‌عنوان بخشی از «ایمان دینی» منعكس كنند. در اندیشه‌ی بنیادگرایی مسیحی كه زیرساخت‌های كنش راهبردی ملاحظه‌كاران جدید در آمریكا را شكل داد، می‌توان نشانه‌هایی همچون پذیرش وحی، الهام از كلام انجیلی، رستگاری فردی از طریق مسیحیت و نقش‌آفرینی راهبردی به ‌عنوان ناجی بشریت را مشاهده كرد. در چنین رویكردی است كه كنش سیاسی و مقابله با نمادهای تهدید، زیرساخت‌های رستگاری ابدی را امكان‌پذیر می‌سازد.

* ظهور رنسانس اسلامی

شافر چنین رویكردی را در شرایطی تبیین كرد كه از یك‌ سو شاهد ظهور و گسترش موج سوم انقلاب تكنولوژیك موسوم به انقلاب ارتباطات هستیم، و از سوی دیگر، نظام سرمایه‌داری جهانی بر اساس ابزارهای جدید قدرت صنعتی، تكنولوژیك و ابزاری تلاش می‌كند تا شكل جدیدی از كنترل را در نظام جهانی ایجاد كند. در این مقطع زمانی، قرن ۱۴ هجری شمسی به دوران میانه‌ی خود می‌رسد. درواقع دوران تازه‌ای از احیای اسلامی، تزكیه، خلوص و نیروگرفتن -كه مشخصه‌ی نقاط عطف تاریخی و رنسانس جدید ایدئولوژیك است- در كشورهای اسلامی ظهور می‌یابد.

چنین فرایندی همانند ایران می‌تواند به پیروزی انقلاب اسلامی منجر شود، یا همچون اخوان‌المسلمین در سال‌های آغازین دهه‌ی ۱۹۸۰ با سركوب روبه‌رو گردد. چنین فرایندی می‌تواند مانند الجزایر به یك جنگ داخلی بینجامد، یا مثل سودان و بنگلادش در نهادهای دولتی پذیرفته شود. در چنین شرایطی كشورهایی همچون عربستان سعودی، اندونزی و مراكش در سرمایه‌داری جهانی ادغام شده‌اند، اما همه‌جا مبارزه بر سر هویت فرهنگی و سرنوشت سیاسی قریب به یك میلیارد نفر در مساجد و محله‌های مربوط به شهرهای اسلامی ظهور می‌یابد.

در این دوران، اسلام‌گرایی به‌مثابه هویت بازسازی‌شده‌ای تلقی می‌گردد كه دارای برنامه‌ی سیاسی و مركز و محور تعیین‌كننده‌ی فرایندهای كنش سیاسی و راهبردی است. این فرایند به‌ عنوان سوژه‌های سیاسی قرن ۲۱ شناسایی می‌شود. هویت بازتولیدشده در جهان اسلام، نه‌تنها در تعارض با مدرنیته قرار نداشته، از ابزار مدرنیته نیز برای تحقق اهداف خود بهره می‌گیرد. «راشدالغنوشی» -از روشنفكران رهبری‌كننده‌ی نهضت اسلامی تونس- در جولای ۱۹۹۰ بر این موضوع تأكید كرد كه: «تنها راه نیل به مدرنیته، قدم‌گذاردن در راه خودمان است؛ راهی كه دین ما، تاریخ ما و تمدن ما برایمان تعیین كرده است.»

* تقابل «هویت مقاومت» با منطق سلطه

هویت‌یابی اسلامی می‌توانست منشأ اصلی اقتدار و بازتولید ژئوپلیتیك جدید در هندسه‌ی قدرت نظام جهانی گردد. هرگونه هویت‌گرایی را باید به‌ عنوان زمینه‌ای در جهت مقابله با بازیگران مسلط در نظام جهانی دانست. از آن‌جایی كه نظام سلطه یك نماد فرادستی ساختاری به حساب می‌آید، بنابراین جهت‌گیری فرهنگی رنسانس اسلامی در راستای بازتولید نشانه‌های معنایی و اندیشه‌ای محسوب می‌شود. چنین فرایندی در رویكرد جامعه‌شناختی به ‌عنوان نمادی از هویت «مقاومت» محسوب می‌شود.

هویت مقاومت به دست كنش‌گرانی ایجاد می‌شود كه در اوضاع و احوال یا شرایطی قرار دارند كه منطق سلطه را بی‌ارزش می‌دانند یا آن را به ‌عنوان نماد فرادستی غیر مشروع تلقی می‌كنند. به همین دلیل است كه هویت مقاومت، سنگرهای ایدئولوژیك، هویتی و انگاره‌ای را برای مقاومت و بقاء بر مبنای اصول متفاوت یا متضاد با سازوكارهای فرادستی در نظام جهانی ایجاد می‌كند. اگرچه هویت مقاومت ماهیت فرهنگی دارد، اما گفتمان رسمی واقعه‌ی ۱۱ سپتامبر چنین فرایندی را در جهت مقابله‌ی خشونت‌آمیز با نمادهای رسمی در نظام جهانی تعریف و تبیین كرده است.

* نشانه‌سازی‌های دروغین برای تهاجم به كشورهای اسلامی

آمریكایی‌ها با ایجاد نشانه‌های دروغین، كوشیدند مشروعیت سیاسی مؤثر برای حمله‌ی نظامی به كشورهای اسلامی را فراهم آورند. چنین اقدامی درواقع در چهارچوب برخورد تمدنی و رویارویی هویتی سازماندهی شد. رهبری جمهوری اسلامی ایران در بیان نشانه‌های چنین فرایندی گفتند:
«چند سال قبل، يكى از رؤساى اروپايى آمده بود تهران و در ملاقات با من، با یك تعبيرى، اشاره‌اى كرد به جنگ مسيحى و مسلمان. من در مخاطبه‌ى با او اظهار تعجب كردم و گفتم مگر بناست جنگى بين مسلمانان و مسيحى‌ها بشود! گفتم مسلمان‌ها انگيزه‌ى جنگيدن با مسيحيان را ندارند. در اين صد سال اخير هم -شايد هم بيشتر- هرچه جنگ در دنيا -جنگ‌هاى بزرگ- اتفاق افتاده است، جنگِ بين خود مسيحى‌ها بوده است؛ جنگ اول جهانى، جنگ دوم جهانى، جنگ‌هاى فرانسه و آلمان؛ اسم آوردم و به او گفتم كه اين جنگ‌ها بين دولت‌هاى مسيحى بوده و بين مسيحيان و مسلمانان نبوده است. آن وقت تعجب كردم از اين كه چرا اين حرف را مطرح كرد.

بعد از چندى اين ماجراى برج‌هاى نيويورك اتفاق افتاد و اظهار نظر رئيس‌جمهور آمريكا كه: جنگ صليبى شروع شده است! اين شخصى كه مورد بحث ماست -كه با من صحبت مى‌كرد- يكى از كسانِ اصلى‌اى بود كه پس از بيانات جورج بوش در پروژه‌ى آمريكايى-صهيونيستىِ حمله‌ى به عراق، دخالت مستقيم داشت. من آن‌جا توجه كردم كه اين حرفى كه با من در اين‌جا مطرح شده بود، مسبوقِ به يك مذاكره، به یك گفت‌وگو، به یك قرار در بين سران استكبار جهانى بوده است؛ آن كسانى كه حلقه‌ى توطئه‌ى امريكايى-صهيونيستى را در مورد خاورميانه تشكيل داده بودند، كه قدم اولشان هم حمله‌ى به عراق بود. آن‌جا معناى آن حرف براى من آشكار شد؛ جنگ صليبى! جنگ مسلمانان و مسيحيان! البته موفق نشدند.» (۱۳۸۵/۶/۲۷)

* اهداف پشت پرده‌ی گفتمان تروریسم دروغین

دولت بوش با برجسته‌سازی واقعه‌ی ۱۱ سپتامبر تلاش كرد تا اهداف راهبردی محافظه‌كاران را در حوزه‌ی سیاست خارجی و امنیتی پیگیری كند. می‌توان نشانه‌های سیاست خارجی محافظه‌كاران را كه جورج بوش دوم بر آنها تأكید داشت، در انگاره‌هایی ازجمله «استثناگرایی آمریكایی»، «تغییر رژیم»، «یكجانبه‌گرایی»، «هژمونی خیراندیشانه» و «جنگ پیش‌دستانه» دریافت. این مفاهیم و مؤلفه‌ها را باید در زمره‌ی مشخصه‌های سیاست خارجی دولت جورج بوش دانست. در این دوران، محافظه‌كارانی كه بر ضرورت برجسته‌سازی اتفاق ۱۱ سپتامبر به ‌دلیل گسترش منازعه در منطقه تأكید داشتند، زمینه‌های حمله‌ی نظامی به افغانستان و عراق و گسترش نیروهای نظامی خود در منطقه را فراهم آوردند.
از سوی دیگر، دولت بوش توانست با اتخاذ راهبردهای جدید، زمینه‌ی بازتولید ساختار امنیتی آمریكا را در قالب جنگ سرد فرهنگی و ژئوپلیتیكی جدید فراهم سازد. به همین دلیل است كه «وزارت امنیت سرزمینی» (Department of Homeland Security) در سطح دولت فدرال شكل ‌گرفت. وزارت امنیت سرزمینی كه وظیفه‌ی اصلی‌اش حفظ امنیت داخلی كشور آمریكا در مقابل حملات احتمالی تروریستی است، ۱۸۰ هزار كارمند دارد و سومین وزارتخانه‌ی بزرگ آمریكا به حساب می‌آید.

دومین اقدامی را كه جورج بوش پس از ۱۱ سپتامبر به انجام رساند، تصویب «لایحه‌ی وطن‌پرستی» (Patriot Act) بود. این لایحه را بلافاصله بعد از اتفاق ۱۱ سپتامبر در كنگره‌ی آمریكا طرح كردند كه با رأی بسیار بی‌سابقه‌ای به تصویب رسید. این قانون با الحاق مفاد متعددی به قوانین مربوط به مهاجرت و امنیت، درواقع مقررات مربوط به اقامت، تابعیت، مهاجرت و كنترل شهروندان آمریكایی به‌ویژه مسلمانان را فراهم آورد. این قانون به دستگاه مجریه‌ی آمریكا اجازه داد كه آزادانه‌تر از گذشته و در قالب ضرورت‌های امنیتی به اقدامات پیش‌گیرانه و پیش‌دستانه علیه گروه‌های مهاجر و اقلیت‌های دینی داخل آمریكا مبادرت نماید. انعكاس این لایحه را می‌توان در گزارش «ادوارد اسنودان» دریافت. در این گزارش نشان داده شده كه چگونه آمریكا از لایحه‌ی میهن‌پرستی در راستای كنترل گروه‌های اجتماعی و حتی مقامات كشورهای دیگر بهره برده است.

اقدام دیگر دولت جورج بوش را باید در راستای بهره‌گیری از راهبرد اقدام پیش‌دستانه دانست. چنین راهبردی جایگزین راهبردهای پیشین همانند «بازدارندگی» و «سد نفوذ» گردید. جنگ پیش‌دستانه را می‌توان در تهاجم نظامی آمریكا به عراق و سرنگونی حكومت صدام‌حسین به بهانه‌ی امحاء تسلیحات كشتار جمعی این كشور مشاهده كرد. آمریكا چنین الگویی را در سپتامبر ۲۰۱۳ در رابطه با سوریه نیز به ‌كار گرفته است؛ الگویی كه بر یكجانبه‌گرایی و اقدامات پیش‌دستانه‌ی آمریكا در راستای تغییر رژیم سوریه تأكید دارد.

چنین فرایندهایی نشان می‌دهد كه غربی‌ها و به‌ویژه آمریكایی‌ها شكل جدیدی از سازوكارهای راهبردی برای كنترل منطقه‌ای و بین‌المللی را در دستور كار خود قرار داده‌اند. رهبر انقلاب اسلامی در این ارتباط تأكید دارند كه: «آمريكایى‌ها قضيه‌ى ۲۰ شهريور، يعنى همان ۱۱ سپتامبرِ چهار پنج سال قبل را بهانه‌اى قرار دادند براى اين‌كه مطامع خودشان را در خاورميانه پيش ببرند. هدف اصلى آن‌ها هم اين بود كه بتوانند خاورميانه‌اى درست كنند بر محور منافع اسرائيل. به تعبيرى كه آن روز ما می‌كرديم، خاورميانه‌اى با پايتختى اسرائيل. اين‌طور چيزى مورد نظرشان بود. اشغال عراق و حمله‌ى به عراق، جزئى از نقشه‌هاى اين پروژه بود. عراق يكى از ثروتمندترين كشورهاى اين منطقه و كشورهاى عربى است؛ كشورى كه امروز متأسفانه مردمش اين‌طور در فقر و حالت دردآورى زندگى می‌كنند. آمريكایى‌ها می‌خواستند اين كشور را در مشت بگيرند -صدام كافى نبود، غير قابل محاسبه بود- دولتى را در آن‌جا سر كار بياورند كه هم ظاهر مردمى داشته باشد، هم توى مشت آن‌ها باشد. اين يكى از قدم‌هاى مهم ايجاد خاورميانه‌ى جديد بود كه بايد بر محور منافع اسرائيل به وجود بيايد. آن‌وقت چنين خاورميانه‌اى می‌تواند ايران اسلامى را در محاصره قرار بدهد؛ هدفشان اين بود.» (۱۳۸۶/۶/۲۳)

* ادامه‌ی امنیت‌گرایی در آمریكا

افرادی همچون «گریفین تارپلی» یا «تی یری میسان» بر این باورند كه اگرچه محافظه‌كاران با نظریه‌ی توطئه در تبیین موضوعات سیاسی و بین‌المللی مخالفند، اما در عین حال زیرساخت تفكر آنان بر توطئه قرار دارد و هر حادثه‌ای را بر اساس قالب‌های ذهنی و ادراكی خود تحلیل می‌كنند. آنان به همین دلیل رویكرد ایدئولوژیك دارند كه نگرشی ضد تاریخی نسبت به فرایندهای بین‌المللی محسوب می‌شود. بدبینی تحلیلی نومحافظه‌كاران نسبت به نیروهای اجتماعی اسلام‌گرا در آسیای غربی، زمینه‌های لازم برای گسترش بحران را به وجود آورده است. برای مقابله با چنین بحران‌هایی، ساختار امنیتی ایالات متحده به گونه‌ی قابل توجهی تقویت شده است.

اگرچه از زمان واقعه‌ی ۱۱ سپتامبر تاكنون بیش از ۱۲ سال گذشته است، اما واقعیت‌های موجود بیانگر آن است كه روند امنیت‌گرایی در سیاست خارجی ایالات متحده ادامه یافته است. اندیشه‌های امنیت‌گرا نه‌تنها در تفكر گروه‌های محافظه‌كار و محافظه‌كار جدید بازتولید شده، بلكه چنین رویكردی در ساختار اجتماعی و اندیشه‌های سیاسی حزب دموكرات نیز مورد ملاحظه قرار می‌گیرد. ایالات متحده از آن مقطع زمانی به بعد، از الگوی مقابله‌ی تدریجی علیه نظام‌های سیاسی رادیكال -به تعبیر آمریكا- در آسیای جنوب غربی و شمال آفریقا بهره گرفته است. در این دوران، تمامی حكومت‌هایی كه در دهه‌ی ۱۹۷۰ دارای رویكرد ضد آمریكایی بودند، در معرض تهدید قرار گرفته‌اند. عراق، ایران، سوریه، افغانستان، لیبی و یمن را می‌توان در زمره‌ی كشورهایی دانست كه با تهدید پایان‌ناپذیر گروه‌های محافظه‌كار در آمریكا روبه‌رو شده‌اند.

سخنرانی جورج بوش در كنگره‌ی آمریكا در سال ۲۰۰۲، او در این سخنان، ایران را جزو كشورهای «محور شرارت» نامید.

در این فرایند، اندیشه‌های محافظه‌كاری منجر به فرهنگ سیاسی امنیت‌گرا در آمریكا شده است. نتیجه‌ی این فرایند را نیز می‌توان در سازماندهی نظام سلطه دانست. تفكر ایرانی درباره‌ی تروریسم دروغین بر این موضوع تأكید دارد كه: «امروز یك جريانى در دنيا به وجود آمده است كه همه دانسته‌اند و شناخته‌اند كه اين جريان با نظام سلطه مخالف است. ما با اشخاص مسأله‌اى نداريم -اشخاص، مال اين طرف دنيا، مال آن طرف دنيا؛ بالا، پایين- مسأله، مسأله‌ى نظام سلطه است. نظام سلطه يعنى چه؟ يعنى آن سازوكارى در دنيا كه كشورها و ملت‌هاى دنيا تقسيم می‌شوند به دو قسم: سلطه‌گر و سلطه‌پذير. حالا بعضى‌ها از همين سلطه‌گران خبيث، اين معنا و اين مضمون را كتمان و انكار می‌كنند، به زبان نمى‌آورند، اما بعضى هم روى بلاهت ذاتى‌اى كه دارند، اين را به زبان مى‌آورند؛ مثل آن رئيس‌جمهور قبلى آمريكا كه صريح گفت: در قضيه‌ى افغانستان و قضيه‌ى برج‌هاى دوقلو و اين چيزها، هر كس با آمريكا نيست، عليه ماست! خب، اين حماقت است. سلطه‌گران دنيا رابطه‌شان را با جهان اين‌جورى تنظيم می‌كنند.» (سخنان رهبر انقلاب اسلامی، ۱۳۹۱/۲/۳)
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت 17:8  توسط امیر رحمانی  | 

اخبار استانداری خوزستان

 

استاندار خوزستان در گفت‌وگو با فارس:
جهت‌گیری‌های سیاسی عامل بی‌ثباتی‌های گذشته در استانداری بود

استاندار خوزستان گفت: زمانی که یک فرد در سمت استاندار مشغول است نباید جهت‌گیری سیاسی داشته باشد چراکه نگاه سیاسی به مسائل استان مشکل‌ساز است و متاسفانه بی‌ثباتی‌های گذشته استانداری ناشی از جهت‌گیری‌های سیاسی بود.

خبرگزاری فارس: جهت‌گیری‌های سیاسی عامل بی‌ثباتی‌های گذشته در استانداری بود
گزارش تصويري مرتبط

-------------------------------

سید جعفر حجازی امروز در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس در اهواز اظهار داشت: در مدت 6 سالی که به عنوان استاندار خوزستان مشغول خدمت بودم بیشترین تلاش این بود که وحدت بین جریان‌های سیاسی، قومی و صنفی ایجاد کنم و خود عامل تفرقه نباشم.

وی با بیان این‌که در این مدت سعی کردم نگاه عادلانه‌ای بین همه بخش‌های جامعه داشته باشم، ادامه داد: در سال‌های گذشته استانداری به دلیل جهت‌گیری‌های سیاسی بی‌ثبات بود.

استاندار خوزستان با بیان این‌که نگاه سیاسی به مسائل استان مشکل‌ساز استف تصریح کرد: زمانی که فرد در یک سمتی قرار می‌گیرد برای همه مسئول است و باید از همه ظرفیت‌ها برای رعایت عدالت استفاده کند.

تحت فشار گروه‌های مختلف بودم

وی با اشاره به این‌که در این مدت از سمت گروه‌ها و جناح‌های بسیاری تحت فشار قرار گرفتم، گفت: زمانی که مسئولیت ندارم ممکن است که گرایش من به هر سمتی باشد چون نیازی به پاسخگویی به دیگران ندارم اما در زمان داشتن مسئولیت باید این گرایش‌ها و تمایلات را کنار گذاشت و عادلانه فراجناحی رفتار کرد.

حجازی عنوان کرد: یک مسئول نباید رویکرد جناحی داشته باشد چراکه هر زمان که به سمتی گرایش یافت عده‌ای به حق خود نمی‌رسند.

خط قرمز من مقام معظم رهبری است

وی با بیان این‌که باید فارغ از نگاه سیاسی و منفی رفتار کرد، گفت: خط قرمز اینجانب تنها مقام معظم رهبری است و منویات و تدابیر ایشان همواره چراغ راه و راهنمای ما است.

استاندار خوزستان در ادامه اظهار داشت: در حوزه اجرایی نیز سعی کردم که با عدالت محوری رفتار کنم و همه اقشار و گروه‌های جامعه را با یک دید ببینم.

استانداران قبلی زمان کافی برای اجرا نداشتند

وی آسیب‌های ناشی از جنگ را در خوزستان به سه دسته تقسیم کرد و افزود: آسیب کالبدی که ناشی از خرابی‌ها بود در همه دولت‌ها به آن توجه و این خسارات تا حدودی جبران شد.

حجازی آسیب دیگر را اجتماعی دانست و عنوان کرد: این نوع آسیب خود را در آموزش و پرورش و دانشگاه نشان داد که ما در این مدت بسیار روی آن وقت گذاشتیم که باعث تحولات بسیاری در این حوزه‌ها شد و خودباوری در جوانان خوزستانی و خانواده‌هایشان به وجود آمد.

وی به تحولات در حوزه‌های دیگر اشاره کرد و گفت: در سلامت و محیط زیست نیز تغییراتی در استان ایجاد شده است و توانسته‌ایم چهره استان را از نظر ظاهری عوض کنیم.

استاندار خوزستان آسیب سوم را اقتصادی توصیف کرد و گفت: در دولت‌های گذشته برای جبران این آسیب تلاش‌هایی شد اما به دلیل این‌که مدیریت ارشد استان مداومت نداشت و یک بی‌ثباتی در این زمینه وجود داشت، موفقیتی حاصل نشد.

وی افزود: تفاوتی که در دوران استانداری اینجانب با استانداران قبلی وجود داشت این است که آن‌ها زمان کافی برای اجرا در اختیار نداشتند.

رشد 15 برابری اعتبارات خوزستان در دولت‌های نهم و دهم

حجازی در ادامه به تاثیر مثبت سفرهای استانی دولت‌های نهم و دهم اشاره کرد و ادامه داد: وقتی رئیس جمهور همه شهرهای استان را در سفر اول از نزدیک دید و فقر و عقب ماندگی را لمس کرد اعتبارات ویژه برای خوزستان قائل شد.

وی ادامه داد: در دولت نهم و دهم اعتبارات خوزستان 15 برابر شد در حالی که این افزایش در استان‌های دیگر بین 2 تا سه برابر افزایش یافت.

استاندار خوزستان اشاره کرد: خوزستان در گذشته تولید نداشت و از تولیدات استان‌های دیگر استفاده می‌کرد چراکه نگاه خصوصی در مردم خوزستان بسیار ضعیف بود.

وی خاطرنشان کرد: در یزد، خراسان و اصفهان نگاه مردم به تولید در بخش خصوصی است و کمتر به سمت کار دولتی گرایش دارند در حالی که در خوزستان جوانان به دنبال استخدام دولتی هستند.

حجازی با بیان این‌که خوزستان ظرفیت تجارت را دارد، عنوان کرد: تجارت یکی از ویژگی‌های قبل از جنگ خوزستان بود که اگر الان هم بتوانیم آن را فعال کنیم به‌‌ همان نسبت تولید هم افزایش پیدا می‌کند.

وی ادامه داد: در 2 سال گذشته جلسات مشترکی با تجار و تولید کنندگان برقرار کردیم تا آن‌ها به یکدیگر وصل شوند و بتوانند از ظرفیت یکدیگر برای افزایش تجارت استان استفاده کنند.

استاندار خوزستان به افزایش تجارت با عراق اشاره کرد و گفت: در این مدت مرز چزابه و شلمچه را فعال و به واسطه آن 2 هزار شغل در مرز شلمچه و یک‌هزار شغل در مرز چزابه ایجاد شد.

وی افزود: توسعه ارتباط خوزستان با کشورهای دیگر به گونه‌ای شد که آن‌ها خوزستان و ظرفیت‌های آن را شناختند و برقرای نمایشگاه در این کشور‌ها از دستاوردهای آن است.

حجازی به افزایش تولید در استان اشاره کرد و گفت: البته یک تنگ نظری نسبت به خرید محصولات داخلی استان وجود دارد که باید بازسازی اقتصادی و اجتماعی در این زمینه انجام شود.

ادامه گفت‌وگوی اختصاصی خبرنگاران فارس با سید جعفر حجازی با استاندار خوزستان متعاقباً مخابره می‌شود.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت 17:8  توسط امیر رحمانی  | 

یک تحلیل اقتصادی

 

نرخ بیکاری در گران‌ترین خطه کشور
نفت در خانه و ما سوسوکنان می‌گردیم

با توجه به آمار اعلام شده مبنی بر اینکه مسجدسلیمان نفت‌خیز دومین شهر بیکار استان است انتظار می‌رود در این زمینه تعامل بیشتری از سوی مسئولان کشوری صورت پذیرد.

خبرگزاری فارس: نفت در خانه و ما سوسوکنان می‌گردیم 

به گزارش خبرگزاری فارس از خوزستان، مسجد سلیمان شهری است تاریخی که در میان کوه‌های زاگرس و از شهرهای بختیاری نشین استان خوزستان قرار دارد. این شهر به شهر اولین‌ها نیز مشهور است زیرا خیلی از امکانات زندگی شهری برای اولین بار در این شهر بختیاری نشین بوده است. مانند اولین شهر نفتی، اولین زمین تنیس، اولین سینما و ...

اما متاسفانه این منطقه چون بسیاری از مناطق نفت‌خیز جنوب محروم از بسیاری امکانات و مغفول از بی‌شماری اقدامات است که اگر محقق شوند می‌توانند اوضاع اقتصادی منطقه را کاملاً دگرگون کنند. مشکلاتی نظیر نبود امکانات تفریحی و گردشگری، بیکاری، خدمات درمانی مطلوب و در خور شان و به کارگیری نیروهای بومی و در نهایت محدودیت خدمات رفاهی برای شهروندان از جمله مهمترین این بخش‌هاست که مردم را مدت‌های مدیدی است تحت شعاع قرار داده و روند زندگی آنها را مختل کرده است.

در همین راستا مصاحبه‌ای با تنی چند از شهروندان انجام داده‌ایم که در زیر به اختصار می‌خوانید.

 

*بیکاری در مسجدسلیمان بیداد می‌کند

منصور در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در مسجدسلیمان اظهار کرد: دو فرزند کوچک دارم و با وجود اینکه مدت‌هاست به دنبال کار می‌گردم اما هیچ کاری در این شهر پیدا نکرده‌ام.

وی عنوان کرد: مسجدسلیمان شهر نفت و گاز است اما با این وجود هر روز اوضاع اقتصادی‌اش نسبت به روز قبل رو به افول می‌نهد.

وی بیان کرد: با این همه ظرفیتی که شهرستان دارد نباید یک شهروند بیکار در مسجدسلیمان وجود داشته باشد اما متاسفانه این منطقه به محل کار افراد غیربومی مبدل شده است.

این شهروند مسجدسلیمانی با اشاره به اینکه مسئولان با گوشه نگاهی می‌توانند مسجدسلیمان را به شهری بی‌نظیر تبدیل کنند خاطرنشان کرد: این شهر بر روی نفت و گاز خوابیده است اما خود از وجود ثروت جاری در منطقه کاملا بی‌بهره است.

*بازدید مسئولان ملی و استانی هم دردی دوا نمی‌کند

دیگر شهروند مسجدسلیمانی نیز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در این شهرستان اظهار کرد: با وجود اینکه مسئولان استانی و کشوری بارها برای بازدید از این منطقه آمده‌اند اما هیچ گاه دردی از مردم دوا نکرده‌اند و مردم این شهر از لحاظ اقتصادی روز به روز درمانده‌تر می‌شوند.

این کارمند بازنشسته است در ادامه گفت: سه فرزند بیکار دارم که با وجود اینکه کلی هزینه تحصیلشان را داده‌ام اما امروز باید در کمال سهل انگاری مسئولان گوشه نشین شوند.

در ادامه این توضیحات به سراغ مسئولان می‌رویم و صحبت‌های آنان را در خصوص وضعیت اقتصادی منطقه با وجود شرکت‌های نفت و گاز و پتروشیمی می‌شنویم.

*مجموعه نفت بیشتر همکاری کند/ یک ریال برای آلایندگی پرداخت نشده است

فرماندار مسجدسلیمان نیز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در این شهرستان عنوان کرد: در مجموع تعامل مسئولان نفت این شهرستان با دستگاه‌های اجرایی مختلف خوب است و توسط شرکت نفت و گاز پروژه‌های مطلوبی چون پل سازی، مدرسه سازی و ایجاد مکان های ورزشی شکل گرفته است.

عبدالله ایزدپناه افزود: البته در بحث گردشگری و استفاده از ظرفیت‌های بی‌نظیر در این زمینه هیچ تعاملی از سوی مجموعه نفت مشاهده نشده است که امیدواریم در این بخش نیز وارد کار شوند.

وی در پاسخ به این پرسش که تا چه میزان از نیروهای بومی در استخدام‌های نفت و گاز و پتروشیمی استفاده می‌شود گفت: سال گذشته استخدام سراسری از سوی وزارت نفت صورت گرفت که از 200 نفر استخدامی سهم مسجدسلیمان 12 نفر بود در این خصوص ما بسیار انتقاد کردیم زیرا مردم این منطقه با وجود قرار داشتن در معرض آلایندگی‌های ناشی از شرکت نفت و گاز و پتروشیمی حقشان بیشتر از این است.

فرماندار مسجدسلیمان ادامه داد: با توجه به آمار اعلام شده از سوی استانداری خوزستان مبنی بر اینکه این شهر دومین شهر بیکار استان است انتظار می‌رود در این زمینه تعامل بیشتری از سوی مسئولان کشوری صورت پذیرد.

وی به بحث پرداخت عوارض آلایندگی توسط شرکت نفت و گاز و پتروشیمی اشاره کرد و افزود: تاکنون یک ریال هم از این بابت به شهرداری مسجدسلیمان پرداخت نشده است.

ایزدپناه با بیان اینکه مجموع این شهر درگیر آلایندگی است عنوان کرد: با پرداخت این عوارض باید حداقل شش نقطه از شهر را جابه جا کنیم اما متاسفانه در این زمینه هنوز هیچ کمکی از سوی نفت نشده است.

وی با بیان اینکه این موضوع باید از طریق مسئولان کشوری پیگیری شود خاطرنشان کرد: البته این روند تاثیری در سرمایه گذاری بخش خصوصی وارد نکرده است و در این منطقه پروژه‌های بزرگی چون توسعه کشاورزی، توسعه دامپروری و گاوداری 2 هزار راسی گاو شیری در دست اقدام است که توسط بخش خصوصی انجام گرفته‌اند.

فرماندار مسجدسلیمان در ادامه با بیان اینکه عمر نفت و گاز مسجدسلیمان یکصد و هشت ساله است بیان کرد: امیدواریم با تعامل هر چه بیشتر مجموعه نفت و گاز و پتروشیمی خدمات بیشتری در اختیار شهروندان قرار گیرد.

*هیچ حق آلایندگی پرداخت نمی‌شود

شهردار مسجدسلیمان نیز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در این شهر اظهار کرد: نفت و گاز و همچنین پتروشیمی تاکنون هیچ عوارض آلایندگی به شهرداری پرداخت نکرده‌اند.

پیمان مولایی تصریح کرد: با وجود پیگیر‌ی‌های مداوم در این خصوص به مجموع نظر نرسیده‌ و هم اکنون موضوع را از طریق دادگستری در حال دنبال کردن هستیم.

وی ادامه داد: این امر یکی از عمده‌ترین دلایل عقب ماندگی شهر، نبود درآمد پایدار شهرداری و عدم اجرای پروژه‌های زیست محیطی و رفاهی توسط شهرداری برای شهروندان است.

شهردار این شهر همچنین عنوان کرد: امروز شاهد آن هستیم که خوراک پتروشیمی ماهشهر از مسجدسلیمان تامین می‌شود و در این خصوص هم شرکت نفت و گاز و هم پتروشیمی باید خدمات مطلوبی به مردم ارائه دهند و حق آلایندگی را چون سایر شهرها با موقعیت مشابه پرداخت کنند.

وی با بیان اینکه با پرداخت این سهم گردش اقتصادی مطلوب‌تری در شهر حاکم می‌شود گفت: شهروندان این شهر حقشان بیشتر از چیزی است که امروز برای آنها در نظر گرفته شده است.

در نهایت شهری که به واسطه اکتشاف نفت و گاز اولین‌ها بوده که در آن زمان در تارک شهرهای ایران و خاورمیانه از نظر رونق اقتصادی بی‌نظیر و همچون نگینی می‌درخشید دوران طلایی آن به علت بی‌توجهی مسئولان برای ایجاد بسترهای رشد آتی این شهر در اوج دوران شکوفایی رو به افول نهاده است.

-------------------------

گزارش از مریم خبازی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت 17:7  توسط امیر رحمانی  | 

یک خبر از خرمشهر

 

رئیس شورای اسلامی شهر خرمشهر خبر داد
بررسی10 گزینه شهرداری خرمشهر/لویمی و محمدیان گزینه‌های نهایی

رئیس شورای اسلامی شهر خرمشهر گفت: 10 گزینه شهرداری خرمشهر مورد بررسی قرار گرفتند و در نهایت دو گزینه محمدلویمی و اقبال محمدیان بیشترین رای اعضای شورا را از آن خود کردند.

سید جواد ادریس‌پور امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در خرمشهر اظهار کرد: در جلسات گذشته شورای شهر هفت گزینه برای تصدی سمت شهرداری خرمشهر مورد بررسی قرار گرفتند.

وی افزود: این افراد شامل آقایان شاکری، لویمی، دربندی، ملاکه، رادمنش، جرفی و آلبوکرد بودند که با حضور در جلسه به بیان دیدگاه‌های خود پرداختند.

رئیس شورای اسلامی شهر خرمشهر ادامه داد: در جلسه شب گذشه نیز سه گزینه که علی گلمردای شهردار فعلی بندر امام، محمد نظارت شهردار فعلی خرمشهر و اقبال محمدیان که قائم مقام شهردار اهواز هستند به ارائه برنامه‌های خود پرداختند.

ادریس‌پور تصریح‌کرد: پس از شنیدن نظرات و برنامه‌های این سه گزینه، اعضای شورای شهر به رای‌گیری برای انتخاب شهردار پرداختند.

وی اضافه‌کرد: در پایان رای‌گیری نیز محمد لویمی موفق به کسب پنج رای و اقبال محمدیان نیز پنج رای را کسب کردند.

رئیس شورای اسلامی شهر خرمشهر خاطرنشان‌کرد: این دو نفر، گزینه‌های نهایی شورای شهر برای تصدی سمت شهرداری هستند.

ادریس‌پور افزود: بر این اساس قرار شد در جلسه بعدی در خصوص انتخاب شهردار رای‌گیری مجدد انجام شود.

وی گفت: جلسه آینده اعضای شوری شهر برای انتخاب شهردار خرمشهر روز شنبه برگزار خواهد شد.

رئیس شورای اسلامی شهر خرمشهر تصریح‌کرد: امیدواریم در این جلسه اعضا به اتفاق نظر ممکن برای انتخاب یکی از این گزینه‌ها دست یابند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت 17:6  توسط امیر رحمانی  | 

تاریخ انقلاب اسلامی

 

جشن بزرگ منافقین بعد از ترور صیاد

  گروه امنیتی دفاعی خبرگزاری فارس- اخیرا که کاسه صبر شیعیان عراق لبریز شد، فرزندان شهدای انتفاضه (که پدرانشان در عراق به دست تروریستهای منافقین که حکم بازوی اطلاعاتی و اجرایی صدام را داشته، کشته شدند)، با حمله به پادگان اشرف تعدادی از اعضای تروریست حاضر در این پادگان را به همراه چند تن از کادرهای اصلی این گروهک کشتند؛ اقدامی که برخی فرماندهان نظامی ایران آن را در مسیر نابودی منافقین، بالاتر از عملیات مرصاد نامیدند.

 
پرونده منافقین بالاخره بعد از چند سال جرم و جنایت علیه دو ملت ایران و عراق با پاکسازی پادگان مخوف اشرف بسته شد.
 
آنچه در زیر می خوانید، گفتگویی است با هادی شعبانی یک از اعضای سابق این گروهک که در سالهای اخیر به ایران برگشت و در گفتگو با فارس به بیان خاطرات و مشاهدات خود در طول بیست سال ارتباط و زندگی با گروهک تروریستی منافقین از جمله نحوه جذب و آموزش نیروها، وی‍ژگی‌های سرکردگان این گروهک و مقاطع مهمی مانند عملیات مرصاد (فروغ جاویدان)، اوضاع پادگان اشرف و نحوه فرار از سازمان پرداخت.
 
در روزهایی که منافقین آخرین نفسهای خود را در عراق می کشند، بازخوانی این گفتگو خالی از لطف نخواهد بود.
 
***
 
* از چه سالی و چطور جذب سازمان مجاهدین خلق (منافقین) شدید؟
 
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 57 من هوادار چریک‌های فدایی خلق بودم و چون در حال و هوای گروه‌های چپ قرار داشتم احساس می‌کردم اینها هستند که در میدان مبارزه حضور دارند و می‌توانند انقلاب را به موفقیت برسانند.
 
سال 58 رفتم سربازی تا سال 60 که این اواخر دیگر چریک‌های فدایی ضعیف و نیروهایش ریزش کرده بودند.
 
بعد از آن در نظرم تنها گروهی که در مبارزه باقی مانده و با گوشت و پوست خود مبارزه می‌کرد سازمان مجاهدین بود.
 
این بود که بعد از کشته شدن موسی خیابانی و اشرف (همسر مسعود رجوی) هوادار سازمان شدم.
 
* شما در آن زمان مطالعه هم می‌کردید؟ راجع به جریان‌های انقلابی چه نظری داشتید؟
 
بله، کتاب‌هایی را در رابطه با انقلاب‌های امریکای لاتین و آسیای شرقی مطالعه می‌کردم و آن مدینه فاضله‌ای که در ذهنم بود در سازمان مجاهدین خلق دیدم و همین انگیزه‌ام شد تا برای امر مبارزه و آزادی به این سازمان بپیوندم.
 
* شخصیت و الگوی ذهنی شما در آن مقطع چه کسی بود؟
 
از میان خارجی‌ها به «چه‌گوارا» و در داخل به «بیژن جزنی» خیلی علاقه داشتم و حتی جزو‌ه‌ها و پروسه‌ زندگی‌اش را مطالعه کرده بودم.
 
مسعود رجوی هم بارها در نشست‌های عمومی سازمان، خطوط مبارزاتی جزنی را بعنوان تز معرفی می‌کرد.
 
* آشنایی‌تان با سازمان از چه طریقی بود؟ کسی شما را معرفی کرد؟
 
همان طور که گفتم من از سال 60 هوادار سازمان شدم و تا سال 63 این روند ادامه داشت و در این مدت به همراه برخی از دوستان، تنها کار تبلیغی می‌کردیم تا اینکه در تابستان 63 از طریق یکی از دوستانم که عضو سازمان بود توانستم ارتباط تلفنی برقرار کنم.
 
در کل، روال جذب به این صورت بود که حتما می‌بایست یک نفر از اعضای سازمان شما را معرفی کند و من هم قبلا به این دوستم گفته بودم که می‌خواهم عضو سازمان شوم.
 
از این زمان دیگر ارتباط ما تلفنی برقرار می‌شد.
 
* این ارتباط تلفنی چطور برقرار می‌شد و چه اطلاعاتی از این طریق می‌گرفتید؟
 
چون ما اهل تنکابن بودیم، ارتباط ها هم معمولا در همان تنکابن و یا رامسر برقرار می‌شد و بیشتر از طریق تلفن و با کد با هم صحبت می‌کردیم. مثلا می‌گفتند فردا خبر خوبی برایت داریم.
 
بیا فلان رستوران و منتظر تماس ما باش.
 
* از اولین تماس تلفنی تا موقعی که بصورت حضوری یکی از اعضای سازمان را دیدید چه مدت طول کشید؟
 
14 ماه. سال 64 بود که روز پنچشنبه طی یک تماس تلفنی به من گفتند شنبه خودت را در زاهدان به فلان مغازه معرفی کن و به هیچ کس حتی خانواده‌ات هم چیزی نگو.
 
من به خانواده گفتم 2 روز به تهران می‌روم و چون قبلا هم این کار را می‌کردم چیزی نگفتند.
 
آمدم زاهدان و خودم را معرفی کردم. من و دوستم را که با هم به زاهدان رفته بودیم به خانه‌ای برده و 48 ساعت نگه داشتند تا اینکه از مسیر حرکت مطمئن شدند و سپس بصورت قاچاق از مرز ایران وارد پاکستان شدیم.
 
در پاکستان به شهر کویته رفتیم و از UN برگ پناهندگی گرفتیم تا بتوانیم به شهر کراچی برویم، در کراچی‌ ما را تحویل نیروهای سازمان دادند و این اولین ملاقات حضوری با افراد سازمان بود.
 
* چقدر در پاکستان ماندید؟
 
حدود 2 هفته. در این مدت بچه‌های سازمان که به «نیروهای رابط» معروف هستند کارهای مربوط به گرفتن پاسپورت و ویزای ما را برای رفتن به بغداد انجام می‌دادند.
 
پس از آن به کویت پرواز کردیم و پس از توقف کوتاهی در کویت، به عراق رفتیم.
 
* در زمانی که شما هوادار سازمان بودید، موضعتان نسبت به اتفاقاتی مثل انفجار دفتر حزب جمهوری و شهادت آیت‌الله بهشتی چه بود؟
 
خب آن موقع من سرباز بودم و تبلیغات زیادی هم علیه آقای بهشتی در جامعه می‌شد.
 
مثلا می‌گفتند که با رژیم شاه همکاری داشته و سوابق ایشان در هامبورگ را می‌گفتند و یا ایشان را با برخی سران شوروی مقایسه می‌کردند.
 
به این ترتیب ذهنیت ما به آقای بهشتی طوری شد که نسبت به ترور ایشان نگاه مثبتی داشتیم و بر اثر القائات سازمان به این باور رسیده بودیم که تا چند ماه دیگر واقعا رژیم سقوط خواهد کرد.
 
* قبل از ورود به عراق چه ذهنیت و انگیزه‌ای داشتید؟
 
هیچ ذهنیتی از فضای عراق نداشتیم و فکر نمی‌کردیم محل استقرارمان آنجا باشد.
 
می‌گفتیم ما را برای جنگیدن با رژیم، از عراق به کردستان منتقل می کنند.
 
سازمان رادیویی به نام صدای مجاهد داشت که از قسمت کوچکی از کردستان که در دست مخالفین جمهوری اسلامی بود پخش می‌شد.
 
این رادیو طوری اخبار را منعکس می‌کرد که انگار همه کردستان در دست مخالفین جمهوری اسلامی است و ما هم باور می‌کردیم.
 
از طرفی چون کتاب‌های مربوط به انقلاب‌های نیکاراگوئه، امریکای لاتین و آسیای شرقی را خوانده بودم دوست داشتم مانند آنها و به همان روش، مبارزه چریکی کنم.
 
سقف امکاناتی هم که در ذهن داشتیم یک چادر بود که زیر آن مثل بقیه گروه‌های چریکی زندگی و مبارزه کنیم ولی وقتی به بغداد رسیدیم و آن امکانات، ماشین‌های آخرین مدل و جشن‌ها را دیدیم، تعجب کردیم.
 
* موقع رفتن به پاکستان چطور؟ به خانواده‌تان چه گفتید؟
 
همان طور که گفتم سازمان توصیه کرده بود هیچ کس از انتقال ما با خبر نشود و من هم چیزی به خانواده نگفتم.
 
وقتی به پاکستان رسیدیم به خانه تلفن زدم و گفتم من الان پاکستان هستم و می‌خواهم برای ادامه تحصیل به انگلستان بروم.
 
میزان تحصیلاتم دیپلم بود که دیگر ادامه هم ندادم. این مکالمه کوتاه، تمام صحبتی بود که در طول این 20 سال میان من و خانواده ام رد و بدل شد و دیگر تا سال 83 که برگشتم کوچکترین خبری از آنها نداشتم.
 
* چند خواهر و برادر بودید؟ آیا دیگر اعضای خانوادتان در کار شما دخالت نمی‌کرد؟
 
ما 5 برادر و من فرزند آخر بودم. خواهر نداشتیم و پدرمان هم سال 57 فوت کرده بود و من به همراه دوتا از برادرانم با مادرم زندگی می‌کردم.
 
در محیط خانواده از آزادی عمل برخوردار بودم و از طرفی هم طوری رفتار می‌کردم تا کسی از کارهایم با خبر نشود.
 
* بعد از ورود به عراق اولین جایی که شما را بردند کجا بود؟
 
ابتدا ما را که حدود 13، 14 نفر بودیم به پایگاه «ضابطی» در بغداد منتقل کردند. پایگاه ضابطی اولین جایی بود که هر کس جذب می‌شد می‌بایست مدتی آنجا می‌ماند.
 
حدود 10 روز در پایگاه ضابطی بودیم و در این مدت کارمان نوشتن پروسه زندگی مان بود. قبلا کجا بودیم؟ چه کار می‌کردیم؟ چه کسی را در سازمان می‌شناسیم؟ خلاصه هر اتفاقی که در زندگی‌مان رخ داده بود باید می‌نوشتیم.
 
بعد از 10 روز 2 نفر از اعضای سازمان بعنوان مسئولین چک امنیتی بچه‌ها آمدند تا صلاحیت افراد را تائید کنند و تک تک با افراد برخورد کردند تا ببینند کسی نفوذی نباشد.
 
از بچه‌ها سوال می‌کردند که چه کسی را در سازمان می‌شناسی؟ اگر کسی را نمی‌شناخت چند روز تحت نظر قرار می‌گرفت تا مطئمن شوند نفوذی نیست.
 
من کسی را نمی‌شناختم اما فردی که از من سوال می‌کرد همشهری از آب در آمد و برادرانم را ‌شناخت و تائیدم کرد.
 
* پیش آمد که کسی هم تائید نشود؟
 
نه، همه را قبول کردند چون در آن زمان سازمان احتیاج به نیرو داشت و از طرفی هم کسی که از طریق پاکستان آمده بود هوادار سازمان بود و تنها کاری که می‌کردند طرف را چند روز تحت نظر قرار می‌دادند و سپس او را تائید می‌کردند.
 
* از فضای پایگاه ضابطی بیشتر برایمان بگویید.
 
پایگاه ضابطی یک ساختمان چند طبقه در نزدیکی میدان فردوس عراق و ابتدای خیابان الرشید بود.
 
در کل همه پایگاه‌های سازمان در بغداد، هتل یا ساختمان‌های چند طبقه‌ای بودند که سازمان یا آن را اجاره می‌کرد و یا می‌خرید.
 
این ساختمان چند طبقه دارای چندین واحد بود که هر واحد یک مسئول جدا داشت که زیر نظر مسوول طبقه اداره می‌شد.
 
هر طبقه نیز کار خاص خود را داشت مثلا یک طبقه اداری بود، طبقه دیگر کار پروسه‌ها را انجام می‌داد، یک طبقه قسمت پذیرش بود و یک طبقه هم آسایشگاه که در آسایشگاه، زن‌ها و مردها جدا بودند.
 
در ابتدا سازمان فقط 2 و 3 پایگاه در بغداد داشت ولی به تدریج با اضافه شدن پایگاه‌های دیگر مثل «جلال زاده»، «سیفی»، «سرپل» و غیره که همگی در یک منطقه از چهارراه آندلس تا میدان فردوس جمع شده بودند، این منطقه در اختیار مجاهدین قرار گرفت.
 
* شما برای انتقال به عراق هزینه‌ای هم پرداخت کردید؟
 
نه، همه هزینه‌ها به عهده سازمان بود و حتی گفتند برای هر نیرو از زمان برقراری اولین تماس تا وقتی که جذب شود، 60 هزار تومان هزینه کرده‌اند و برای همین خاطر هم در پاکستان از همه رسید گرفتند که اگر کسی در وسط راه برید، می‌بایست تمام خسارت را می‌پرداخت.
 
در سازمان هر کس یک پرونده خوب و یک پرونده بد دارد و همه حرکات و خصلت‌های او ثبت می‌شود و مثلا حتی اگر بدن شما بوی عرق هم بدهد در پرونده شما ثبت می‌شود و هر چه پرونده بد شما پر باشد به نفع سازمان است چرا که مهدی افتخاری نفر سوم سازمان یک روز برید و سازمان برای توجیح آن به این پرونده بد نیاز دارد.
 
همه نیروها این پرونده را داشتند جز مسعود و مریم که هیچ کس تحت هیچ شرایطی حق انتقاد از آنها را نداشت.
 
* بعد از طی دوره پایگاه ضابطی کجا رفتید؟ سازماندهی شوید؟
 
بله، روال این بود که بعد از پایگاه ضابطی، افراد تائید شده را برای آموزش نظامی سازماندهی می‌کردند.
 
من همراه 3، 4 نفر دیگر منتقل شدیم به پایگاه «جلیلی» در «سلیمانیه».
 
ولی زمانی به آنجا رسیدیم که آموزش‌ها شروع شده بود به همین خاطر تا شروع دوره بعد، حدود 20 روز در آشپزخانه کار کردیم.
 
10 روز از آموزش ما می‌گذشت که چند نفر از فرماندهان آموزش چریک شهری برای گزینش افراد جهت عملیات در داخل ایران از «کرکوک» به پایگاه جلیلی آمدند.
 
بعد از صحبت با تک تک افراد، من هم انتخاب شدم و به همراه 10، 12 نفر دیگر منتقل شدیم به دانشکده چریک شهری «ملک مرزبان» در شهر کرکوک که پایگاه بزرگی بود.
 
* وقتی برای عملیات داخل ایران انتخاب شوید، به شما چه چیزی گفتند؟
 
از من پرسیدند کجا می‌خواهی عملیات کنی تهران یا شهر خودتان؟
 
گفتم چون در شهر خودمان من را می‌شناسند بهتر است آنجا نباشد ولی در تهران یا شهر دیگر حاضرم. تا اینکه شهر اصفهان را برای عملیات من در نظر گرفتند.
 
* پس پایگاه ملک مرزبان باید با بقیه پایگاه ها متفاوت باشد. چه آموزش هایی آنجا می‌دادند؟
 
آموزش‌های پایگاه ملک مرزبان که به آن دانشکده چریک شهری هم می‌گفتند در رابطه با عملیات های داخل بود.
 
در آنجا کار با انواع سلاح‌،‌ موتور سواری، ماشین سواری، آموزش جعل مدارک، شنود و در کل هر کاری که برای عملیات چریکی در داخل ایران لازم بود آموزش می‌دادند و هیچ نیرویی تا زمان اعزام، از پایگاه خارج نمی‌شد چون امکان داشت در تماس با بقیه پایگاه‌ها، اطلاعاتی لو برود.
 
افراد این پایگاه حتی در سازماندهی‌ها نیز شرکت نمی‌کردند.
 
* شما در طول حضور در سازمان از «عملیات های مهندسی» که اوائل دهه شصت و بعد از لو رفتن تعداد زیادی از خانه‌های تیمی سازمان شروع شد چیزی شنیدید؟ مثلا در مورد ربودن، شکنجه و کشتن سه پاسدار کمیته‌های انقلاب (طالب طاهری، محسن میر جلیلی و شاهرخ طهماسبی) چیزی می‌گفتند؟
 
شنیده بودم که در اوائل دهه شصت اتفاقی به نام شبکه «عبدالله پیام» در سازمان افتاد و قضیه از این قرار بود که فردی از نیروهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی در سازمان نفوذ کرد و از طریق وی تعداد زیادی از خانه‌های تیمی لو رفت و افراد زیادی نیز دستگیر شدند.
 
بعد از آن سازمان اعلام کرد هیچ رابطی در ایران ندارد. اما در مورد عملیات‌های مهندسی چیز زیادی نمی‌گفتند فقط در دوران آموزشی بود که یکی از افرادی که در قضیه سه پاسدار حضور داشت را دیدم.
 
اسم او «عبدالوهاب فرجی» معروف به «افشین» بود. البته خودش نگفت که چه کار کرده ولی مسئول آموزش ما (مهدی کتیرایی معروف به ساسان که در عملیات مرصاد کشته شد) جلوی بقیه بچه‌ها از او پرسید مثلا مانند همان کاری که با سه تا پاسدار کردی انجام بدهند؟
 
ساسان بعدا برایمان توضیح داد که افشین در قضیه شکنجه و کشتن سه پاسدار حضور داشته و همیشه هم این موضوع را با افتخار تعریف می‌کرد.
 
او گفت شما هم باید به جایی برسید که مانند افشین باشید. منظور او این بود که به حدی از قساوت برسیم که از کشتن و شکنجه افراد خصوصا پاسدارها کوچکترین ابایی نداشته باشیم.
 
* به موضوع خوبی اشاره کردید، بحث پاسدارها؛ در سازمان چه تبلیغی روی پاسدارها می‌شد؟
 
پاسدارها دشمن شماره یک سازمان به حساب می‌آیند و حتی مثلا در نشست قبل از عملیات فروغ جاویدان (مرصاد) مسعود خطاب به نیروها گفت: وقتی وارد تهران شدید هر کس را که دیدید بکشید خصوصا پاسدارها و بعد از 48 ساعت من وارد می‌شوم و دستور عفو عمومی می‌دهم!
 
آنجا روی پاسدارها آنقدر کار می‌کنند که هیچ کس از کشتن آنها ابایی نداشته باشد.
 
گاهی مانورهایی برای آموزش عملیات در داخل گذاشته می‌شد. یکی از دوستانم تعریف می‌کرد که باید یک موتور سوار را در مانور از روی موتور به زمین می‌انداختم و سریعا کارت شناسایی‌اش را می‌دیدم و اگر پاسدار بود او را می‌کشتم.
 
وقتی موتور سوار را به زمین زدم و کارتش را بیرون آوردم دیدم معلم است ولی باز هم او را زدم.
 
مسئولین آموزش بخاطر این کار من را تشویق کردند و گفتند وقتی معلمی اینقدر جسارت دارد که جلوی فرد مسلح بیاید حتما پاسدار است و باید او را کشت.
 
خلاصه همیشه می‌گفتند اگر پاسدار را نکشی او تو را می‌کشد. البته این القائات برای هر کسی که می‌بایست ترور می‌شد صورت می‌گرفت.
 
مثلا حتی اگر قرار بود یک راننده تاکسی ساده ترور شود، طوری علیه او تبلیغ می‌کردند که انگار بعد از آقای خمینی او نفر دوم رژیم است.
 
* خب حالا که بحث به اینجا رسید بهتر است قدری از فضای حاکم بر پایگاه‌ها و نحوه رفتار سازمان با نیروها برایمان توضیح دهید.
 
مناسبات در سازمان طوری بود که در ابتدا سعی می‌کنند علاقه طرف را به خانواده‌اش از بین ببرند. می‌گویند شما بعنوان یک رزمنده داوطلب برای آزادی ایران و نجات هم‌نوعان و خانواده‌های بدتر از خودتان تلاش می‌کنید و این تعلق‌خاطر به خانواده از انرژی شما در راه مبارزه کم خواهد کرد.
 
اگر به فکر خانواده باشید خالص نیستید و بجای اینکه صد در صد برای امر مبارزه به رهبری وصل باشید مثلا 95 درصد خواهید بود و آن 5 درصد بقیه در زمان مبارزه، دست و پای شما را می‌بندد. پس بهتر است همه چیز را کنار بگذارید. مسعود در یکی از پیامهایش گفته بود که خانواده، منبع فساد است و باید کاملا آن را فراموش کنید.
 
* ولی به هر حال گاهی انسان به یاد گذشته و خانواده‌اش می‌افتد.
 
درست است. در این صورت شما می‌بایست در گزارش روزانه خود بنویسی که مثلا من امروز 5 دقیقه به مادرم یا پدر یا هر کس دیگری فکر کردم و 5 دقیقه از رهبری قطع بودم و از مبارزه کم گذاشتم.
 
بعد در نشست‌های عملیات جاری که توضیح آن را خواهم داد این گزارش قرائت می‌شد و با شمار برخورد می‌کردند.
 
من شاهد بودم که چطور با خانواده های افراد برخورد می‌شد. گاهی پیش می‌آمد که فردی با خانواده یا همسر یا پدر و مادرش جذب سازمان می‌شد.
 
در ابتدای کار همه اعضای خانواده را از هم جدا می‌کنند و شما دیگر حق نداری به آنها فکر کنی بعد طوری روی ذهن شما کار می‌کنند که اگر قرار باشد در راه منافع سازمان پدر یا مادر خود را بکشی این کار را خواهی کرد.
 
از طرفی آنقدر برای افراد برنامه‌ریزی‌های مختلف می‌کنند که دیگر وقتی برای فکر کردن به خانواده برای کسی نمی‌ماند.
 
* اینکه گفتید در نشست عمومی با فرد برخورد می‌شود یعنی چه کار می‌کنند؟
 
برخورد به این صورت است که شخصیت طرف را خرد می‌کردند. در نشست عمومی یقه‌اش را می‌گیرند که چرا از مبارزه کم گذاشتی؟ چرا «مرز سرخ» را رد کردی و حرف‌هایی از این دست. این برخوردها طوری بود که از شکنجه فیزیکی غیر قابل تحمل‌تر است.
 
* شما اول بار چه زمانی مسعود رجوی را دیدید؟ بقیه کادرهای اصلی را چه طور، راحت می‌دیدید یا نه؟
 
به جز مسعود و مریم که در فرانسه بودند، بقیه فرماندهان و مسولان را گهگداری می‌دیدیم.
 
دیدن کسانی مثل «مهدی ابریشم‌چی» یا «سیاوش» و یا «منوچهر الفت» که از بچه‌های قدیمی سازمان در زمان شاه بودند، برای ما افتخاری بود.
 
مسعود را اولین بار در جمع‌بندی عملیات چلچراغ در سال 67 دیدم و از اینکه رهبری سازمان را از نزدیک می‌دیدم احساس خوبی داشتم.
 
حالا جالب اینجاست که همین دیدن مسعود برای اولین بار را باید گزارش می‌کردی که وقتی او را دیدید چه احساسی داشتی؟ فقط هم باید نکات مثبت را می‌نوشتی.
 
مثلا می‌گفتی با دیدن او فهمیدم که من دیر جذب سازمان شدم، اشتباه کردم، باید زودتر مثلا سال 60 جذب می‌شدم و حرف‌هایی از این دست.
 
در سازمان باید بدانی که همه اشکال‌ها از توست و آن کس که هیچ اشکالی ندارد، مسعود رجوی است.
 
* شما از چه سالی وارد پادگان اشرف شدید؟ فضای حاکم بر پادگان اصلی سازمان چه طور است؟
 
اشرف یک پادگان نظامی است که من از سال 66 وارد آنجا شدم با این تفاوت که شما در پادگان می‌توانی روزهای پنجشنبه و جمعه را مرخصی بگیری و از آن خارج شوی ولی در اشرف این طورنیست. شما حق خارج شدن از پادگان را نداری مگر اینکه یا مریض خاصی داشته باشی یا مثلا زیارت کربلا باشد که آنهم نه به صورت فردی بلکه دسته‌جمعی و یا اینکه از نیروهای پشتیبانی باشی که سازمان به تو اعتماد صد در صد داشته باشد.
 
اگر اعتراضی هم بکنی می‌گویند تو یک نیروی پیشتاز هستی که با میل خودت به اینجا آمدی. مگر تو یک نیروی عادی هستی؟ برای چه می‌خواهی به شهر بروی؟ هوای بورژوازی به سرت زده؟ مگر در شهر چه خبره؟
 
در پادگان اشرف همه چیز از خوراک و پوشاک با سازمان بود و شما فقط به عنوان نیروی رزمنده برایشان می‌جنگی.
 
آنجا کسی حقوق ندارد، وسایل زندگی در اختیار کسی نیست، دقیقا مثل یک پادگان نظامی. کسی نمی‌توانست بنابر سلیقه خودش رفتار کند.
 
کسی تلویزیون یا رادیوی شخصی در اختیار نداشت. در آنجا شما هر روز باید گزارش کار بدهی و این گزارش کار در نشست عمومی خوانده می‌شود که به آن «عملیات جاری» گفته می‌شود.
 
این نشست هر شب برگزار شده و هر کسی باید گزارش کار خود را بخواند.
 
* وضعیت‌ زن‌ها چه طور بود؟ آیا مثلا در عملیات‌های مهم از آنها استفاده می شود؟
 
عملیات آفتاب که قبل از چلچراغ انجام شد اولین باری بود که زنها مستقیما وارد صحنه درگیری شدند.
 
تا قبل از آن، یا نیروی پشتیبانی بودند و یا درعملیات‌های منطقه‌ای و خمپارزدن‌ها شرکت می‌کردند.
 
بعدا مسعود از قول مریم گفت که زن‌ها توانمندی‌های زیادی دارند و می‌توانند مسولیت‌های بالاتری بگیرند.
 
مسعود همیشه می‌گفت: مشکل انقلاب‌هایی مثل نیکاراگوئه، امریکای لاتین یا چین این بود که نتوانستند مشکل برابری مرد و زن راحل کنند و این را به افراد بفهمانند که یک مرد با نگاه یک انسان به زن نگاه کند.
 
به همین خاطر چون زن همواره مورد استثمار قرار داشته، ما مسولیت آنها را از مردها بالاتر قرار می‌دهیم.
 
از آن زمان «بند دال» که مسولیت پذیری زنان در سازمان بود، اجرا شد.
 
زن در سازمان تابوی مرد است و هرگونه علامتی که قدرت جنسی مرد را تحریک کند باید منع ‌شود.
 
در واقع بحث انقلاب ایدئولوژیک را می‌خواهند از راه فیزیکی و با زور حل کنند.
 
* نشست‌های غسل هفتگی هم به این موضوع مربوط است؟
 
بله، در نشست‌های غسل‌ هفتگی هم مثل عملیات جاری باید گزارش کار بدهی و بگویی که مثلا روز شنبه با دیدن فلان هنرپیشه فیلم خارجی یاد فلان زن فاحشه در ایران زمان شاه افتادم یا با دیدن فلان خواهر در بیرون یاد فلان هنرپیشه افتادم و دچار «بند جیم» (تحریک جنسی) شدم.
 
* شما هم گزارش غسل هفتگی می‌دادید؟
 
بله. همه باید این کار را می‌کردند ولی بعد از چند بار گزارش، حرفها تکراری می‌شد.
 
دیگر چقدر بنویسیم فلان فیلم را دیدیم و یاد فلان فرد افتادم. فلان زن رادیدم یاد فلان هنرپیشه افتادم! دیگر مسخره شده بود. خودشان هم این موضوع را می‌دانستند که بی‌فایده است ولی در سازمان رسم نبود که بگویند ما اشتباه کردیم.
 
* برای مثال اگر کسی قصد ازدواج و تشکیل خانواده را داشت چطور با او رفتار می‌کردند؟
 
در خواست ازدواج برای افراد نوعی بی کلاسی بود. چرا که بنابر القائات سازمان ما افرادی بودیم که با مردم عادی فرق داشتیم و برای امر مهم مبارزه برای آزادی کشورمان می‌جنگیدیم، پس نبایستی فکر خود را صرف مسائل بی اهمیتی از این دست می‌کردیم.
 
اما اگر کسی پیدا می‌شد که اصرار بر ازدواج داشت در مواردی سازمان کوتاه می‌آمد، البته تا سال 68.
 
نحوه ازدواج هم به این صورت بود که سازمان آلبوم عکسی از زنان مورد نظر خود را به فرد نشان می‌داد و می‌گفت باید با یکی از اینها ازدواج کنی و بعد هم روز پنجشنبه یا جمعه چند نفر جمع می‌شدند و خطبه عقد خوانده می‌شد و این کل مراسم ازدواج بود که البته این امر به ندرت اتفاق می‌افتاد.
 
بهمین خاطر فحشا و فساد اخلاقی در بین نیروها و حتی در کادرهای بالا بسیار زیاد بود.
 
هر چند مسعود اعلام می‌کندکه من این موضوع را برای نیروها حل کردم ولی این حرف‌ها دروغ است.
 
* قدرت تحلیل و تفکر نیروها در چه حدی است؟ مثلا چقدر قادر به تحلیل اوضاع روز جهان و ایران بودید؟
 
تقریبا صفر. شما دقت کنید نیرویی که حدود 20 سال حتی از پادگان خود اجازه بیرون رفتن ندارد و فقط اخباری در اختیارش قرار می‌گیرد که از فیلتر سازمان رده شده باشد چطور می‌تواند قدرت تحلیل داشته باشد.
 
شما الان که خیلی از مواضع و مسایل سازمان را که نگاه می‌کنید از فرط مسخرگی خنده‌تان می‌گیرد ولی وقتی در درون سازمان باشی این طور نیست.
 
در آنجا هیچ تلویزیون، رادیو، روزنامه و رسانه‌ای جز رسانه‌های مربوط به خود سازمان وجود نداشت.
 
نیرویی که در پادگانی مثل اشرف حضور دارد کوچکترین خبری از ایران نداشت مگر آنچه «سیمای مجاهد» یا «صدای مجاهد» به او می‌گوید.
 
هیچ‌گونه فیلم، اخبار و یا حتی برنامه‌های ورزشی از ایران پخش نمی‌شود.
 
* مثلا افراد نیروهای سازمان کسی به نام علی دایی را می‌شناختند؟
 
شاید باور نکنید ولی کسی مثل علی دایی را که در ایران شناخته شده است، آنجا کسی نمی‌شناخت.
 
یک مرتبه ما اصرار کردیم فوتبال ایران را در جام جهانی ببینیم قبول نکردند.
 
هر چیز که بویی از ایران داشت ممنوع بود و این سازمان بود که ذهنیت بچه‌ها را نسبت به ایران می‌ساخت.
 
اگر دقت کنید تقریبا همه افرادی که هم دوره ما بودند یا دیپلم هستند یا زیر دیپلم. چون سازمان اجازه تحصیل به کسی نمی‌داد. تحصیل برای نیرو یک سم بود کسی که دنبال تحصیل برود ذهنش باز می شود و دیگر هر حرفی را به راحتی قبول نمی‌کند و این برای سازمان یک خطر محسوب می‌شود.
 
* از اخباری که از ایران در اختیار شما قرار می‌گرفت می‌توانید مثالی برایمان بزنید؟
 
یک مرتبه از سیمای مجاهد خبری از ایران پخش شد با این موضوع که یکی از فرماندهان انتظامی تهران اعلام کرده است 500 نفر از معتادین شهر را دستگیر کرد‌ه‌ایم.
 
این خبر روزها موضوع بحث در نشست‌های عمومی بود.
 
مسعود می‌گفت: نگاه کنید در ایران که اینهمه اختناق و سانسور خبری وجود دارد وقتی یکی از فرماندهان پلیس می‌گوید 500 نفر را گرفتیم ببنید چقدر معتاد در تهران وجود دارد که اینها حاضر شدند به 500 نفر اعتراف کنند.
 
نتیجه این جلسات این شد که وقتی من در سال 83 خواستم به ایران برگردم به دوستم گفتم الان در ایران، معتادها در کوچه‌ها و خیابان‌ها ریخته‌اند. سر هر کوچه‌ای یکی را اعدام کرده‌اند وضع مردها و زن‌ها چنین و چنان است همه اعضای خانواده ما معتاد شده‌اند. این ذهنیت ما از ایران تا سال 83 بود.
 
البته باور این حرف‌ها سخت است ولی فضای ذهنی نیروها در سازمان واقعا همین طور بود.
 
برای اینکه بهتر متوجه شوید که ما چقدر از اوضاع دنیا بی خبر بودیم خاطره جالبی برایتان تعریف کنم.
 
سال 76 بود که به همراه یکی از دوستان برای خرید چند دستگاه اتوبوس به مرز اردن رفتیم.
 
وقتی سفارش اتوبوس‌ها را دادیم فروشنده با تعجب نگاهی کرد و گفت شما از کجا آْمده‌اید؟ این اتوبوس‌ها سال‌هاست که از دور خارج شده!
 
ما که متوجه موضوع شده بودیم، گفتیم ما از شهرهای دور ترکیه آمدیم و این اتوبوس‌ها آنجا کارآیی دارد و به این ترتیب اوضاع را ماس مالی کردیم.
 
اخباری هم که از سازمان در اختیار افراد گذاشته می‌شود همگی حاکی از حرکت سازمان به سوی قله و پیروزی بود.
 
* در مباحث ایدئولوژیک چطور؟ در کلاس‌ها چه چیزهایی را مطرح می‌کردند؟
 
سازمان در مباحث ایدئولوژیک هیچ کس را غیر از مسعود قبول ندارد که بخواهد در این رابطه تحقیق و مطالعه کند یا نظری بدهد. تحلیل برای افراد سم است.
 
مثلا اگر کسی قرآن بخواند و آن را تفسیر کند این برداشت یعنی ضد رجوی عمل کردن. هر چیزی باید ابتدا از فیلتر رجوی رد شود. خواندن قرآن بدون اجازه و به صورت غیرجمعی، کفر محسوب می‌شود. شما حق تحلیل ندارید.
 
اگر مطلبی هم به ذهن شما خطور کرد باید آن را گزارش کنی تا مسولین آن را در بالاترین سطح سازمان تصحیح کنند و بعد ارایه بدهند. هر چند خواندن قرآن در میان افراد سازمان اصلا رسم نیست.
 
حتی وقتی یک مرتبه یکی از بچه‌ها در نشستی یک آیه از قرآن خواند، مسعود گفت خدا را شکر یکی پیدا شد که یک آیه از قران بلد باشد و این عین واقعیت بود.
 
در مورد کتاب‌های دیگر مثل نهج‌البلاغه هم همین‌طور. کسی حق خواندن انفرادی نداشت می‌بایست تعدادی جمع می‌شدند و یک نفر طبق تفسیر سازمان برایشان نهج‌البلاغه می‌خواند و البته اینکار زمانی امکان‌پذیر بود که افراد در بیکاری محض باشند که این امر هم تقریبا اتفاق نمی‌افتاد و این یعنی رجوی هر برداشتی که بخواهد می‌کند و کسی حق اعتراض ندارد.
 
* در دوره آموزش‌ نظامی مثلا دوره‌ای که در دانشکده چریک‌ شهری بودید هم آموزش‌های سیاسی و ایدئولوژیک داشتید؟
 
بله، دانشکده دو قسمت داشت یکی نظامی و دیگری سیاسی. یادم هست نواری به نام «صدای سردار» را که سخنرانی موسی خیابانی در اوایل بهمن و قبل از کشته شدن او بود به عنوان آموزش استفاده می‌کردند.
 
خیابانی در این نوار تمام خط و خطوط و استراتژی سازمان، اینکه چرا مسعود به خارج از کشور رفت و اشرف (ربیعی، همسر اول مسعود) را تنها گذاشت و داستان پرواز آنها را تعریف می‌کرد.
 
این نوار به عنوان یک سند مهم در سازمان، آموزش داده می‌شد و بعد از هر کلاس، بعدازظهر را فرصت می‌دادند تا فکر کنی و گزارش بدهی که چه چیزی یادگرفتی؟ قبلا چه فکری می‌کردی و الان چه فکر می‌کنی؟
 
* خب، گفتید که شما برای انجام عملیات در داخل ایران انتخاب شدید. ماموریت شما چه بود؟
 
سال 65 به ما ماموریت دادند تا برای زدن راهپیمایی 22 بهمن اصفهان به ایران بیاییم.
 
تیم ما دو نفر بود. نفر دوم که ارشد تیم هم حساب می‌شد، اهل خود اصفهان بود.
 
قرار شد تا همزمان با عملیات ما در اصفهان، یک تیم 2 نفره هم راهپیمایی شیراز را بزند.
 
عازم پاکستان شدیم و حدود 8 ماه آنجا ماندیم. قاچاقچی معروفی در پاکستان بود که با سازمان همکاری نزدیکی داشت.
 
سلاح‌هایی که در اختیار دانشتیم کلاشینکف، کلت، چند خشاب، چند نارنجک و دو عدد قرص سیانور بود که در بدنمان جا سازی کردیم.
 
لوله کلاش را بریدیم و قنداق آن را هم حذف کردیم تا در زیر بغل جا سازی شود. بقیه سلاح‌ها را هم در شکم بند جا سازی کردیم.
 
* در مورد استفاده از قرص سیانور چه چیزی به شما گفتند؟
 
به ما گفتند قرص را زیر زبان خود بگذارید و هنگامی که خواستند شما را دستگیر کنند و چاره دیگری نبود با دندانتان قرص را بشکنید و با زبان آن را به سقف دهانتان بکوبید. خونی که از دهانتان می‌آید با سیانور آمیخته شده و شما را می‌کشد.
 
* در برابر این حرف‌ها مقاومت نکردید؟
 
شما نگاه کن وقتی من بعنوان رزمنده سازمان به جایی می‌رسم که حاضرم برای زدن مردم و انجام عملیات به داخل کشور بیایم، یعنی به مرحله‌ای از اعتقاد رسیده‌ایم که حاضرم هر کاری را انجام دهم.
 
* خب، گفتید که عازم زاهدان شدید...
 
بله، نزدیک بهمن ماه بود که وارد زاهدان شدیم و بعد از رد شدن از این شهر در کوههای زاهدان منتظر بودیم تا قاچاقچی که قرار بود ما را به اصفهان ببرد بیاید ولی دو روز گذشت و او نیامد.
 
بعد فهمیدیم که ترسیده و جا زده. ما هم نتوانستیم برویم و برگشتیم عراق.
 
در واقع سازمان با انجام این عملیات قصد داشت تا در اصفهان اعلام حضور کند. چون چند ماه قبل از آن تعداد زیادی از نیروهای سازمان در اصفهان دستگیر یا کشته شده‌ بودند.
 
* شرکت در عملیات‌ها چه امتیازی برای نیرو داشت؟
 
شرکت در عملیات، امتیاز بزرگی برای یک نیرو بود و کسی که قصد عضویت داشت اگر قبلا در عملیاتی شرکت کرده بود بدون چون و چرا جذب می‌شد.
 
کسی هم که در عملیات شرکت می‌کرد یک پروسه 4 ساله را طی می‌کرد. یعنی اگر H (هوادار) بود، تبدیل به K (عضو) می‌شد.
 
شرکت در عملیات هم به این صورت بود که ارشد تیم در گزارش‌ نهایی‌اش همه حرکات و گفته‌های دیگر اعضا را یادداشت می‌کرد و اگر کسی از انجام عملیات انصراف می‌داد در جاهای دیگر مثل آشپزخانه و یا حتی نگهداری از حیوانات به کار گرفته می‌‌شد تا ببینند می‌تواند ادامه دهد یا نه.
 
* گویا در سال 65 استراتژی سازمان در انجام عملیات ها عوض شد...
 
بله، همان سال بعد از ورود مسعود به بغداد پس از جلسه جمع بندی، بحث عملیات‌های تپه‌زنی در مرزها مطرح شد. چرا که در داخل خیلی از عملیات‌ها شکست می‌خورد و کسی بر نمی‌گشت.
 
طبق آماری که همان موقع اعلام کردند نسبت کشته‌های سازمان به کشته‌های جمهوری اسلامی 10 به 2 بود.
 
مسعود می‌گفت بجای عملیات در داخل، پایگاه‌های ایران در مرزها را می‌زنیم که هم درصد موفقیت بالاتر است و هم راحت‌تر است.
 
در واقع با این کار قصد بالا بردن آمار کشته‌های ایران را داشتند و دیگر لازم نبود برای انجام عملیات، خطر تا تهران رفتن را به جان بخرند.
 
این روند تا عملیات آفتاب در اوایل سال 67 ادامه داشت. عملیات آفتاب اولین عملیاتی بود که تیپ‌ها و دسته‌های سازمان وارد صحنه درگیری شدند.
 
البته عملیات آفتاب بیشتر به منظور انجام شناسایی از محل عملیات بعدی یعنی چلچراغ صورت گرفت که قرار بود در مهران انجام شود.
 
* شما آن موقع در کدام قسمت از سازمان مشغول بودید؟
 
من از یک ماه قبل در واحد توپخانه مستقر شدم. شب قبل از انجام عملیات، تعداد زیادی کاتیوشا و توپخانه‌ عراق هم اضافه شدند و همزمان با هم شروع به شلیک کردیم تا نیروهای سازمان بتوانند وارد شوند.
 
نیروهای ایران تا ساعت 4 صبح مقاومت می‌کردند و این مقاومت طوری بود که فرماندهان عراقی به مسعود گفتند امکان ورود به مرز ایران نیست. ولی سازمان قبول نمی‌کرد.
 
توپخانه عراق تا 2 ، 3 روز بدون وقفه شلیک می‌کرد.
 
* سازمان اعلام کرد ما در این عملیات تعداد زیادی توپخانه داشتیم این حرف چقدر درست است؟
 
این حرف دروغ محض است. من خودم آن زمان در توپخانه بودم. سه قبضه توپ 130 و سه تا هم 122 خودکششی داشتیم که یکی از توپ‌های 130 هم همان اول کار گیر کرد و با بقیه هم تنها یک روز و نیم توانستیم شلیک کنیم.
 
اصلا تا آن زمان کسی در سازمان، آموزش توپخانه چندانی ندیده بود و آموزش ها بعد از عملیات فروغ تازه شروع شد که بحث مکانیزه کردن ارتش آزادیبخش پیش آمد.
 
سازمان ید طولایی در بزرگ نشان دادن دستاوردهای خود دارد. یک مرتبه هم که به خاطر آزادی مریم از زندان پاریس، جمعیتی حدود 3، 4 هزار نفر در محل امجدیه در اشرف جمع شدند، سازمان اعلام کرد این جمعیت حدود 70 هزار نفر بوده است! آخر اشرف به آن کوچکی چطور می‌تواند این جمعیت را در خود جای دهد؟!
 
* خب، اگر موافق باشید کم کم وارد بحث عملیات «مرصاد» و یا به قول سازمان، «فروغ جاویدان» بشویم.
 
بعد از قبول قطعنامه از سوی ایران بود که سریعا مسعود جلسه‌ای گذاشت و گفت باید تا یک هفته دیگر به ایران حمله کنیم چرا که قبول قطعنامه از سوی جمهوری اسلامی نشان دهنده ضعف نیروهای ایرانی در جبهه‌های جنگ است و گفت ما مقصر بودیم که ایران قطعنامه را قبول کرد.
 
چون وقتی ما در عملیات چلچراغ مهران را تصرف کردیم، شعار «امروز مهران، فردا تهران» سر دادیم و رژیم ایران ترسید که ما بتوانیم وارد تهران شویم و بهمین خاطر سریعا آتش بس را پذیرفت.
 
بعد از این صحبت‌ها بود که سازماندهی جدید شروع شده و تیپ‌ها و لشکر‌های جدید تشکیل شدند.
 
بعدها مسعود عنوان کرد که در یک طرح هماهنگ با ارتش عراق قرار شد آنها از جنوب به ایران حمله کنند تا ما بتوانیم براحتی از سمت غرب پیشروی کنیم.
 
* شما شب قبل از شروع عملیات در جلسه معروف به توجیه فروغ یا خداحافظی حضور داشتید؟
 
بله، همه نیروها بودند. مسعود در آن جلسه سخنرانی مفصلی کرد و گفت همین فردا باید حرکت کنیم و حتی به مهدی ابریشیم‌چی هم که فرمانده محور تهران بود گفت: وقتی به تهران رسیدید اتاق کار سابق من در خیابان علوی را آماده کنید تا من بیایم و در آن مستقر شوم بعد خطاب به نیروها گفت بعد از ورود به تهران تا 48 ساعت هر کاری خواستید بکنید و هر کسی را که خواستید بکشید تا اینکه من فرمان عفو عمومی بدهم!
 
* نیروها چقدر به موفقیت در این عملیات امیدوار بودند؟
 
ما فکر می‌کردیم که واقعا این طرح، عملی است. مسعود می‌گفت نیروهای ایران دیگر انگیزه جنگیدن ندارند و مردم هم خسته شده‌اند و منتظر جرقه‌ای هستند تا شورش کنند و وقتی گفتیم در بعضی یگان‌ها کمبود نیرو داریم مسعود می‌گفت نگران نباشید در اولین شهر که وارد شویم مردم به ما می‌پیوندند و کمبودها جبران می‌شود.
 
از طرفی هم برای نیروهایی که با انگیزه جنگیدن به سازمان پیوسته بودند، این عملیات آخرین فرصت بود یا می‌کشتیم و پیروز می‌شدیم یا کشته می‌شدیم.
 
* ولی همان موقع نیروهای ایران تواسته بودند ارتش عراق را در جنوب ایران عقب بزنند این برای شما جای سوال نبود که چطور کشوری که ضعیف شده می‌تواند چنین کاری کند؟
 
شما باید به این نکته توجه کنید که ذهن ما (نیروها) یک ذهن تاکتیکی نبود و این مسائل را نمی‌دانستیم.
 
مثال ما، مثال اسکی‌بازی بود که روی برف احساسات لیز می‌‌خورد. ما قدرت تحلیل نداشتیم و حتی نمی‌توانستیم روی نقشه کار کنیم.
 
فرماندهان به ما می‌گفتند همین مسیر مستقیم را که برویم، بدون مقاومت به کرمانشاه می‌‌رسیم و از آنجا هم همدان، ساوه، آوج و بعد تهران. ما هم قبول کردیم.
 
الان که نگاه می‌کنیم می‌توانیم بفهمیم این نوع عملیات از اول شکست خورده بود.
 
استفاده از زره پوش‌های لاستیک‌دار و حرکت در یک خط، آن هم روی جاده آسفالت، امکان موفقیت نداشت ولی آن موقع کسی از نیروها این چیزها را نمی‌دانست.
 
در واقع آن شب، شب اتمام حجت مسعود با بچه‌ها بود و طوری صحبت کرد که همه نیروها می‌گفتند همین امشب حمله را شروع کنیم.
 
حتی برخی افراد در شبانه روز 2 ساعت می‌خوابیدند و فقط کار می‌کردند بهمین خاطر خیلی از نیروها در حمله فروغ از فرط خستگی در میدان نبرد خوابشان برد!
 
* برای انجام عملیات آموزش خاصی هم دیدید؟
 
آموزش‌های مختصری بود آنهم برای کسانی که 2، 3 روز قبل از اروپا برای شرکت در عملیات آمده بودند و آن هم فقط آموزش تیر اندازی با کلاش و کلت.
 
کسانی که حین عملیات می‌رسیدند همین مختصر آموزش را هم نمی‌دیدند فقط سلاحشان را می‌گرفتند و به میدان جنگ فرستاده می شدند.
 
سازمان به دروغ به آنها می‌گفت الان در کرمانشاه هستیم شما هم به آنجا بروید.
 
افرادی بودند که در اروپا بچه خود را تحویل همسایه داده بودند تا به عملیات برسند. کسانی که حتی دست چپ و راست خود را نمی‌دانستند، چه برسد به استفاده از سلاح.
 
* نیروهایی که در این عملیات شرکت داشتند شامل 3 دسته می‌شدند یک دسته اعضای قدیمی سازمان که آموزش دیده بودند، یک دسته اعضایی که از کشورهای دیگر اضافه شدند و دیگری هم اسراء سازمان. در مورد دو دسته آخر قدری برایمان توضیح بدهید.
 
نیروهایی که از خارج آمده بودند آموزش ندیده بودند و با این انگیزه در عملیات شرکت می‌کردند که از این خوان نعمت بهره‌ای ببرند و به این امید بودن که مثلا رژیم تغییر کند و آنها به پست و منسبی برسند که اکثرا هم در عملیات کشته شدند.
 
اما وضعیت اسرا از این هم وخیم تر بود.
 
* چطور؟
 
برخی از این اسرا، اسیران ایرانی موجود در زندان‌های عراق بودن که آنجا به بدترین شکل با آنها رفتار می‌شد.
 
سازمان از این فرصت استفاده کرد و به آنها گفت اگر برای شرکت در عملیات به ما بپیوندید آزاد خواهید شد.
 
برخی از آنها به این امید که بتوانند در حین عملیات فرار کنند، قبول کردند. اما غالب این اسرا کسانی بودند که در عملیات آفتاب اسیر شده بودند که تعدادشان به حدود 300 نفر می‌رسید.
 
این اسرا بیشتر از نیروهایی بودند که در سردشت، تعدادی در فکه و تعدادی هم حین عملیات چلچراغ اسیر شده بودند و همه این اسرا در پادگان «دبس» در کرکوک نگهداری می‌شدند که اردوگاه اسرای سازمان بود.
 
وقتی عملیات شروع شد سازمان مجبور بود از حداکثر نیروها استفاده کند بهمین دلیل سراغ این اسرا رفت. برخی از اسرا اعلام آمادگی کردند که تعدادشان کم بود.
 
بقیه آنها را در اتاقی حبس کردند و مقداری آب و غذا برایشان گذاشته و به آنها گفتند هر موقع در عملیات پیروز شدیم می‌آییم سراغ شما و رفتند.
 
یکی از مسئولان عملیات به نام «احمد واقف» گفت روز دوم مجددا سراغ آنها رفتیم و گفتیم ما توانستیم کرمانشاه را تصرف کنیم هر کس می‌خواهد بیاید.
 
تعدادی گول خوردند و آمدند و مابقی را دوباره حبس کرده و رفتیم. به این ترتیب حدود 40 نفر از اسرا در عملیات شرکت کردند که اکثر آنها در صحنه عملیات گریختند.
 
سازمان هم این موضوع را می‌دانست ولی می‌گفتند چاره‌ای نیست باید تعداد نیروها را افزایش داد. این زمانی بود که «کرند» در حال تصرف توسط نیروهای ایران بود و این یعنی محاصر نیروهای سازمان در اسلام آباد.
 
* شما در عملیات مرصاد هم در توپخانه بودید؟
 
بله، فرمانده لشکرمان هم مهین رضایی معروف به آذر بود. روز عملیات یک توپ 122 همراه 2 دستگاه آیفا مهمات تحویل ما شد که 4 نفر بودیم.
 
تا اسلام آباد درگیری خاصی نداشیتم تا اینکه به حسن آباد رسیدیم. آنجا درگیری کوچکی رخ داد ولی توانستیم راه را باز کنیم. تا به تنگه چهار زبر (تنگه مرصاد) رسیدیم که درگیری اصلی شروع شد.
 
حوالی 10 صبح بود که از ناحیه شکم مجروح شدم و من را به زیر پل حسن آباد منتقل کردند که اکثر زخمی‌های مرصاد آنجا بودند.
 
از حسن آباد به فرمانداری اسلام آباد رفتیم تعداد زخمی‌ها خیلی زیاد بود و اکثرا حال وخیمی داشتند.
 
ما را از آنجا به کرند و سپس به سر پل ذهاب بردند و از سرپل ذهاب بوسیله هلی‌کوپتر عراقی ما را به بیمارستانی در بغداد منتقل کردند.
 
هوا در حال تاریک شدن بود که تعداد زخمی‌ها در بیمارستان بقدری شد که مابقی مریض‌ها را از آنجا منتقل کردند و بیمارستان بصورت کامل در اختیار سازمان قرار گرفت.
 
من از ناحیه شکم تیر خورده بودم و حال خوبی نداشتم. جالب اینجاست که بعد از اتمام عملیات و شکست کامل سازمان برخی نیروها پیش ما می‌آمدند و به دروغ می‌گفتند که کرمانشاه را تصرف کردیم و آنجا مستقر هستیم! من 8 ماه بستری بودم و بعد از آن هم تا 2 سال تحت نظر دکتر قرار داشتم.
 
* دوستانتان از صحنه درگیری مطلب خاصی به شما نگفتند؟
 
یکی از آنها خاطره‌ای تعریف کرد که بد نیست اینجا بازگو شود تا ببینید رافت و عطوفتی که سازمان و مسعود رجوی از آن دم می‌زد به چه گونه بود.
 
استراتژی سازمان در عملیات فروغ، استراتژی «پرچم نظامی» بود. یعنی هر کس که جلوی شما را گرفت او را بکشید و این «هر کس» یعنی پاسدار.
 
یکی از دوستان تعریف می‌کرد که تعدادی از نیروهای پاسدار را در عملیات فروغ اسیر کردیم و آنها را با دست بسته در گوشه‌ای نگه داشتیم.
 
هوا خیلی گرم بود و اینها تشنه بودند. یکی از افراد پیش فرمانده گردان یعنی عبد الواهب فرجی (افشین) رفت و از او پرسید با این اسرا چه کار کنیم؟ افشین که علاقه زیادی به کلت داشت اسلحه‌اش را بیرون آورد و با اشاره گفت همه آنها را آب بدید. با اشاره افشین همه اسرا تیر باران شدند و اجساد آنها روی هم ریخته شد و از آن عکس گرفتند.
 
این عکس تا مدتها به عنوان یکی از مهمترین دستاوردهای عملیات فروغ جاویدان در جلسات معرفی می‌شد.
 
* بازتاب شکست عملیات فروغ در داخل سازمان چطور بود؟
 
بازتاب این شکست آنقدر وحشتناک بود که مسعود تنها یک هفته بعد از آن، اعلام نشست عمومی کرد و دستور داد تا همه نیروها حتی مجروحین را از بیمارستان به این نشست بیاورند.
 
من آن موقع در بیمارستان بستری بودم با همان تخت بیمارستان مرا به سالن آوردند.
 
وضع خیلی خراب بود و اکثر نیروها بریده بودند. از یک طرف به تهران نرسیده بودیم و از آن بدتر اینکه دوباره به عراق برگشتیم و نمی‌دانستیم آینده چه می‌شود. آتش بس هم که برقرار شده بود.
 
* سازمان برای ترمیم این وضعیت چه کار کرد؟
 
مسعود در آن نشست شروع به توجیه کرد و این کار را هم خوب بلد بود. مثلا می‌گفت ما در این عملیات 1500 کشته دادیم در حالی که توانستیم 55 هزار نفر از نیروهای رژیم را بکشیم(!) و حرف‌هایی از این دست.
 
با این حال فضای بعد از مرصاد بسیار سنگین بود. سازمان برای شکستن این فضا اقدام به وارد کردن نیروهای جدید از اروپا کرد. به آنها می‌گفتند چند ماه برای آموزش بیایید و هر کس که خواست می‌تواند بعد از آموزش برگردد.
 
مسعود می‌گفت ما خودمان را برای عملیات فروغ 2 آماده می‌کنیم، ولی دیگر فایده‌ای نداشت. این وضع ادامه پیدا کرد تا اینکه بعد از حمله امریکا به عراق به اوج خود رسید.
 
* با نیروهای بریده چگونه رفتار می‌کردند؟
 
روال بر این بود که وقتی کسی از سازمان می‌‌برید، ابتدا سعی می‌کردند با صحبت او را منصرف کنند اگر جواب نمی‌داد در جلسه عمومی موضوع را مطرح می‌کردند و رکیک‌ترین توهین‌ها به او می‌شد.
 
اگر باز هم جواب نمی‌داد مسئولان عالی رتبه سازمان با او صحبت می‌کردند و در نهایت تحویل زندان ابوغریب می‌شد.
 
در این مقطع به اصطلاح می‌گفتند «نفت او سوخته و آتش به فیتله رسیده است.»
 
* شما بعنوان کسی که تا سال 83 در سازمان حضور داشتید بفرمایید فضای بعد از شکست مرصاد تا سال 83 در سازمان چطور بود؟
 
همان طور که گفتم اوضاع بعد از حمله آمریکا به عراق بسیار وخیم شد و این فضا با اتفاقات دیگری مثل خلع سلاح سازمان و دستگیری مریم در پاریس دیگر قابل تحمل نبود.
 
نیروها هم هر روز بیشتر به تناقض می‌رسیدند و سازمان برای جمع کردن خود به هر دری زد.
 
در مقطعی اعلام شد هر کس تناقضی دارد بیاید و مطرح کند ولی منتظر جواب نباشد.
 
هر هفته جمعه‌ها جلسه عمومی تشکیل می‌شد و در آن به بررسی اوضاع داخلی ایران می‌پرداختند و در آخر هر جلسه به این نتیجه می‌رسیدند که رژیم ایران تا آخر این هفته سقوط خواهد کرد. دیگر این حرف‌ها در بین بچه‌ها حالت جوک پیدا کرده بود.
 
* این تناقض‌هایی که می گویید چطور شکل می‌گرفت؟
 
این تناقض‌ها به خاطر دروغ‌هایی بود که از طرف سازمان به بچه‌ها گفته می‌شد. مثلا مسعود می‌گفت رهبری سازمان در هر حالی جلودار سازمان خواهد بود ولی ناگهان ما دیدیم نه تنها آنها اصلا در عراق نیستند بلکه مریم در فرانسه دستگیر شده است.
 
یا مثلا اگر قرار بود پولی از سازمان خرج شود مسئولین می‌گفتند این پول خون شهداست و نباید آن را به راحتی خرج کرد ولی خودشان در خرج این پول‌ها از همه بدتر بودند.
 
یادم هست یک مرتبه که برای انجام کاری از صبح تا غروب بیرون بودم نزدیک ظهر برای ناهار یک ساندویچ خریدم و خوردم و وقتی برگشتم فاکتور آن را به مسئولم ارائه کردم. به خاطر همین یک ساندویچ پدری از من درآوردند که باور کردنی نبود.
 
می‌‌‌‌‌گفتند رفتی با پول خون شهدا ساندویچ خوردی؟ ولی خودم شاهد بودم که چطور برای جلسات خود ولخرجی می‌کردند.
 
مسعود یک ماشین بنز آخرین مدل داشت که این اواخر از ترس مصادره اموال سازمان، آن را فروخت. خب، ما این تناقض‌ها را می‌دیدیم که برایمان قابل حل نبود.
 
* با رحلت حضرت امام(ره) سازمان چه کرد؟ برنامه خاصی نداشتید؟
 
ساعت 2 نیم شب بود که خبر فوت امام به سازمان رسید همان نیمه شب نیروها را بیدار کردند و اعلام جشن عمومی شد. تیر هوایی شلیک می‌کردند و شیرینی می‌دادند و مسعود هم سریعا نشست عمومی گذاشت و گفت که ما آماده حرکت به سمت ایران هستیم فقط باید موافقت صاحب خانه یعنی صدام را هم جلب کنیم ولی چند روز گذشت و خبری نشد.
 
سازمان اعلام کرد که صدام به دلایلی با این موضوع مخالف است. مسعود همیشه بعد از مرصاد می‌گفت برای حمله به ایران یا باید مردم علیه حکومت شورش کنند یا اینکه اتفاق مهمی مثل فوت امام رخ بدهد.
 
* قضیه خلع سلاح چطور پیش آمد؟
 
فروردین 82 که قرار بود به ایران حمله کنیم ولی خبری نشد و در همین اوضاع و احوال بود که بغداد هم سقوط کرد.
 
مسعود اعلام کرد باید تسلیم امریکایی‌ ها شویم چون سلاح را می‌توان دوباره به دست آورد ولی به دست آوردن نیرو خیلی سخت است.
 
می‌گفت اگر با امریکا وارد مذاکره شویم در صورت حمله به ایران می‌توانیم مجددا از طرف آنها مسلح شویم. این خلع سلاح دیگر تیر اخلاصی بر پیکر سازمان بود. خیلی از نیروها می‌خواستند از سازمان جدا شوند ولی نمی‌توانستند.
 
* چرا؟
 
برخی دیگر انگیزه‌ای برای ادامه زندگی نداشتند. سنشان بالا بود و کسی را هم نداشتند. اما اکثرا از مسئله فرار از پادگان می‌ترسیدند چون سازمان در مقطعی اعلام کرد هر کس را که قصد فرار داشته باشد و دستگیر شود 2 سال در زندان سازمان زندانی می‌کند و بعد تحویل زندان ابوغریب می‌دهند بچه‌ها از این موضوع به شدت واهمه داشتند.
 
عده‌ای هم که دستشان به خون آلوده بود و می‌دانند اگر به ایران برگردند دستگیر و یا اعدام خواهند شد.
 
* خود شما چطور از سازمان جدا شدید؟
 
در آن مقطع امریکایی‌ها در بغداد حضور داشتند و هر کس خودش را به کمپ امریکایی‌ها می‌رساند می‌توانست پناهنده شود ولی همین رسیدن به کمپ آمریکایی‌ها کار سختی بود که تعدادی از بچه‌ها توانسته بودند این کار را بکنند.
 
سازمان سریع شروع به تبلیغات کرد که در کمپ امریکایی‌ها رفتار بدی با جدا شدگان سازمان می‌شود ولی این طور نبود.
 
یکی از نیروها که برای دیدن برادرش به کمپ امریکایی ها رفته بود گفت این حرف های سازمان دروغ است.
 
من چون راننده بودم می‌توانستم از پادگان خارج شوم یک روز به همراه تعدادی از دوستان فرار کردیم و خودمان را به کمپ امریکایی‌ها رساندیم آن موقع من راننده مژگان پارسایی رئیس وقت سازمان بودم.
 
در کمپ امریکایی‌ها از آنها خواستیم تا ما را تحویل صلیب سرخ بدهند. در همان جا بود که تصمیم گرفتم به خانواده ام که 20 سال هیچ خبری از آنها نداشتم تلفن بزنم.
 
با هزار زحمت توانستم شماره منزل را پیدا کنم. مادرم سال 74 فوت کرده بود و برادرم باورش نشد که من باشم. گویا اطلاعات شهرمان همان سال‌های اول به آنها گفته بود که هادی به مجاهدین پیوسته ولی دیگر خبری از من نداشتند.
 
بالاخره با دادن چند نشانی باورش شد. ما را تحویل صلیب سرخ ایران دادند و آنها هم ما را در مرز تحویل نیروهای ایرانی دادند.
 
* از طرف سازمان تلاشی برای برگشت شما نشد؟ بالاخره شما از نیروهای قدیمی محسوب می‌شدید.
 
چرا. همان ابتدا مژگان پارسایی رئیس وقت سازمان بهمراه فائزه محبت‌کار مسئول تبلیغات وقت، برای صحبت با من به کمپ امریکایی‌ها آمدند ولی من حاضر به صحبت نشدم.
 
بعد از آنکه از برگشت من ناامید شدند در سازمان شروع به تبلیغ کردند که فلانی از اول هم نفوذی ایران بود و حرف‌هایی از این دست.
 
* چرا آمدید ایران؟ ‌نمی ترسیدید؟
 
چرا ترس که داشتم و راستش نمی خواستم به ایران بیایم. موضوع را به صورت تلفنی با برادرم در ایران مطرح کردم او گفت نگران نباش اگر گناهی نداشته باشی کسی با تو کاری ندارد.
 
حتی جالب این است که در کمپ امریکایی‌ها هم به ما می‌گفتند بهترین کشور برای رفتن همین ایران است و مطمئن باشید با شما رفتار بدی نمی‌کنند.
 
* پس نیروهایی که اخیرا جذب سازمان می‌شوند، این جذب با چه انگیزه‌ای و چطور است؟
 
دیگر انگیزه‌ای وجود نداشت. برخی از این نیروها با حقه و فریب جذب می‌شدند.
 
من چند ماه از سال 66 تا 67 ماموریتی در انجمن ترکیه در استانبول که معروف بود به سرپل داشتم.
 
در ترکیه جوانانی بودند که به قصد رفتن به اروپا بصورت قاچاق از ایران می‌آمدند. از آنجا آنها شناسایی و به سازمان معرفی می‌شدند.
 
بعد از طرف سازمان با آنها تماس گرفته می‌شد که اکثرا این تماس‌ها از طرف زن‌های سازمان صورت می‌گرفت و من چون مدتی هم در قسمت گزینش سازمان بودم می‌دیدم چطور با این جوان‌ها ارتباط برقرار می‌کنند و چه چیزهایی به آنها می‌گویند.
 
به این جوان‌ها می‌گفتند ما در عراق یک شرکت تجاری داریم شما بیایید چند ماه برای ما کار کنید در عوض ما هم کار رفتن شما به اروپا را ردیف می‌کنیم.
 
نحوه صحبت با این جوان‌ها طوری بود که اکثرا فریب می‌خوردند و می‌آمدند اما همین که پایشان به عراق می‌‌رسید به چنگ نیروهای سازمان می‌افتادند و آنجا بود که درگیر راهی برای برگشت نداشتند.
 
به آنها می‌گفتند اگر قصد فرار داشته باشید به عنوان قاچاقچی تحویل مقامات عراق می‌شوید و به این ترتیب مجبور به همکاری می‌شدند.
 
البته بعدها سازمان به جذب جوانان و نوجوانان 15، 16 ساله روی آورد. کسانی که نه انقلاب را درک کردند و نه قدرت تحلیل داشتند.
 
اینها پس از جذب تحت آموزش‌های ایدئولوژیک قرار می‌گرفتند به طوری که ذهنشان مطابق خواست سازمان شکل بگیرد.
 
فقط کافی بود که پای سازمان به خارج از عراق باز شود آن وقت می‌دیدید که چطور نیروها فرار می‌کردند.
 
در این صورت دیگر کسی در سازمان نمی ماند، مهم فرار از پادگان بود.
 
* 21 فروردین سال 78 اتفاق مهمی در ایران افتاد و آن هم ترور شهید صیاد شیرازی توسط منافقین بود. چطور از این اتفاق مطلع شدید و واکنش سازمان در این رابطه چطور بود؟
 
اصولا هر عملیات موفقی که در داخل ایران انجام می‌شد سازمان جشن مختصری می‌گرفت ولی ترور صیاد یک اتفاق ویژه بود و سازمان هم سنگ تمام گذاشت.
 
آن روز هم جشن عمومی اعلام شد و تیر هوایی و شیرینی و شام جمعی هم دادند. اتفاقی که به ندرت می‌افتاد.
 
مسعود هم در یک نشست عمومی این ترور را تبریک گفت.
 
بالاخره صیاد یکی از فرماندهان بزرگ عملیات مرصاد بود که ضربه سختی به پیکر سازمان وارد کرد.
 
* شما در صحبت‌هایتان از ویژگی‌های مسعود رجوی زیاد گفتید، در پایان بفرمایید از دید شما مسعود رجوی کیست؟
 
سوال خوبی است شاید در داخل ایران، مردم کمتر مسعود را بشناسند.
 
باید به مردم گفت که این رجوی چه قدرتی در فریب آدم ها دارد.
 
او با به کارگیری الفاظ و کلمات می‌تواند بر افراد تاثیر زیادی بگذارد.
 
رجوی کسی بود که آنقدر در وطن فروشی جلو رفت که صدام او را برادر خود معرفی کرد. صدام بارها گفت من مدیون برادران مجاهد خود هستم و این حرف عین واقعیت است.
 
کشتاری که سازمان از کردها برای صدام کرد خیلی در تداوم حکومتش موثر بود.
 
همین مسعود رجوی در مجلس سناتورهای انگلیس طوری صحبت کرد که همه برایش گریه کردند. سناتورهایی که خودشان ختم دوز و کلکند!
 
مسعود بارها در سخنرانی‌هایش گفت که من در دنیا، کسی را باهوش‌تر از (امام) خمینی نمی‌شناسم و کسی را ندیدم که مانند او قدرت تحلیل و تدبیر داشته باشد.
 
مسعود زرنگی خاص خود را دارد. می‌دانست که در سخنرانی از چه موضعی وارد شود تا بیشترین تاثیر را بر شنونده اش بگذارد.
 
مسعود از احساسات مخاطب نهایت بهره را می‌برد. متاسفانه او از این قدرت در فریب نیروهایش نهایت بهره را برد هر چند امروز دیگر آن تاثیر گذاری سابق را ندارد.

کد خبر:167914 -

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت 13:15  توسط امیر رحمانی  | 

یک هشدار بهداشتی به خوزستانیهای محترم

 

سم فروشی‌های غیرمجاز مانع بزرگ توسعه کلینیک‌های گیاه پزشکی

چند سالی‌ست مراکزی تحت عنوان «کلینیک‌های گیاه پزشکی» راه اندازی شده است با این حال کم نیستند کسانی که به جای مراجعه به این مراکز و دریافت مشاوره و راه حلی عملی، مستقیماً به سم فروشی‌ها مراجعه می‌کنند.

خبرگزاری فارس: سم فروشی‌های غیرمجاز مانع بزرگ توسعه کلینیک‌های گیاه پزشکی 

به گزارش خبرگزاری فارس از خوزستان، چند سالی‌ست مراکزی تحت عنوان «کلینیک‌های گیاه پزشکی» که مکانی مطمئن برای پاسخ‌گویی به سؤالات کشاورزان، گلخانه داران و حتی کسانی که علاقه‌مند به داشتن گیاهان آپارتمانی هستند، راه اندازی شده است با این حال کم نیستند کسانی که به جای مراجعه به این مراکز و دریافت مشاوره و راه حلی عملی، مستقیماً به سم فروشی‌ها مراجعه می‌کنند.

برخی از فروشگاه‌هایی که تحت نام خدمات کشاورزی می‌بینیم، پروانه فروش سموم ندارند. مطابق با ماده‌ 45 قانون حفظ نباتات مصوب 1346 تنها کسانی می‌توانند پروانه فروش سموم کشاورزان را داشته باشند که کارشناس کشاورزی باشند و طبق قانون جدید هر سم فروشی مجاز ملزم است یک کارشناس گیاه‌پزشکی در کنار خود داشته باشد.

در شرایطی که در کشور شاهد افزایش انواع سرطان‌ها، تولید نوزادان ناقص‌الخلقه و بیماری‌های ژنتیکی هستیم و از طرفی میزان مصرف سموم در ایران چند برابر استاندارد جهانی است، نیاز به آموزش کشاورزان برای استفاده منطقی و به جا از سموم و کودهای شیمیایی بیش از پیش احساس می‌شود.

برای بررسی این موضوع با گفت‌وگوهایی انجام داده‌ایم که در زیر می‌خوانید.

*اصول کار کلینیک‌ها مبارزه و کنترل آفات

مسئول حفظ نباتات اداره جهاد کشاورزی شوش امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس اظهار کرد: اصل اساسی در کلینیک‌ها، مبارزه و کنترل آفات، بیماری‌ها و علف‌های هرز مزارع و باغات است به نحوی که کمترین آسیب به محیط‌ زیست وارد شود.

عبدالحمید عصاریان با اشاره فعالیت‌های این کلینیک‌ها خاطرنشان کرد: با ایجاد این مراکز، کشاورزان به افراد آگاه و باتجربه مراجعه می‌کنند و به جای استفاده بی‌رویه از سموم و کودهای شیمیایی، استفاده به جا و منطقی از این مواد را یاد می‌گیرد.

وی تصریح کرد: با توجه به بالا بودن باقیمانده سموم در میوه و سبزیجات در منطقه و سطح کشور، کلینیک‌ها می‌توانند در سالم‌سازی مواد غذایی بسیار موثر باشند.

مسئول حفظ نباتات اداره جهاد کشاورزی شوش ادامه داد: با توجه به این که در کشورهای در حال توسعه مراکز مجاز فروش سموم محدود است و عمده فروشنده‌ها افرادی با تحصیلات کم و غیرمتخصص هستند، استانداردسازی محصولات با مشکلات زیادی روبه رو است.

وی همچنین اضافه کرد: امسال در شهرستان شوش تعدادی از کشاورزان موفق به دریافت گواهی‌نامه سلامت از اداره استاندارد کشور از نظر نبود باقیمانده سموم در محصولات کشاورزی خود شدند که این امر برای اولین بار در خوزستان است.

 

در ادامه با یکی از فعالان کلینیک‌های گیاه پزشکی شهرستان شوش گفت‌وگو کردیم و این فرد در خصوص کمی و کاستی‌ها این بخش توضیحاتی را ارائه کرد.

*بزرگ‌ترین مشکل تمام کلینیک‌ها وجود فروشگاه‌های سم فروشی غیرمجاز است

زهرا حقیقی در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در شوش اظهار کرد: در سال‌های آغاز کار با توجه به این که من و سایر همکارانم در بقیه مراکز خانم هستیم، کشاورزان اعتقاد کمتری به کار ما داشته‌اند.

وی با اشاره به روند کار عنوان کرد: با توجه به تشخیص و کنترل خسارات در مزارع مراجعان، اعتمادها بیشتر شده ولی همچنان بزرگ‌ترین مشکل تمام کلینیک‌ها و جود فروشگاه‌های سم فروشی غیرمجاز است.

این فعال کلینیک‌های گیاه پزشکی شهرستان شوش گفت: در این فروشگاه‌ها تجویز سم به جای این که بر مبنای نیاز کشاورز باشد فقط بر اساس لیست انبار فروشگاه و سود شخصی است و متأسفانه به دلیل تعداد زیاد این فروشگاه‌ها همواره در رقابت با کلینیک برنده بوده‌اند.

وی تاکید کرد: اگر تعداد کلینیک‌ها به طوری که هر روستا یک کلینیک در دسترس داشته باشد افزایش یابد و تعداد کارشناسان کشاورزی فعال هم بیشتر باشد در این صورت بخش عمده نیازهای مشاوره‌ای کشاورز که می‌توانند اقدامات پیشگیرانه هم باشند برآورد می‌شود.

 

*محقق کردن تسهیلات بلاعوض برای راه اندازی کلینیک‌های گیاه پزشکی

حقیقی خواستار نظارت دقیق بر روی فروشگاه‌های سم فروشی شد و افزود: فروشگاه‌های سم فروشی باید زیر نظر نیروهای متخصص قرار گیرند تا همزمان با افرایش کلینیک‌ها بتوانیم نظارت بیشتری نیز بر روی این مراکز خرید داشته باشیم.وی با تاکید بر راه‌اندازی کلینیک‌های گیاه پزشکی مجهز به تکنیک تشخیص روز خاطرنشان کرد: راه‌اندازی این چنین کلینیک‌هایی نیازمند به حمایت دولت و همچنین در اختیار قرار دادن تسهیلاتی با سود کم و یا بلاعوض است و در همین زمینه از مسئولان خواستار محقق کردن تسهیلاتی با سود کم و یا بلاعوض هستیم.

شهرستان شوش در حوزه کشاورزی یکی از موفق‌ترین شهرستان‌های استان و کشور است و به عنوان قطب کشاورزی استان خوزستان محسوب می‌شود و امیدواریم با توجه مضاعف مسئولان به بخش‌ کشاورزی آن بتوان در زمینه تعالی کار کشاورزان به ویژه در موارد عنوان شده توسعه کشت و کار گیاهان دارویی همت کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت 12:35  توسط امیر رحمانی  | 

یک خبر از خرمشهر

 

صدور رای دادگاه در خصوص تخلفات انتخابات اتاق بازرگانی خرمشهر

رای دادگاه در خصوص تخلفات در انتخابات اتاق بازرگانی خرمشهر مبنی بر تخلف در شمارش آرا صادر شد.

 به گزارش خبرگزاری فارس از خرمشهر، انتخابات هیئت‌ نمایندگان اتاق بازرگانی خرمشهر در تاریخ چهارم اسفندماه 89 برگزار و پس از کش و قوص‌های فراوان اعضای هیئت نمایندگان این اتاق تعیین شدند.

این انتخابات با حاشیه‌های فراوانی همراه و برای مدتی به نقل بسیاری از محافل در این شهرستان تبدیل شده بود.

در این بین بسیاری از مسئولان محلی شهرستان گرفته تا مسئولان اتاق ایران در این مدت تلاش‌های زیادی برای رفع این اختلافات در بین اعضای اتاق خرمشهر را انجام دادند که بی نتیجه ماند.

آغاز این اختلافات نیز از اعلام نتایج انتخابات هیئت نمایندگان این این اتاق کلید خورد و با گذشت بیش از دو سال همچنان ادامه دارد.

از یک سو عده‌ای از کاندیداها اعتقاد دارند که تخلفات گسترده‌ای در جریان شمارش آرا انجام و در نتیجه  افرادی به ناحق وارد هیئت نمایندگان شدند.

در سوی دیگر اما تعدادی دیگر از اعضای اتاق بازرگانی اعتقاد دارند انتخابات در سلامت کامل برگزار و افراد معترض فقط به دلیل رای نیاوردن این گونه اظهاراتی را انجام می‌دهند.

در این راستا پیگیری‌های گسترده‌ای از سوی اعضای معترض انجام و سرانجام پس از دو سال و شش ماه رای دادگاه در خصوص پرونده انتخابات هیئت نمایندگان خرمشهر صادر شد.

بر اساس این رای که سند آن نیز در اختیار دفتر خبرگزاری فارس خوزستان رسیده است دادگاه بر دست‌کاری در نتیجه انتخابات صحه گذاشته و رئیس هیئت نظارت بر انتخابات اتاق بازرگانی خرمشهر به عنوان متهم شناخته و به پرداخت جزای نقدی بدل از حبس محکوم شد.

افرادی به ناحق به عضویت هیئت نمایندگان در آمده‌اند

عضو هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی خرمشهر در این خصوص در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در خرمشهر اظهار کرد: در انتخابات اسفندماه 89 اتاق خرمشهر دو گروه برای کسب اکثریت آرا در تلاش بودند.

طاهر سلیمانی افزود: گروه کار و توسعه گروهی بود که برنامه‌های بسیاری را به‌منظور توسعه تجارت در خرمشهر داشت و موفق شد در انتخابات برگزار شده 12 نفر از اعضای خود را به هیئت نمایندگان برساند.

وی ادامه داد: انتخابات در حضور مسئولان فرمانداری، اداره صنعت و معدن و دادگستری برگزار و در همان روز آرا سه بار شمارش شدند که در نتیجه 12 نفر از گروه کار و توسعه موفق به کسب اکثریت آرا شدند.

عضو هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی خرمشهر تصریح‌ کرد: بعد از سه روز افرادی که موفق به کسب رای نشدند، به نتیجه اعتراض کردند و قرار بر شمارش مجدد آرا شد.

سلیمانی اضافه‌کرد: در حالی که طبق قانون، آراء باید پس از شمارش پلمپ می‌شدند با اهمال‌کاری رئیس هیئت نظارت بر انتخابات اتاق خرمشهر آرا پلمپ نشده و در نتیجه  در بازشماری آراء، رای پنج نفر از اعضای کار و توسعه با اختلاف فاحشی نسبت به شمارش اول کاهش و افرادی که موفق به رای آوردن نشده بودند در بازشماری دوم صاحب کرسی هیئت نمایندگان اتاق شدند.

وی خاطرنشان‌ کرد: پس از این اعضای گروه، کار و توسعه به نتیجه اعتراض و پیگیری‌های لازم نیز انجام شد که در نهایت مشخص شد در فاصله شمارش اول تا بازشماری دوم، آرا دچار دست‌خوردگی شده و حکم مجازات برای رئیس هیئت نظارت بر انتخابات اتاق خرمشهر صادر شد.

عضو هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی خرمشهر افزود: با اعلام این رای مشخص شده است که در انتخابات هیئت نمایندگان خرمشهر تخلفات گسترده‌ای انجام و افرادی به ناحق وارد هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی خرمشهر شدند.

سلیمانی ادامه داد: در نتیجه از مسئولان هیئت عالی نظارت تقاضا داریم تا نسبت به ابطال انتخابات در خرمشهر و برگزاری انتخابات میان دوره و یا استناد به شمارش اولیه آرا و حذف افرادی که به ناحق به هیئت نمایندگان و هیئت رئیسه راه یافتند، اقدام کند.

تخلف محرز و منتظر رای هیئت عالی نظارت هستیم

جواد سعیدی یکی از کاندیداهای انتخابات هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی خرمشهر که در شمارش اولیه موفق به کسب اکثریت آرا شد و در بازشماری دوم تعداد آرای وی به شکل قابل توجهی کاهش و از عضویت در هیئت نمایندگان بازماند نیز در این خصوص در گفت‌وگو با خبرنگار فارس اظهار کرد: نتیجه شمارش اولیه انتخابات اتاق خرمشهر در ماهنامه اتاق ایران مندرج و اسامی افرادی که موفق به کسب اکثریت آرا شدند در سایت اتاق ایران نیز منتشر شد.

وی افزود: اما متاسفانه به یکباره در بازشماری آرا، اختلافی فاحش در آرا افراد در مقایسه با شمارش اولیه ایجاد شد.

سعیدی تصریح‌کرد: این در حالی است که تعداد آرا ماخذوه 246 رای بود و این اختلاف بین شمارش اول و بازشماری آرا غیرقابل قبول است.

وی اضافه‌کرد: در بازشماری آرا در بار دوم بنده یکی از افراد ناظر بر بازشماری بودم و به عینه مشاهده کردم که در تعدادی از آرا دست‌خوردگی شده و نام برخی از اعضای گروه کار و توسعه خط خورده و نام افرادی دیگر درج شده بود.

سعیدی خاطرنشان‌کرد: پس از پیگیری بیش از دو سال در این خصوص تخلف از سوی دادگستری خرمشهر محرز اعلام و رای نیز صادر شده است.

وی گفت: در خصوص وضعیت هیئت نمایندگان و هیئت رئیسه اتاق بازرگانی پس از این رای نیز منتظر اعلام نظر هیئت عالی نظارت کشور هستیم.

سعیدی تصریح‌کرد: بر این اساس رئیس هیئت نظارت بر انتخابات اتاق خرمشهر به جرم معاونت در جرم و جعل سند به پرداخت 12 میلیون ریال جزای نقدی و شش ماه حبس محکوم شد که باتوجه به سیاست زندان‌زدایی حکم حبس وی به جزای نقدی تبدیل شد.

وی افزود: حق بنده و چهار نفر دیگر از افرادی که رای آنها با دست‌خوردگی کاهش یافته بود ضایع شده و از هیئت عالی نظارت کشور می‌خواهیم تا رای خود را در این خصوص صادر و از حق ما دفاع کند.

هیچ رایی مبنی بر ابطال انتخابات به اتاق اعلام نشده است

در سوی دیگر اما برخی از اعضای اتاق بازرگانی هرگونه تخلف در انتخابات را رد و بر صحت انتخابات برگزار شده، تاکید می‌کنند.

ماجد مطوریان عضو هیئت رئیسه اتاق بازرگانی خرمشهر یکی از این افراد است.

وی در خصوص انتخاب هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی خرمشهر در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در این شهرستان اظهار کرد: انتخابات هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی شهرستان با صحت و سلامت کامل برگزار شد.

مطوریان افزود: در این بین تعدادی که کاندیدا بودند، به دلیل اینکه رای نیاوردند اوضاع را بر هم زده و انتخابات را تقلب عنوان کردند.

وی تصریح کرد: این افراد به دادگاه شکایت کرده و خواهان رسیدگی به روند این انتخابات شدند و چون خود رای نیاوردند انتخابات را تقلب دانستند.

عضو هیئت رئیسه اتاق بازرگانی خرمشهر همچنین عنوان کرد: اتاق بازرگانی با هیچ مشکلی روبه رو نیست، هیئت نمایندگان مشغول به کار هستند و هیچ رایی تاکنون از دادگاه به اتاق اعلام نشده است.

وی ادامه داد: در واقع بحث تخلفات انتخابات اتاق بازرگانی توسط دعوایی شخصی بوده بین کاندیداهای که رای نیاورده‌اند و هیئت نظارت که هیچ صحت قانونی نیز ندارد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت 12:34  توسط امیر رحمانی  | 

یک افتخار ورزشی برای خوزستان

 

 

خوزستان با قرار گرفتن در جایگاه سوم رقابت های قهرمانی وزنه برداری جوانان کشور به كار خود در اين مسابقات پایان داد.

 محمدزمان مهمدی، رییس هیات وزنه برداری استان در گفت و گو با خبرنگار ورزشی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) ـ منطقه خوزستان اظهار کرد: این پیکارها از 24 تا 26 شهریورماه با حضور 217 ورزشکار از 24 استان به میزبانی قم برگزار شد که خوزستان پس از تیم های فارس و اصفهان در مکان سوم ایستاد.

 وی بیان کرد: در این رقابت ها ابراهیم ورناصری در وزن 77 کیلوگرم در حركت دوضرب صاحب نشان طلا شد و در حركت یک ضرب و مجموع به دو نشان برنز دست پیدا کرد. علی رضا کاظمی نژاد نیز در وزن 105+ کیلوگرم در حركت یک ضرب طلا گرفت و در حركت دوضرب و مجموع دو مدال نقره را ازآن خود کرد.

 رییس هیات وزنه برداری خوزستان گفت: هم چنین وحید خدادادی در وزن 94 کیلوگرم در حركت یک ضرب و دوضرب به دو نشان برنز رسید و ایوب موسوی در دسته 85 كيلوگرم در حركت دوضرب به مدال برنز دست پیدا کرد.

 وی با بیان این که عملکرد وزنه برداران استان در اين رقابت ها بد نبود، عنوان کرد: یک سال است که اداره کل ورزش و جوانان استان بودجه ای به ما نداده است و ما نتوانسته ایم اردویی برای وزنه برداران  برپا کنیم. با برگزاری اردو می توانستیم ورزشکاران را کنترل و عملکرد آن ها را ارزیابی کنیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت 12:32  توسط امیر رحمانی  | 

اخبار شورای شهر اهواز

 

موج برکناری و استعفا در شهرداری اهواز
چندی پیش عالی پور معاون خدمات شهرداری اهواز در مراسم تودیع و معارفه ، از کتانباف دفاع کرد و در این بین به خاطر این دفاع گفته می شود برخی اعضا بر او شوریدند .

شوشان : معاون خدمات شهری شهرداری اهواز به دلیل آنچه خود فشارها و رویکرد شورای شهر اهواز می نامد استعفا کرد.

به گزارش شوشان ، چندی پیش عالی پور معاون خدمات شهرداری اهواز در مراسم تودیع و معارفه ، از کتانباف دفاع کرد و در این بین به خاطر این دفاع گفته می شود برخی اعضا بر او شوریدند .

در همین زمینه ، علیرضا عالیپور معاون خدمات شهری شهرداری اهواز در رابطه با دلایل استعفای خود اظهار کرد: دلیل استعفای من به رویکردهای شورا باز می‌گردد.

وی ادامه داد: با توجه به اینکه معاونت خدمات شهری سمتی بسیار پر مشغله پر دردسر و خطیر است نیاز به پشتوانه و انسجام کافی دارد که تشخیص من این است که انسجام، شیوه مدیریت و تدبیر در آینده نخواهد بود، بنابراین از هم‌اکنون فضا را خالی گذاشتم تا مدیریت بعدی بهترین گزینش را داشته باشد.

*شورای شهر فرصت را از من گرفت

معاون خدمات شهری شهرداری اهواز با بیان اینکه سرپرست فعلی شهرداری اهواز از مدیران توانمند در استان است، تصریح کرد: من هیچ‌گونه مشکلی با وی ندارم و دوست داشتم، افتخار همکاری با صفری داشته باشم، اما متاسفانه عملکرد‌ها، رویه‌ها و روش‌های شورا این فرصت را از من گرفت.وی خاطرنشان کرد: در این مدت که در سمت معاونت خدمات شهری در حال انجام وظیفه بودم تنها مشکلات پیش‌رو را داشتم اما از هم‌اکنون به بعد باید حواسم به پشت سرم هم باشد، چراکه شورا روش دعوا محوری را برگزیده است و مطالبات و شیوه منطقی و حقیقی ندارد.

تنها حرفم مشورت برای انتخاب شهردار بود

عالیپور همچنین عنوان کرد: صبح امروز در جلسه معارفه توضیح دادم چه بهتر بود که از مدیران لایق و توانمندی که در شهرداری اهواز هستند در انتخاب شهردار مشاوره می‌گرفتید و از گزینه‌های انتخابی می‌خواستید برنامه‌های خود را ارائه دهند تا بتوانید با دید باز‌تر شهردار را انتخاب کنید که متاسفانه با عملکرد بد برخی از اعضا مواجه شدم.وی در رابطه با اعضای شورا گفت: این شورا از افراد نخبه و لایقی تشکیل شده است و من تک تک آن‌ها را می‌شناسم اما متاسفانه باید گفت برخی از آنان روش‌های اشتباه را برگزیده‌اند.

وی اضافه کرد: این افراد ابتدا باید تهدیدات و خطرات شهرداری را بشناسند و بعد روش درست را انتخاب کنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت 12:29  توسط امیر رحمانی  | 

یک خبر ورزشی

 

آفریقایی زرنگ با فوتبال ایران چه کرد؟
پیگیری‌های مسئولان استقلال خوزستان نیز تا امروز بی‌نتیجه بوده و ترائوره فعلا با ۷۰ هزار دلار دریافتی در حال استراحت و خوشگذرانی است.

شوشان/ گروه ورزشی : به نظر می‌رسد که فوتبال ایران برای بسیاری از بازیکنان خارجی حکم بهشت موعود را دارد چرا که در اوج فقر و تنگدستی به ایران می‌آیند و بعد از بستن چند قرارداد نان و آبدار با چند باشگاه لیگ برتری و حتی لیگ یکی، در ‌‌نهایت با چمدانی پر از پول و در قامت یک تاجر متمول ایران را ترک کرده و با دلارهای حاصله از چند فصل زندگی در ایران تا پایان عمرشان در ناز و نعمت زندگی می‌کنند!

به گزارش شوشان، اما دلار نفتی به اندازه‌ای به این بازیکنان می‌سازد که برخی از آن‌ها حتی بعد از بازنشسته شدن ایران را ترک نمی‌کنند و ترجیح می‌دهند تا با دلارهای بادآورده در ایران زندگی خوبی را رای خود رقم بزنند! یکی از این بازیکنان عیسی ترائوره بازیکن اهل مالی سابق تیم‌های پاس، پرسپولیس، راه آهن، برق شیراز و چند تیم دیگر است که بعد از اتمام دوران بازی گری‌اش وارد بازار نقل و انتقالات شد و ترجیح داد فوتبال را از طریق نقل و انتقالات پیگیری کند. اعلام نام او به عنوان یک ایجینت رسمی از سوی فیفا با حاشیه‌هایی همراه بود و عنوان می‌شد که آن عیسی ترائوره‌ای که در سایت فیفا ذکر شده این عیسی ترائوره شاغل در نقل و انتقالات ایران نیست. با این وجود ترائوره بدون توجه به این حاشیه‌ها در ایران ماند و به شغل شریف دلالی اشتغال ورزید و توانست از این را بسیاری از بازیکنان آفریقایی را وارد فوتبال ایران کرده و به تیم‌های لیگ برتری بدهد و از این را سود کلانی را به جیب بزند.

اما ترائوره در آخرین اقدام خود با باشگاه تازه لیگ برتری شده استقلال خوزستان وارد معامله شد و او در ابتدای تابستان مبلغ قابل توجهی دلار را از استقلالی‌های اهواز بابت انتقال یک بازیکن خارجی دریافت کرد اما بعد از دریافت این مبلغ که گفته می‌شود چیزی در حدود ۷۰ هزار دلار است، از ایران خارج شد و به زادگاه خود کشور مالی عزیمت کرد. پیگیری‌های مسئولان استقلال خوزستان نیز تا امروز بی‌نتیجه بوده و ترائوره فعلا با ۷۰ هزار دلار دریافتی در حال استراحت و خوشگذرانی است!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت 11:36  توسط امیر رحمانی  | 

تاریخ معاصر خوزستان

 

نگاهی به وقایع شهریور 1320 خوزستان
پس از تصرف آبادان و خرمشهر ، در شهریور ماه 1320 نیروی هوایی انگلیس اهواز را بمباران کردند. آنگاه قایق های انگلیس با 28 هزار سرباز از رود کارون بالا آمده و به اهواز حمله کردند.

اختصاصی شوشان : جنگ جهانی دوم در سال 1939 با حمله آلمان به لهستان آغاز شد . جنگی که در یک طرف آن روسیه ، انگلیس و آمریکا قرار داشتند و در طرف دیگر آلمان ، ژاپن و ایتالیا . هرچند رضاشاه در این جنگ اعلام بی طرفی کرد ولی فایده ای در پی نداشت و عملیات جنگی علیه ایران در سوم شهریور ماه 1320 آغاز شد. حمله ای که در جنوب توسط انگلیس ها و در شمال توسط روس ها سامان دهی می شد.

انگلیسی ها مهم ترین راه رساندن آذوقه به روسیه را راه آهن سراسری ایران که از خلیج فارس تا دریای خزر امتداد داشت می دانستند ؛ راه آهنی که از بزرگترین پل فلزی ایران یعنی پل سیاه می گذشت.

در نیمه شب دوم شهریور ماه 1320 یک ستون از قوای نظامی انگلیس از بصره عزیمت و در نهایت سکوت، از اروندرود عبور و روز بعد در ساحل ایران پیاده شدند و آبادان و خرمشهر را مورد حمله قرار دادند. در همان هنگام کشتی های جدید انگلیسی تحت فرماندهی آرباتنوت نیروی دریایی جوان ایران را زیر آتش شدید توپخانه قرار دارند عملیاتی که در آن 650 افسر و ملوان ایرانی کشته شد.

دغدغه انگلیس در این نبرد جلوگیری از آسیب رسانی به پالایشگاه آبادان بود. به طوری که یک کمربند ایمنی از نیروهای خود را به دور تاسیسات پالایشگاه ایجاد نمود و به مراقبت از آن پرداخت.

پس از تصرف آبادان و خرمشهر ، قوای انگلیس متوجه اهواز شدند و در چهارم شهریور ماه 1320 نیروی هوایی انگلیس اهواز را بمباران کردند. آن گاه قایق های انگلیس با 28 هزار سرباز از رود کارون بالا آمده و به اهواز حمله کردند. نیروهای ایرانی تا حدودی مقاوت کردند و خساراتی هم به نیروهای دشمن وارد ساختند ولی سرانجام قوای مهاجم توانست مقاومت نظامیان ایران را بشکند و اهواز را به تصرف خود در آورد .

در حالی که در جریان جنگ جهانی دوم سود سرشاری از استخراج نفت جنوب عاید انگلیس شده بود ولی اهواز نیز مانند بسیاری از شهرهای ایران با مشکل کمبود آرد و نان دست و پنجه نرم می کرد ؛ چنان که احمد قوام هنگامی که به نخست وزیری رسید قرص نانی را روزی میز مطبوعاتی خود گذاشت و گفت : " مشکل من این است اگر بتوانم نان مرغوب در دسترس همه ی ایرانیان قرار دهم سایر مشکلات حل خواهد شد".

در روز 16 شهریور ارتش متفقین به سوی تهران پیش روی نمود و در روز 23 شهریور رادیو بی بی سی در برنامه فارسی خود به رضا شاه حمله کرد و او را جبار و دزد خواند و اعلام کرد که مشروعیت او از بین رفته و جبران شدنی نیست. نمایندگان مجلس ایران حاضر نشدند گفتار بی بی سی را رد کنند و اعلام کردند رادیو بی بی سی حقیقت را گفته و در ایران دموکراسی وجود ندارد.

سرانجام در تاریخ 25 شهریور با توافق متفقین محمدرضا فرزند رضا شاه بر تخت سلطنت نشست و قوای روس و انگلیس در تاریخ 26 شهریور رضاشاه را از تهران تبعید نمودند.







+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت 11:35  توسط امیر رحمانی  | 

اخبار مرکز استان

 

شوشان : رئیس مرکز بهداشت غرب اهواز گفت: دست کم 71 هزار اهوازی به اختلالات روانی مزمن دچار هستند.

به گزارش مهر  ، کریم بیت سیاح اظهار کرد: با توجه به اینکه هفت درصد از اختلالات روانی به مزمن تبدیل می شوند، دست کم 71 هزار نفر در اهواز و 240 هزار نفر در کشور دچار اختلالات روانی مزمن هستند.وی بیماری روانی را «زخم نامرئی» توصیف کرد که آغاز آن مشخص نیست.

بیت سیاح اضافه کرد: 375 نوع بیماری روانی در 17 طبقه تقسیم بندی می شود و بر اساس آمارهای جهانی 20 تا 35 درصد هر جامعه ای دچار اختلالات روانی خفیف تا شدید هستند که شایع ترین آنها اضطراب است. بنابراین بر اساس جمعیت اهواز در خوشبینانه ترین حالت 300 هزار نفر به اختلالات روانی دچار هستند.

وی با اشاره به نگرش اشتباه نسبت به اختلالات روانی در جامعه گفت: «انگ زدن» به مبتلایان این عارضه باعث عدم مراجعه به پزشک می شود و به همین دلیل والدین از ارجاع کودکان خود به مشاور روانی امتناع می کنند. با توجه به اینکه اختلالات روانی در صورت عدم معالجه تا دو سال مزمن می شوند نتیجه عدم مراجعه به پزشک مزمن شدن یک اختلال در کودک خواهد بود و سرانجام آن نیز مشخص نیست.

رئیس سابق بیمارستان روانی سلامت اهواز، اختلالات روانی را بیماری عادی همرده سرماخوردگی و سایر بیماری ها توصیف کرد و افزود: با شناسایی به موقع و درمان مناسب می توان از بسیاری عوارض و هزینه های اجتماعی ناشی از این اختلالات پیشگیری کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت 11:34  توسط امیر رحمانی  | 

یک هشدار بهداشتی به خوزستانیهای محترم

 

معاون دانشگاه پزشکی‌ جندی شاپور اهواز:

بیماری ایدز آینده خوزستان را تهدید می‌کند

خبرگزاری تسنیم: معاون آموزشی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز، بیماری ایدز را برای آینده سلامت استان خوزستان تهدید کننده عنوان کرد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از اهواز، سیدمحمدعلوی در جمع خبرنگاران اظهار کرد: شیوع بیماری ایدز در خوزستان برای آینده این استان خطرناک است.وی با بیان اینکه پیشگیری از بیماری ایدز در خوزستان از اهمیت بالایی برخوردار است، افزود:  متاسفانه برخی از شهرهای استان خوزستان بیشتر آلوده هستند.به گفته معاون آموزشی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز، رشد تعداد افراد معتاد و زنان خیابانی آینده خوزستان را تهدید می کند.علوی با بیان آماری از مبتلایان به بیماری ایدز در خوزستان پرداخت و خاطرنشان کرد: درحال حاضر 1917 بیمار مبتلا به ایدز داریم که اکثر آن‌ها مرد و معتاد تزریقی هستند.معاون آموزشی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز با اشاره به برنامه های پیشگیری از بیماری ایدز گفت: مرکز بهداشت خوزستان و دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز برنامه‌های آموزشی تدارک دیده‌اند که از طریق صدا و سیما، مطبوعات و خبرگزاری ها به عموم مردم ارائه می شود.وی خاطر نشان کرد: در مدارس و مکان‌هایی که تراکم جمعیت زیاد است، نیز بروشورهایی توزیع می‌کنیم که خطرات بیماری را به مردم و خانواده ها گوشزد کند.معاون آموزشی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز تصریح کرد: از طریق پیدا کردن بیماران، موارد را شناسایی و برای درمان آن اقدام می‌کنیم تا خطر انتشار آن در جامعه کمتر شود.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت 11:15  توسط امیر رحمانی  | 

یک تحلیل از وضعیت جاده ها و تصادفات

 

تسنیم علل حوادث جاده‌ای را بررسی می‌کند/

اتوبوس‌هایی که سفیر مرگ می‌شوند/مرگ ناتمام در جاده ارومیه

خبرگزاری تسنیم: از واژگونی اتوبوس‌ها در سالیان گذشته تا تصادفات متعدد اسکانیاها در جاده ها، همچنان مرگ در اتوبوس‌های ایران سفر‌ می‌کند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم گروه استان‌ها، چندسالی که در سطح کشور شاهد برگزاری کنگره‌ها و همایش‌هایی با محوریت مثلث انسان، وسائل نقلیه، راه هستیم، اما به واقع تاکنون چه اقدامات عملیاتی انجام شده است تا عوامل دیگری سبب تشدید عوامل سه گانه نشود.

براساس گزارش اخیر سازمان جهانی بهداشت (WHO)، سوانح رانندگی نهمین عامل مرگ و میر در افراد است که عوامل مختلفی در وقوع آن دخالت دارد اما با اتخاذ اقدامات مناسب می‌توان از موارد آن کاست؛ این درحالی است که عنوان می‌شود سوانح جاده‌ای در سال 2020، دومین عامل مرگ و میر در سطح جان شناخته خواهد شد.نباید از یاد ببریم که آمارها و گزارشاتی مبنی بر بیش از 19 هزارنفر کشته و 300 هزار زخمی سالانه در تصادفات جاده ای در کشور و یا به عبارتی دیگر آمار مرگ 2.7ایرانی در هر ساعت بر اثر تصادفات جاده‌ای سبب شده، آمار تلفات جاده‌ای ایران را 20 برابر استاندارد جهانی گزارش دهند و همین عامل همچنان نگرانی را بر جاده های کشور حاکم کرده است، این نکته را هم نباید فراموش کرد که تصادفات جاده‌ای دومین عامل مرگ و میر در کشور پس از حملات قلبی است.

به واقع تاکنون به چه میزان از رویکرد و فضای روایت‌گری به سمت عملیاتی کردن و برنامه ریزی اساسی پیش رفته ایم درحالی که همچنان شاهد تصادفات زنجیره‌ای و پی در پی در سطح جاده‌های کشور هستیم، در چند هفته اخیر نیز باید شاهد تصادفات اتوبوسی باشیم به حدی که جاده‌های ایران به عنوان کابوسی برای مسافران جاده‌ای تلقی شود.

شناسایی عوامل سه گانه تصادفات جاده‌ای

 

نقش انسان نقش برجسته ای است چراکه رفتارهای رانندگان، فرهنگ رانندگی، دغدغه های روزمره و غیره نقش بی بدیلی در رخ دادن سوانح جبران ناپذیر دارند. در عین حال این عامل نباید سبب غفلت از دیگر اضلاع این مثلث یعنی راه و وسائل نقلیه شود.

حادثه‌های خونین در پی خطاهای انسانی/ ارتباط عوامل انسانی با سوانح فاجعه‌آمیز

قطعا اگر راه‌ها و وسائل نقلیه ما از حداکثر ایمنی برخوردار باشد، قطعا می توان خطای انسانی را تا حدی پوشش داد چراکه اگر وسائل نقلیه به ویژه وسائل نقلیه سنگین مانند اتوبوس‌های ما از ایمنی لازم برخوردار نباشند حوادث فاجعه آمیزی چون حادثه تصادف دو اتوبوس ازادراه قم-تهران را به وقوع می‌پیوندد.

از جمله راهکار در ارتباط با عوامل انسانی می توان به، ایجاد بستر فرهنگی صحیح رانندگی برای نسل بعدی، آموزش صحیح قوانین به نسل حال حاضر، قدرتمند کردن پلیس و قوانین در ارتباط با اجرای دقیق قوانین و آموزش همگانی توسط رسانه ها به صورت مداوم و پیگیردر همه رده‌ها عنوان کرد ولی به واقع تا چه حد به این عوامل توجه شده که اگر هم توجهی بوده تنها به بررسی و روایت گری در زمان وقوع حوادث فاجعه آمیز و مرگ اتوبوسی ده‌ها نفر از هموطنانمان ختم شده است.

 

یکی از مبناهای توسعه پایدار حفظ جان انسان‌ها است درحالی که ما امروز به جای حفظ جان آن‌ها اتوبوس‌هایی فاقد کیفیت یا لاستیک‌های چینی وارد می‌کنیم که تنها همین دو عامل برای وقوع حوادث فاجعه‌امیز کافی است.

در هفته گذشته شاهد کشته شدن و مجروح شدن بیش از 80 نفر از هموطنانمان بودیم، درهمین حین کارگروه‌های ویژه ای از سوی دولت، مجلس و پلیس تشکیل شد اما جز اظهار تاسف، راهبردها، برنامه های کوتاه مدت و روایت گری چه نتیجه ای داشت؟

افزایش نرخ ارز بهانه استفاده از لاستیک های چینی/ بیش از 80 کشته و مجروح در پی استفاده از لاستیک‌های چینی

جای این سوال باقی است که اگر باز هم شاهد مرگ‌های اتوبوسی در سطح کشور باشیم این عوامل و دست اندرکاران توجیهی برای تصادفات و علل‌ آن دارند؛ جای این سوال هم باقی است که چرا افزایش قیمت ارز بهانه‌ای برای واردات لاستیک‌های بی کیفیت چینی عنوان می‌شود آیا قیمت این لاستیک‌ها برابر قیمت جان45 نفر ایرانی است؟

بنابراین نباید فراموش کنیم حال که عزم جدی و حساسیت لازم به منظورهمکاری و تعامل نسبت به پیشگیری از سوانح جاده ها یا همان عامل دوم مرگ و میر کشور در دولت، مجلس و پلیس وجود دارد، مردم انتظار برنامه‌های عملیاتی و استراتژیک را خواهند داشت.

اما دغدغه‌های روزمره نیز در خطاهای انسانی و تصادفات جاده‌ای به ویژه میان رانندگان وسائل نقلیه سنگین عامل موثری بوده و نقش بسزایی دارد. به گونه‌ای که تنها عصبانیت بیش از حد یک راننده می‌تواند سبب تصادفی جبران ناپذیر شود، از سویی دیگر خواب‌آلودگی و عدم رعایت قوانین مانند سبقت‌های غیر مجاز نقش موثر و شاید جدی در تصادفات دارند.

 

امروزه شاهدیم که متاسفانه برخی از رانندگان اتوبوس های جاده‌ای خود را حاکم جاده و بهترین راننده می دانند و جاده را نیز به عنوان مسیر مسابقه رانندگی در نظر می گیرند که در پی همین عوامل مخاطره آمیز سوانحی جبران ناپذیر اتفاق می افتد.

براساس آمار مرگ و میر بر اثر تصادفات جاده‌ای از سال 79 تا 88، 235 هزار و 50 نفر جان خود را از دست داده‌اند و این در حالی است که در 10 سال گذشته تنها 986 نفر بر اثر سوانح هوایی جان خود را از دست داده‌اند.

لغو پرواز؛ عامل مرگ ناتمام در ارومیه

اما در هفته گذشته شاهد این مسئله هم بودیم که لغو پرواز سبب شد برخی مسافران که کار ضروری داشتند به صورت زمینی به مقصد خود عزیمت کنند.

یک خبرنگار در همین رابطه به خبرنگار تسنیم اظهار کرد: چندی پیش بلیط رفت به سمت اردبیل گرفتم اما روز پرواز بعد از یک ساعت از زمان استقرار مسافران در هواپیما و حتی رسیدن به فرودگاه اردبیل اعلام شد که به علت بدی آب و هوای اردبیل پرواز به ناچار به مهرآباد باز‌می‌گردد.

وی افزود: همین عامل سبب شد که بنده به همراه یک دانشجوی حقوق، یک خبرنگار و یک سرهنگ بازنشسته نیروی انتظامی به صورت زمینی با یک دستگاه خودروی تاکسی بین شهری مسیر تهران – اردبیل را طی کنیم که البته حوادث این مسیر زمینی کم از سوانح جاده ای نبود، چراکه در حین طی مسیر متوجه عدم رعایت قوانین از سوی راننده اتوبوسی شدیم که وی نه تنها قانون را رعایت نکرده بلکه خودرو‌های دیگر را با حرکات مخاطره آمیز به سمت حاشیه جاده هدایت می‌کرد.

این خبرنگار خاطرنشان کرد: از این رو ما چهار سرنشین خودروی تاکسی در اولین پلیس راه از وی شکایت کردیم که همین عامل سبب شد راننده و کمک راننده اتوبوس، خودروی تاکسی را نگه داشته و به نزاع با راننده بپردازند به حدی که مجددا ما چهار سرنشین این خودرو مجبور به شکایت از این رانندگان اتوبوس در نخستین پاسگاه نیروی انتظامی شدیم. 

وی تصریح کرد: حال می بینید که لغو پرواز هوایی هم می تواند سبب بروز سوانح جاده‌ای شود که البته علل آن می تواند خطاهای انسانی، راه‌ها و وسائل نقلیه باشد هرچند که ما در این جاده مرگ دچار خطاهای انسانی از سوی راننده اتوبوس شدیم و چه بسا راننده قصد مجروح کردن و حتی کشتن راننده خودروی تاکسی را داشت.

در عین حال باید به برخی عادات رانندگان هم توجه داشت که خود سبب افزایش و تشدید آمار تصادفات شده است. از جمله این عادات می توان به صحبت و توجه به همراه در حین رانندگی، خوردن و نوشیدن در حین رانندگی، عدم رعایت فاصله ایمنی و توجه نکردن به سرعت، حرکات نمایشی در حین رانندگی، بی توجهی به علائم راهنمایی رانندگی، صحبت با تلفن همراه در حین رانندگی، جر وبحث در داخل خودرو و خوردن شربت و یا قرص‌های مسکن و خواب آور اشاره کرد.

قطعا رسانه‌ها و پلیس و دیگر نهادهای فرهنگی و اجتماعی باید در راستای تصحیح فرهنگ رانندگی در سطح کشور به ویژه میان رانندگان جاده‌ای برآیند به گونه ای که بتوانیم از تصادفات مرگبار و خونین جاده‌ها پیشگیری کنیم.

یکی از مولفه‌های کشورهای توسعه یافته نگاه به تمام حلقه‌ها و علل است درحالی که در کشورهای درحال توسعه تنها به حلقه آخر نگاه می کنند و چه بسا همین سبب افزایش آمار و تکرار حوادث می‌شود.

قطعا می‌دانیم که تصادفات در نتیجه همه اتفاقات گذشته است از این رو باید فرهنگ سازی از همان دوران کودکی و تحصیل آغاز و به رده‌های میانسالی و بزرگسالی ادامه پیدا کند چراکه اگر کودک و دانش‌اموز ما فرهنگ درست رانندگی را ندانند در بزرگسالی، خود سبب به وقوع پیوستن بسیاری از حوادث می‌شوند.

 

راه‌ها دومین عامل تصادفات در سطح دنیا و البته ایران است، شاید اگر راه ها از ایمنی حداکثری برخوردار باشد تاثیر خطاهای انسانی و وسائل نقلیه نیز کاهش و در اثر آن تصادفات جاده‌ای کاهش پیدا کند که البته این درحالی بوده که جاده‌های ایران از ایمنی حداکثری برخوردار نیست.

طلسم بهترین آزادراه کشور/ 44 کشته و 45 مجروح در بهترین آزاد‌راه کشور

تنها می توان در این راستا به یکی از مهمترین شاهراه ها و بهترین آزادراه های کشور که همان آزادراه تهران-قم است، اشاره کنیم که شایداز آن بتوان به عنوان جاده طلسم شده نام برد. در هفته گذشته شاهد تصادفات زنجیره‌ای و البته اتوبوسی بسیاری در این آزاد راه بوده‌ایم به گونه ای که ظرف مدت سه روز تصادف دو دستگاه اتوبوس در یک روز به همراه 44 کشته و 45 مجروح، تصادف زنجیره‌ای 21 خودروی سواری در روز دیگر و تصادف زنجیره‌ای دیگری همراه با 17 مجروح را شاهد بودیم.

بر اساس گزارشات اطلاح نقاط حادثه خیر در سطح جهان سبب پیشگیری 30 تا 40 درصدی از تصادفات می‌شود، حال جای این سوال مطرح می شود که چرا درعین حال شناسایی بیش از 2000 نقطه حادثه خیز در سطح کشور همچنان شاهد تصادفات زنجیره‌ای و خونین در سطح جاده‌های اصلی کشور هستیم؟

البته دست اندرکاران حوزه راه و راهنمایی و رانندگی بودجه را بهانه عدم رفع نقاط حادثه خیز می‌دانند، که قطعا جان یک انسان ضرر‌ها وهزینه‌های بیشتری به نسبت هزینه رفع یک نقطه حادثه خیز در سطح جاده‌ها رقم می‌زند.

 

وسائل نقلیه عامل دیگر تصادفات به ویژه در سطح جاده‌های کشور است. از جمله راهکارهای کاهش آمار تصادفات در اثر این عامل می توان به تعیین استانداردهای جهانی برای خودروسازان و نظارت دقیق آن، گرفتن قرامت از خودروسازان در تصادفاتی که خودرو در آن نقش دارد، سامان دادن خودروهای موجود و ناایمن کشور به سمت ایمنی و ایجاد شرایط توسعه ورقابتی با خودروسازان جهانی در کشور در جهت ارتقای ایمنی خودروها اشاره کرد.

حال اگر تنها به وسائل نقلیه سنگین بپردازیم، متوجه خواهیم شد که چه میزان از تلفات جانی کشور در چند سال اخیر مربوط به وسائل نقلیه سنگین بوده است.

از واژگونی اتوبوس‌های راهیان نور تا تصادفات متعدد اتوبوس‌های اسکانیا/ اتوبوس‌های مرگ همچنان در ایران سفر‌ می‌کنند

تا سال گذشته همواره اخبار رسانه‌ها پیرامون واژگونی اتوبوس‌های راهیان نور را می‌شنیدیم اما در یک سال گذشته بیش از این شاهد اخبار واژگونی یا تصادفات خونین در اثر نقص فنی توسط اتوبوس‌های اسکانیا هستیم، به راستی چه کسانی مسببان اصلی واردات این اتوبوس‌های فاجعه‌آمیز هستند.

شاید به نوعی این اتوبوس ها نسل دوم هواپیما‌های توپولوف تلقی می شوند زیرا تلفات در اثر تصادف این اتوبوس‌ها همواره قابل توجه بوده است.

خبرگزاری ایسنا چندی پیش در گزارشی به سوانح جاده‌ای حاصل از این اتوبوس ها پرداخته بود که در ذیل به چند سانحه خونین توسط اتوبوس‌های اسکانیا و به تعبیری دیگر اتوبوس‌های مرگ به وقوع پیوسته، آمده است:

  • - 12 اردیبهشت ماه امسال، یک دستگاه اتوبوس VIP اسکانیا از ترمینال سه‌راه تپه به مقصد اصفهان حرکت کرده بود که در کیلومتر 40 محور اهواز – هفتکل در لاین مخالف پس از برخورد با یک دستگاه کامیون باری به دلایل نامعلومی آتش گرفت و آتش آن به کامیون نیز سرایت کرد و در نتیجه 14 تن کشته و 4 نفر مجروح شدند. 
  • چندی پیش نیز اتوبوس اسکانیا حامل دانش‌آموز دختر بروجنی در بازگشت از سفر کاروان راهیان نور از مناطق جنگی در جاده دهدز دچار سانحه تصادف شد و به دره سقوط کرد و در این حادثه 26 تن جان باختند.
  • در 24 خردادماه امسال نیز مرکز فرماندهی و کنترل پلیس‌راهور ناجا از مرگ دو تن در پی برخورد کامیون‌ها با اتوبوس اسکانیا خبرداد که تصادف یک دستگاه اتوبوس اسکانیا، یک دستگاه کامیون‌ماک و یک دستگاه کامیون ولوو در کیلومتر 45 آزادراه کرج- قزوین در استان البرز دو کشته و یک مجروح برجای گذاشت که علت این حادثه از سوی کارشناسان پلیس عدم‌توانایی در کنترل وسیله‌نقلیه ناشی از خستگی و خواب‌آلودگی از جانب راننده اتوبوس اسکانیا اعلام شد.
  • همچنین در 24 خردادماه سالجاری نیز یک دستگاه اتوبوس با کامیون در محور نظرآباد در جاده کرج – قزوین با یکدیگر برخورد می‌کنند که در این سانحه 36 تن دچار حادثه شدند که در این حادثه هفت تن از مصدومان برای درمان بیشتر به مراکز درمانی انتقال داده شده و 29 تن نیز به صورت سرپایی و در محل درمان شدند.
  • سوم خرداد ماه امسال نیز در پی واژگونی یک دستگاه اتوبوس ولووی 26 تن از مسافران دچار مصدومیت شدند، این حادثه که در ساعت 16:13 روز پنجشنبه در محورنهبندان- بیرجند در سه‌راهی دشتک، رخ داد یک دستگاه اتوبوس ولوو B12 از جاده منحرف و واژگون می‌شود که 22 مصدوم این حادثه، به بیمارستان امیرالمومنین (ع) و خاتم‌الانبیاء زاهدان منتقل شد.

این حوادث تنها بخشی از سوانح مربوط به این اتوبوس‌های وارداتی است؛ حال در حادثه اخیر اتوبان قم-تهران هم که هردو دستگاه اتوبوس اسکانیا بودند علت حادثه نقص فنی و ترکیدگی لاستیک‌های چینی عنوان شده است.

برخی از مسئولان در پاسخ به اینکه چرا اتوبوس‌های مسافربری از لاستیک‌های بی کیفیت چینی استفاده می‌کنند؟ اظهار کردند به دلیل افزایش قیمت ارز و به تبع آن افزایش قیمت لاستیک‌های با کیفیت بالا، رانندگان به ناچار از این لاستیک‌ها استفاده می‌کنند.

آیا قیمت لاستیک چینی برابر جان یک انسان است؟

اما جای این سوال باقی بوده که آیا ضرر‌های روحی و مالی هر یک کشته در اثر این سوانح 10 برابر قیمت یک لاستیک با کیفیت نیست؟ 

امروز متاسفانه ما قیمت ارز را بهانه‌ای برای واردارت این لاستیک ها قرار داده ایم درحالی که میزان خسارات جانی در اثر استفاده از این لاستیک‌ها بیش از واردات ما بوده است.

جدا از ضرر‌های روحی و مالی برای کشته شدگان و بازماندگان، آثار حقوقی تصادفات یعنی جبران ضرر و زیان‌های ناشی از تصادفات نیز باید مدنظرگرفته شود که از جمله این ضرر‌ها می توان به هزینه‌های ناشی از تصادف خودرو و یا هزینه‌های بیمارستانی و حتی ضررهای معنوی در پی تصادف چون بازداشت راننده و زندانی‌شدن وی اشاره کرد که از نظر روحی لطمه‌های زیادی به خود راننده و خانواده‌اش می‌رساند.

 

سخن پایانی

به راستی تاکنون نتیجه اطلاعات جمع‌آوری شده پس از هریک از حوادث چه میزان در پیشگیری از تصادفات اثر گذار بود و در راستای این اطلاعات چه تدابیری اندیشیده شده است؟

قطعا توقع مردم کشور از تمام مسئولان به ویژه دست اندرکاران حوزه راه و ایمنی این است که تنها به اظهار تاسف و چند اقدام کوتاه مدت اکتفا نکنند بلکه برای پیشگیری از سوانح بیشمار جاده‌ای به‌ویژه در حوزه حمل و نقل عمومی و خودروهای سنگین راهکارها و برنامه‌هایی بلندمدت تدوین و اجرا کنند. به طور یقین مردم امروز که حساسیت تمام ارکان کشور را نسبت به این موضوع مشاهده می کنند در صورت رخ دادن حادثه‌ خونین دیگری، هیچ توجیهی را نخواهند پذیرفت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت 11:4  توسط امیر رحمانی  | 

حدیث روز

 

امام جواد علیه السلام فرمودند: هر كه پدرم را با معرفت در حقّش زیارت نماید، هزار هزار حجّ ثواب زیارتش مى‌باشد.
مشرق- ابی‌نصر بزنطی می‌گوید: در نامه امام رضا علیه السلام چنین آمده بود: به دیگر شیعیان، دوستان و علاقمندان ما بگویید: ثواب زیارت ـ قبر ـ من نزد خداوند معادل است با یك هزار حجّ.
به امام جواد (علیه السلام) عرض كردم: هزار حجّ ؟!
فرمود: آری، هر كه پدرم را با معرفت در حقّش زیارت نماید، هزار هزار حجّ ثواب زیارتش مى‌باشد.

 متن حدیث:

حدثنی محمدبن الحسن، رضی‌الله عنه قال حدثنا محمدبن الحسن الصفار عن احمدبن محمد بن عیسی عن احمدبن محمدبن ابی نصر البزنطی قال قراءت فی کتاب ابی‌الحسن‌الرضا علیه السلام: أبْلِغْ شیعَتى، إنَّ زِیارَتى تَعْدِلُ عِنْدَاللهِ عَزَّ وَ جَلَّ ألْفَ حَجَّه، فَقُلْتُ لاِبى جَعْفَر (علیه السلام): ألْفُ حَجَّه؟! قالَ: إى وَاللهُ، وَ ألْفُ ألْفِ حَجَّه، لِمَنْ زارَهُ عارِفاً بِحَقِّهِ.


«ثواب الاعمال،صفحه 209»

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت 10:55  توسط امیر رحمانی  | 

اخبار سیاسی و اقتصادی و تحلیل

 

نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل از دیدار خود با اوباما در مورد ایران خبر داد. ایران باید این چهار گام را بردارد: توقف غنی سازی اورانیوم، انتقال تمام اورانویم غنی شده از خاک ایران، تعطیلی فردو و تقف ساخت راکتور پلوتونیوم!
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
تایمز اسرائیل نوشت: نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل از دیدار خود با اوباما در مورد ایران خبر داد.به گزارش سرویس بین الملل انتخاب، وی در جلسه روز سه شنبه کابینه رژیم صهیونیستی گفت: من یک هفته و نیم دیگر در سازمان ملل سخنرانی خواهم کرد اما پیش از آن به دیدار اوباما خواهم رفت.
نتانیاهو اضافه کرد: من قصد دارم در این دیدار در مورد توقف برنامه هسته ای ایران گفتگو کنم.
وی ادامه داد: ایران باید این چهار گام را بردارد: توقف غنی سازی اورانیوم، انتقال تمام اورانویم غنی شده از خاک ایران، تعطیلی فردو و توقف ساخت راکتور پلوتونیوم!
نخست وزیر اسرائیل افزود: تنها ترکیبی از این چهار گام می تواند منجر به توقف برنامه هسته ای ایران شود و تا زمانیکه این چهار اقدام از سوی ایران عملی نشود، فشاربر ایران کشور باید افزایش یابد و نباید از آن کاسته شود!
 
 
لاوروف افزود: البته این اقدام نباید یک جانبه باشد بلکه باید با رفع تحریم ها به ویژه تحریم های یکجانبه کشورهای غربی علیه ایران همراه باشد.
وزیر امور خارجه روسیه گفت: مسکو، یک فرصت جدید را برای پیشرفت در مذاکرات مربوط به حل مسئله هسته ای ایران می بیند.

به گزارش عصر ایران به نقل از یونایتدپرس، سرگی لاوروف در گفتگو با خبرنگاران در مسکو اظهار داشت: موضع ما این است که در یک و نیم سال گذشته چارچوب خوبی برای پیشرفت در مذاکرات مربوط به مسئله هسته ای ایران، پایه گذاری شده است.

قبل از این، لاوروف بعد از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری اخیر ایران هم از نظر مثبت مقامات تهران درباره بررسی توقف غنی سازی 20 درصدی سخن گفته بود.

مقامات ایرانی تاکنون به این سخنان واکنشی نشان نداده اند.

لاوروف افزود: همکاران ایرانی ما آماده هستند در گفتگو با گروه 1+5 موضوع توقف غنی سازی 20 درصدی اورانیوم را مورد بررسی قرار دهند.

وزیر امور خارجه روسیه این موضوع را گام بسیار مهم توصیف کرد و گفت: گروه 1+5 باید به طرح ایران پاسخ مثبت دهد.

گروه 1+5 متشکل از پنج عضو دائم شورای امنیت (آمریکا، روسیه، فرانسه، انگلیس، چین) به علاوه آلمان است که از چند سال پیش تاکنون سلسله مذاکراتی را با ایران بر سر برنامه هسته ای این کشور دنبال می کند.

او همچنین از اظهارات مقامات ایران درباره تضمین شفافیت کامل برای برنامه هسته ای ایران تقدیر کرد و گفت: البته این اقدام نباید یک جانبه باشد بلکه باید با رفع تحریم ها به ویژه تحریم های یکجانبه کشورهای غربی علیه ایران همراه باشد.

لاوروف ادامه داد: غرب باید تحریم های ضدایرانی را بردارد چرا که این اقدام به معنی پاسخ مناسب به طرح ایران است.

وزیر خارجه روسیه افزود: مسکو از سران جدید ایران تشکر می کند زیرا تضمین شفافیت بیشتر به برنامه هسته ای خود را بازگرداندند.

وی تاکید کرد: روسیه به حق ایران در استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای به رسمیت می شناسد اما برنامه هسته ای ایران باید تحت نظارت آژانس بین المللی انرژی اتمی باشد.

 
در ماه های گذشته جلسات مختلفی بین مقاماتی از ایران با مقامات این گروه فلسطینی در بیروت ، دمشق و تهران و با حضور حزب الله لبنان برگزار شده کمه خروجی این جلسات در از سر گیری کمک های مالی و تسلیحاتی ایران به این گروه فلسطینی بوده است.
وب سایت خبری المانیتور با انتشار گزارشی مدعی شد که در ماه های گذشته کمک های مالی و تسلیحاتی ایران به گروه فلسطینی " جنبش خلق برای آزادی فلسطین – فرماندهی کل"(PFLP) افزایش یافته است.

به گزارش عصر ایران المانیتور به نقل از برخی مقامات این گروه فلسطینی گفته اند در ماه های گذشته ایران کمک های مالی و تسلیحاتی خود به این گروه را از سر گرفته است.

"جنبش خلق برای آزادی فلسطین – فرماندهی کل" تنها گروه فلسطینی حامی حکومت بشار اسد رئیس جمهور سوریه است که این حمایت خود را به صورت علنی نیز اعلام می کند.

بخشی از فرماندهان اصلی این گروه فلسطینی و مراکز فرماندهی آنها از سال ها پیش در سوریه مستقر بودند. بعد از آغاز بحران در سوریه از دو سال پیش، این گروه بر خلاف حماس و جهاد اسلامی به حمایت علنی از اسد پرداخت و ازترک سوریه نیز خودداری کرد.

اردوگاه آوارگان فلسطینی "یرموک" در حومه جنوبی دمشق نیز محل اصلی قدرت نمایی و استقرار دفاتر و اعضای مسلح "جبهه خلق برای آزادی فلسطین - فرماندهی کل" است.

برخی از رسانه ها نیز گفته اند که اعضای مسلح این گروه در درگیری با مخالفان مسلح اسد نیز مشارکت داشته است.

جنبش حماس و جهاد اسلامی که پیشتر از دریافت کنندگان اصلی کمک های ایران بودند پس از بحران جنگ داخلی در سوریه از حکومت دمشق فاصله گرفتند و تا حدود زیادی با مخالفان مسلح حکومت سوریه همداستان شدند.

المانیتور به نقل از برخی منابع PFLP  می افزاید در ماه های گذشته جلسات مختلفی بین مقاماتی از ایران با مقامات این گروه فلسطینی در بیروت ، دمشق و تهران و با حضور حزب الله لبنان برگزار شده که خروجی این جلسات در از سر گیری کمک های مالی و تسلیحاتی ایران به این گروه فلسطینی بوده است.

این منابع افزودند با از سر گیری کمک های ایران به زودی شاهد تقویت جدی گردان های مسلح " ابو علی مصطفی" شاخه نظامی جبهه خلق برای آزادی فلسطین – فرماندهی کل خواهیم بود.
گروه جبهه خلق برای آزادی فلسطین –فرماندهی کل در جریان بحران سوریه در کنار حزب الله لبنان از  حکومت بشار اسد حمایت کرد.

ابو احمد فواد از مقامات سابق شاخه نظامی و از مقامات کنونی بخش سیاسی این گروه فلسطینی ،هفته گذشته در مصاحبه ای با شبکه تلویزیونی "المیادین " اعلام کرد ، اگر آمریکا به سوریه حمله کند، این گروه در تلافی اسراییل را مورد هدف قرار  خواهد داد.

گفتنی است روابط دو گروه فلسطینی "جبهه خلق برای آزادی فلسطین" و" حماس" در ماه های گذشته به دلیل تفاوت موضع دو گروه در قبال بحران سوریه رو به تیرگی گذاشته است.

جبهه خلق برای آزادی فلسطین در سال 1967 تاسیس شد اما اختلاف میان دو رهبر ارشد گروه یعنی "جرج حبش و احمد جبرئیل" باعث جدا شدن جبرئیل از این گروه و تشکیل مجموعه جدیدی به نام "جبهه خلق برای آزادی فلسطین - فرماندهی کل" در سال 1968 شد.

 

 

با انتقال آخرین گروه از اعضای سازمان تروریستی منافقین از پادگان اشرف به کمپ لیبرتی، پرونده این پادگان نظامی برای همیشه بسته شد، اما خاطره تلخ فعالیت ساکنان این پادگان تا سالها و بلکه دهه ها از صفحه خاطرات دو ملت پاک نخواهد شد.

به گزارش مشرق به نقل از مهر، این روزها خبر تعطیلی کامل یک پادگان نظامی در عراق به یکی از اخبار اصلی رسانه‌های ایران و منطقه تبدیل شده و مقامات دو کشور از این حادثه ابراز خرسندی می کنند.
خروج 42 نفر باقیمانده اعضای سازمان مجاهدین خلق(منافقین) در شامگاه چهارشنبه هفته گذشته از پادگانی که نام اشرف از سوی این سازمان تروریستی بر آن نهاده شده، شاید یکی از مهمترین و در عین حال شیرین ترین اخبار ماه ها و بلکه سالهای گذشته برای مردم ایران و عراق بوده است.

اما چرا این پادگان برای ملت های ایران و عراق واجد اهمیت بود و چرا دولت های دو کشور خواستار برخورد با ساکنان آن بوده‌اند. ماهیت این پادگان چیست و چه نقشی در تحولات دو کشور در دو دهه اخیر داشته است؟

این گزارش برای پاسخ به همین مسائل به 10 سوال اصلی پیرامون این پادگان پاسخ می‌گوید:

1- «اشرف» چیست و کجاست؟

اشرف نام یک پادگان نظامی است که در 80 کیلومتری مرز ایران و 85 کیلومتری بغداد در استان دیالی کشور عراق  واقع شده است. نزدیکترین شهر به این پادگان که به مدت 27 سال در اختیار سازمان مجاهدین خلق(منافقین) بوده است، شهر مرزی خالص در استان دیالی است. پادگان اشرف که سازمان منافقین آن را شهر اشرف می خواندند، در منطقه ای کشاورزی و در زمینی در ابعاد 6 کیلموتر در 6 کیلومتر احداث شده است.

2- چرا این پادگان را اشرف نامگذاری کرده اند؟

اشرف، نام همسر اول مسعود رجوی از اعضای این سازمان تروریستی است. اشرف ربیعی پس از حرکت مسلحانه اعضای این سازمان در سال 60 و اقدامات متعدد تروریستی اعضا، در درگیری با نیروهای سپاه پاسداران در خانه ای تیمی به همراه موسی خیابانی نفر دوم این سازمان کشته شد.

رجوی پس از آنکه این پادگان را از صدام هدیه گرفت، نام همسر خود را بر آن نهاد. مسعود از همسر اول خود فرزندی به نام مصطفی دارد که هم اکنون در کمپ لیبرتی در میان اعضای منافقین حضور دارد.

3- اشرف در چه زمانی تاسیس شده و تاریخچه این پادگان چیست؟

این پادگان در ابتدا زمین های کشاورزی متعلق به کشاورزان فرودست استان دیالی بوده است که صدام به دلیل رضایت از اقدامات سازمان مجاهدین در همکاری با حزب بعث در جنگ ایران و عراق از کشاورزان غصب کرده و به مسعود رجوی هدیه داده است.

تاریخ تاسیس این پادگان همزمان با ورود مسعود رجوی به کشور عراق و برگزاری جلسه هماهنگی با شخص صدام حسین در سال 1365 بوده است. در این جلسه مقرر شد تا مسعود رجوی با حمایت همه جانبه رئیس جمهور عراق، گروهی نظامی موسوم به ارتش آزادیبخش ایران را برای حمله به ایران تشکیل دهد. بدین ترتیب صدام امکانات فراوانی اعم از تجهیزات نظامی سبک و سنگین، دستگاه های جاسوسی، مبالغ هنگفتی پول و ... به رجوی اهدا کرد.


دیدار مسعود رجوی سرکرده منافقین با صدام حسین و مقامات ارشد حزب بعث در بدو ورود به عراق

این ارتش پس از همکاری گسترده با ارتش بعث عراق در حمله به کشورمان به خصوص در عملیات مرصاد، بعدها نقش فراوانی در اقدامات سرکوبگرایانه حزب بعث در داخل عراق نیز ایفا کرد.

روند حضور منافقین در اشرف و حمایت دولت عراق تا سال 1382 یعنی حمله نیروهای ائتلاف و سقوط صدام ادامه داشت. پس از اشغال عراق، پادگان اشرف نیز تحت تسلط ارتش آمریکا قرار گرفت. بعد از تشکیل دولت قانونی در عراق  نیز حفاظت این پادگان نظامی با نظارت سازمان ملل به ارتش عراق سپرده شد.

4- چه کسانی در این پادگان فعالیت می کردند؟

پس از تشکیل گروه نظامی موسوم به ارتش آزادیبخش ابتدا مسعود رجوی، مریم رجوی و سایر اعضای شورای رهبری سازمان تروریستی منافقین به همراه کلیه نیروهای نظامی این سازمان در این پادگان حضور داشتند. این گروه که در واقع نفرات اصلی این سازمان را تشکیل می دادند از متعصب ترین اعضای این گروهک هستند که به دلیل سابقه طولانی مدت در سازمان و هم چنین دست داشتن در اقدامات تروریستی دهه شصت در ایران، وفاداری بسیار بالایی نسبت به سازمان دارند.


آمورش نظامی به اعضای منافقین در پادگان اشرف، بخش قابل توجهی از ساکنین اشرف را زنان و دختران تشکیل می‌دادند

دسته دوم اعضای سازمان که تعداد بسیار محدودی دارند، اسرای جنگی هستند که در فاصله سالهای پایانی جنگ به خصوص پس از عملیات مرصاد به عضویت این سازمان درآمده اند. نیاز مبرم سازمان به نیروهای تازه نفس به دلیل تلفات سنگین در عملیات مرصاد انگیزه اصلی منافقین در عضوگیری گسترده از اسرای ایرانی بود.

این افراد تحت فشارهای طاقت فرسای زندان های صدام، دلایل مختلف تقاضای سازمان برای عضویت در آن و حضور در اشرف را پذیرفتند. مهمترین دلیل این افراد برای حضور در اشرف فرار از اردوگاه های وحشتناک اسرای جنگی در عراق و شرایط سخت حاکم بر این اردوگاه ها بود. این افراد طبیعتا اعتقاد چندانی به این سازمان نداشته و بنابراین وفاداری چندانی هم نداشته اند. به همین دلیل تحت فشار بیشتری از سوی رهبران سازمان بوده و هستند.


در عملیات مرصاد که سازمان منافقین آن را عملیات فروغ جاویدان می خواند، بیش از 3000 نفر از اعضای این سازمان به دست نیروهای ارتش و سپاه کشته شدند

دسته دیگری از افرادی که در این پادگان حضور دارند افرادی هستند که در حین سفر غیرقانونی به اروپا و امریکا در کشورهای همسایه دستگیر شده و یا با مشکل مواجه شده اند. این افراد که عمدتا از کشور ترکیه و کردستان عراق قصد مهاجرت غیرقانونی به کشورهای اروپایی را داشته اند توسط اعضای آموزش دیده سازمان منافقین در این کشورها با بهانه هایی چون کسب مجوز اقامت در اروپا اغفال شده و برای حضور کوتاه مدت در اشرف راهی این پادگان شده اند. این حضور کوتاه مدت البته سالها به طول انجامیده است.

دسته چهارم هم فرزندان و اعضای خانواده های منافقین هستند که یا به اجبار والدین ساکن اشرف خود و یا بر اساس تبلیغات اغواگرانه تلویزیون سازمان به این پادگان منتقل شده اند.

5- چه فعالیت هایی در این پادگان انجام شده است؟

آموزش نظامی اعضای گروهک منافقین جهت انجام عملیات علیه ملت های ایران و عراق؛ آموزش سایر نیروهای تروریستی منطقه مانند طالبان و القاعده؛ فعالیت های فرهنگی و آموزشی بر روی نیروها برای متقاعد کردن آنها در انجام عملیات های تروریستی؛ فعالیت های اطلاعاتی و جاسوسی چون تخلیه تلفنی ایرانیان به نفع دولت عراق؛ پخش تلویزیون منافقین برای عملیات جنگ روانی علیه دو ملت ایران و عراق از جمله مهمترین محورهای فعالیت این گروهک در پادگان اشرف بود.

6- چرا این پادگان برای سازمان مجاهدین خلق(منافقین) اهمیت داشته است؟

پادگان اشرف در حقیقت بزرگترین مرکز آموزش و تربیت تروریست ها در خاورمیانه بود که در آن سازمان تروریستی منافقین به راحتی می توانستند اعضا و ورودی های جدید را با توجه به محیط بسته پادگان که هیچ گونه ارتباطی اعم از تلفن، اینترنت و پست با دنیای پیرامون نداشت تحت شیوه های پیچیده فرقه ای آمورش دهند.


اشرف تنها پادگان نظامی در دنیا است که جهت سیم خاردارها و سرنیزهای روی دیوارها به سمت داخل پادگان است
با این حال در سالهای اخیر تعداد زیادی از اعضای این گروهک تروریستی از این پادگان فرار کرده اند

 

یکی دیگر از دلایل اهمیت پادگان اشرف برای منافقین امکانات بالای این پادگان اعم از امکانات نظامی، جاسوسی و ... بود که حزب بعث عراق با نظر مستقیم صدام حسین به این گروهک اعطا کرده بود.
نزدیکی به مرز ایران نیز دلیل دیگر اهمیت این پادگان استراتژیک برای منافقین بود.


یکی از نمادهای پادگان اشرف که در بخش مرکزی این پادگان واقع شده است

اشرف همچنین نماد بازوی نظامی این گروهک تروریستی بود و به دلیل وجود نمادهای ایدئولوژیکی چون برج موسوم به آزادی اهمیت بالایی در هویت بخشی به اعضای خود داشت و نقش پررنگی در اغفال جوانان و ایرانیان ساکن کشورهای اروپایی داشت.

7- چرا این پادگان مورد توجه دولت و ملت ایران و عراق بوده است؟

مهمترین دلیل اهمیت پادگان اشرف برای ایران و عراق نقشی است که تعطیلی این پادگان در فروپاشی این گروهک تروریستی ایفا خواهد کرد. بسیاری معتقدند فروپاشی اشرف مرحله اصلی فروپاشی سازمان منافقین خواهد بود. به این ترتیب بسیاری از اقدامات تروریستی و یا مزاحمت‌ها برای دستگاه های امنیتی و انتظامی دو کشور برچیده می شود.

بازگرداندن زمین های کشاورزی پادگان به صاحبان اصلی در حاشیه شهر خالص و برچیده شدن بساط یک گروهک تروریستی با سوابق جنایات گسترده علیه مردم عراق در سرکوب انتفاضه شعبانیه و کردکشی توسط صدام از مهمترین دلایل اهمیت تعطیلی این پادگان برای دولت عراق است.

8- چرا دولت های عراق و ایران تاکنون با این پادگان و ساکنان آن برخورد نکرده اند؟

از سابقه 27 ساله این پادگان یعنی از سال 1365 تاکنون، 17 سال از عمر خونین اشرف در دوران صدارت صدام دیکتاتور عراق بوده است. فردی که خود این پادگان را به منافقین هدیه داده و بیشترین استفاده را از این گروهک تروریستی علیه دو ملت ایران و عراق کرده است، به صورت طبیعی مهمترین حامی این گروهک در همه این 17 سال بوده است.

پس از حمله آمریکا به عراق در سال 1382 و تسلط آمریکا و متحدانش بر این کشور، این پادگان نیز تحت تسلط آمریکا قرار گرفته بود و طبیعتا آمریکا از سود سرشاری که این گروهک در ضربه زدن به دشمن مشترک یعنی جمهوری اسلامی ایران می برد به سادگی صرف نظر نمی‌کرد. بنابراین منافقین در تمام سالهای اشغال زیر نظر آمریکا و تحت حمایت آنها به فعالیت های خود ادامه دادند هرچند به نسبت زمان حضور صدام در عراق فعالیت های آنها محدود تر شده بود.

در دو سال اخیر و همزمان با خروج نیروهای آمریکایی از عراق، دولت های قانونی این کشور بارها مخالفت خود را با حضور اعضای این گروهک در خاک خود و لزوم انتقال آنها از خاک عراق به کشور و یا کشورهای دیگر تاکید کرده اند.

9- ساکنان سابق اشرف اکنون کجا هستند؟

از اواخر سال 1390 که پیگیری‌های دولت عراق جهت اخراج منافقین از خاک عراق به نتایجی دست یافت، مقرر شد اعضای این سازمان تروریستی با نظارت سازمان ملل طی چند مرحله از این پادگان تخلیه شوند. این افراد پس از خروج از اشرف به اردوگاه الحریه یا همان کمپ انتقالی لیبرتی منتقل شده اند. لیبرتی نام پادگانی در نزدیکی فرودگاه بغداد است که پیش از این در جریان حمله کشورهای غربی به عراق، در اختیار نیروهای نظامی آمریکا قرار داشت.


پادگان لیبرتی حد فاصل فرودگاه و شهر بغداد، محل اسکان موقت اعضای منافقین برای انتقال به کشورهای دیگر

البته به دلیل شرایط طاقت فرسا و عدم رعایت حقوق انسانی از سوی رهبران این سازمان در اشرف، بلافاصله پس از سقوط صدام و برداشته شدن چتر حمایتی وی از منافقین، 700-800 نفر از ساکنان پادگان اشرف که عمدتا اعضای متاخر این سازمان به خصوص ورودی های پس از عملیات مرصاد بودند، از پادگان فرار کردند. بخش قابل توجهی از این افراد با رافت نظام اسلامی مواجه شده و اکنون در آغوش خانواده های خود در ایران هستند. برخی دیگر نیز به درخواست خود به کشورهای اروپایی منتقل شده اند.

10- آینده این پادگان چه خواهد شد؟

بنابر اخبار رسیده و شواهد موجود اکنون این پادگان به صورت موقت در اختیار لشکر دجله ارتش عراق قرار گرفته و نیروهای آن در این منطقه مستقر شده اند.

برخی رسانه های عراقی نیز که به تبعیت از ملت عراق کینه دیرینه ای از این گروهک ترویستی دارند به دولت عراق پیشنهاد داده اند تا این پادگان به شهربازی و باغ وحش اشرف در استان دیالی تبدیل شود.


درب موسوم به اسد در ضلع غربی پادگان اشرف، یکی از ورودی های اصلی پادگان که رو به جاده خالص- کرکوک که برای همیشه بسته شد

گمانه زنی دیگر رسانه های عراقی نشان می دهد که این پادگان یا همچنان در اختیار این لشگر باقی خواهد ماند و یا به موزه بین المللی تروریسم تبدیل خواهد شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت 10:41  توسط امیر رحمانی  | 

مطالب قدیمی‌تر